خبرگزاری هرانا

    خانه  > اندیشه و بیان  >  نامه سرگشاده فرزند آیت الله منتظری به علی خامنه ای؛ به محدودیت‌ها پایان بدهید

نامه سرگشاده فرزند آیت الله منتظری به علی خامنه ای؛ به محدودیت‌ها پایان بدهید

خبرگزاری هرانا – سعید منتظری، فرزند سوم آیت الله حسینعلی منتظری طی نامه ای سرگشاده به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی خواستار رفع محدودیت ها علیه اعضای خانواده، آثار، کتابخانه و منزل پدرش شد. وی در این نامه به برخوردهای خشونت آمیز مامورین وزارت اطلاعات در زمان بازداشت خود و عدم رسیدگی به شکایت های او در باره این برخوردها اشاره کرده است. سعید منتظری همچنین با اشاره به پلمپ ۲۲ ساله حسینیه شهدا، منزل و کتابخانه پدرش، خواستار رفع محدود نسبت به ممنوع الخروجی خود و برخی از نزدیکانش شده است. وی در بخش دیگری از این نامه به برنامه های تلویزیونی و “بیان مطالبی سخیف و ‏غیرعقلایی یا نقل قول از دیگران” علیه پدرش اشاره کرده است که اشاره ای است به اظهارات روح الله حسینیان که در یک برنامه تلویزیونی از قول آیت الله خمینی، آیت الله منتظری را “فاسد” خوانده بود. سعید منتظری همچنین در مورد آقای حسینیان دست به افشاگری می زند و می نویسد : “اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت پروندۀ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند به حکم شرع و قانون، ادامۀ حیات وی میسور نبود.”

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایران امروز، سعید منتظری، فرزند آیت الله منتظری یک نامه اعتراضی به علی خامنه‌ای نوشته است. وی در این نامه خواستار پایان محدودیت‌های اعمال شده بر خود و نزدیکان آیت‌الله منتظری شده است.

آقای منتظری به رهبر ایران نوشته که این نامه “شکوائیه و داد و هوار یک عامل بیگانه و آلت دست دشمن” نیست بلکه “درد دل دوستانه و اتمام حجتی” است که “تأخیر شده” است.

متن کامل این نامه در ادامه می‌آید:

“درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد

‏«هو»‏

مقام محترم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

با سلام و با آرزوی توفیقات حضرتعالی در پاسداشت و تحقق آرمانهای انقلاب و وعده های ‏بزرگان این مرز و بوم و عملی ساختن آنچه زمینه ساز و مقتضای فرامین الهی و اصول مسلّم ‏اخلاقی است که این مسأله وجه مشترک تمامی ادیان الهی و مکاتب موجود در جوامع بشری ‏است.‏

طلیعۀ سخن را با کلامی از خدای متعال و پیامی از ولیّ خدا مزیّن می نمایم:‏

قال تبارک و تعالی: ﴿ فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک ‏فاعف عنهم واستغفر لهم و شاورهم فی الامر﴾ (آل عمران / ۱۵۹)‏

نامۀ امیرالمومنین علی(ع) خطاب به مالک اشتر دربارۀ آیین زمامداری: واجعل لذوی ‏الحاجات منک قسماً تفرّع لهم فیه شخصک، و تجلس لهم مجلساً عامّاً فتتواضع فیه لله الذی خلقک، ‏و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک، حتّی یکلّمک متکلمهم غیر متتعتع، فانی ‏سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول فی غیر موطن، لن تقدس امّه لایوخذ للضّعیف ‏فیها حقه من القوی غیر متتعتع. ثمّ احتمل الخرق منهم والعی، و نحّ عنهم الضّیق والانف یبسط الله ‏علیک بذلک اکناف رحمته، و یوجب لک ثواب طاعته. (نهج البلاغه، نامۀ ۵۳)‏

حضرت آیت الله؛ در این شب های قدر که با شهادت امام علی (ع) اسطورۀ عدالت خواهی ‏قرین گشته است با خود اندیشیدم که بجاست در دهمین سالگرد درگذشت پدر، به حکم وظیفه ای ‏تأخیر شده، سخنانی را با شما در میان بگذارم. البته شاید در این شرایط و اوضاع و احوال ملتهب ‏و بحرانی کشور و در این وانفسای مشکلات عدیدۀ معیشتی و نابسامانی های طاقت فرسای زندگی ‏مردم و به تبع آن مشغولیات عدیدۀ حضرتعالی، چندان مناسب و بجا نباشد که مصدّع اوقات ‏شریف گردم؛ علاوه بر آن، عدم توجه حضرتعالی به نامه های قبلی اینجانب و دیگر دوستان و ‏بستگان، تردید در نگارش را تشدید و مرا به ادامۀ سکوت و تحمل شرایط موجود ترغیب می ‏نمود؛ اما از سوی دیگر براساس آموزه های دین و تأکید همیشگی پدر، تظلم خواهی یک وظیفۀ ‏شرعی و اخلاقی است و سکوت و وانهادن امر به معروف و نهی از منکر به بهانه های واهی ‏نسبت به اقدامات ناروایی که به نام دین صورت می گیرد جایز نیست. همچنین حضرتعالی توجه ‏دارید که سی چهل سالی است که اوضاع و احوال کشورمان دم به دم حساس است و این نمی ‏تواند دلیلی عقلایی برای نگفتن و ننوشتن و کتمان حقایق باشد، و از طرفی احتمال نادیده گرفتن ‏عریضه ها نیز رافع مسئولیتهای شرعی، وجدانی و اخلاقی نیست، به ویژه در رابطه با کسانی که ‏مستقیم و یا غیرمستقیم در معرض ظلم و تعرّض و تعدّی منصوبان و اطرافیان با واسطه و بدون ‏واسطۀ حضرتعالی هستند.‏

قابل تأسف است که با وجود علقه های فراوان و روابط صمیمانه ای که در گذشته وجود ‏داشته و هنوز علیرغم فراز و نشیب های بسیار، یاد و خاطره هایش کماکان در اذهان مانده است، ‏رفتارهای ناشایست و تندی جاری و ساری است و عجیب اینکه این شیوه سالیان سال است که ‏ادامه دارد و گویا به امری عادی تبدیل شده و پایان و حدّ یقفی هم بر آن متصور نیست.‏

بسا از امثال اینجانب انتظار می رود اکنون که از باب انجام وظیفه دست بر قلم برده است در ‏مرحلۀ نخست مصائب و درد دلها و شرح آنچه بر مردمان این مرز و بوم می گذرد را بیان کند، ‏اما قاعدتاً شرح برخی از این قصه های پرغصه از باب مشت نمونۀ خروار می تواند تا حدّی ‏دربرگیرندۀ بخشی از مسائل و ابتلائات و مشکلات مردم باشد، لذا با اجازۀ شما مختصراً چند ‏مورد را بیان می کنم که البته هر کدام پس زمینه ها و توابع و لواحقی هم دارد که از حوصلۀ این ‏وجیزه خارج است.‏

‏۱- هجمۀ تبلیغاتی یکطرفه علیه آیت الله منتظری که بارها خودِ حضرتعالی بر پیش کسوتی و ‏حقّ استادی ایشان بر خودتان و دیگر بزرگان این مملکت تأکید داشته اید، هنوز پس از حدود ده ‏سال که از رحلت مظلومانۀ ایشان می گذرد به شدت و حدّت ادامه دارد. ساختن مستندهای ‏فرمایشی، مغشوش، مغرضانه و یک جانبه و نوشتن کتابها و مقالاتی توسط افراد و نشریات معلوم ‏الحال علیه ایشان، آن هم درحالی که خاطرات ایشان با گذشت بیست سال هنوز اجازۀ چاپ و ‏انتشار نداشته و ندارد ولی ردیّه های آن مکرراً توسط اشخاص و ارگانهای رسمی در حال چاپ و ‏انتشار است. همچنین برنامه های مختلف تلویزیونی علیه ایشان و بیان مطالبی سخیف و ‏غیرعقلایی و یا نقل قول از دیگران که آخرین مورد در این رابطه توسط شخصی صورت گرفت ‏که اظهارات او حتی غیرمستقیم متعرّض شخص جنابعالی نیز می شود. فرد مذکور متأسفانه هنوز ‏عهده دار مسئولیتی مهم در یک مرکز تاریخ نگاری و اسنادی است و با جرأت و اطلاع کامل ‏ادعا می کنم و همۀ توابع آن را به جان می خرم که اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت ‏پروندۀ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند به حکم شرع و قانون، ادامۀ حیات ‏وی میسور نبود.‏

‏۲- حسینیه شهدا که سالها محل تدریس آیت الله منتظری و محل برگزاری مجالس دینی بوده ‏است حدود ۲۲ سال است که پلمب شده و لانه کبوتران و پرندگان گشته و عدم رسیدگی به ‏وضعیت فیزیکی آن موجب تخریب آن گردیده و در معرض ویرانی کامل است، حال آنکه بنا به ‏حرمت و اهمیت شرعی و قانونی و احترام مالکیت شخصی و برحسب وصیت ایشان بایستی این ‏مکان با تولیت فرزندان جهت مجالس درس و بحث و برگزاری مجالس دینی مورد استفاده قرار ‏گیرد. شعارهای “مرگ بر منتظری” و “وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد” که در ماجرای ‏یورش آبان سال ۷۶ بر دیواره های آن نقش بست و هنوز هم برجای مانده است، یادآور قضایای ‏اسفبار و غیر قابلِ توجیهِ حوادثِ تلخِ آن زمان است.‏

‏۳- منزل مسکونی و کتابخانۀ شخصی و دفتر ایشان که بارها و بارها پذیرای شخص شما و ‏دیگر دست اندرکاران و بزرگان مملکت بوده است و یادگاری از ایشان برای فرزندان طبیعی و ‏معنوی وی و حق شرعی و قانونی آنان است نزدیک به ۱۰ سال است بدون هیچ دلیلی و بدون ‏ارائۀ هیچ حکمی پلمب گشته و درب ورودی آن را جوش داده اند. ای کاش فرصت می داشتید و ‏فیلم تخریب آن توسط نیروهای شناخته شدۀ موسوم به لباس شخصی ها و غارت اموال و اجناس ‏آن توسط نیروهای رسمی ادارۀ اطلاعات و دادگاه ویژۀ روحانیت را مشاهده می فرمودید.‏

‏۴- شاید مناسب باشد و اجازه داشته باشم به مسائل شخص خودم نیز اشاره ای بنمایم. بعد از ‏تحمل حدود یک سال سلول انفرادی ممتد و طاقت فرسا در سالهای ۷۹ و ۸۰ (که فعلا در اینجا از ‏تشریح اهانتها و رفتارهای غیرشرعی و خلاف قانون بعض بازجویان می گذرم) که عمده دلیل آن ‏در اختیار داشتن فیلم خشونتها و برخوردهای تکان دهندۀ بعضی از بازجویان وزارت اطلاعات و ‏همچنین قضایای مربوط به حصر و کتاب خاطرات پدر بود و تا این ساعت هیچ دادگاه و محکمه ‏ای برای آن ایام طولانی بازداشت غیرقانونی تشکیل نشده و قاعدتاً برحسب قانون، پرونده مختومه ‏شده است؛ اما از عوارض آن ممنوع الخروجی اینجانب است و حتی نامه نگاری و مراجعات ‏مکرّر و وساطت بعض از بزرگان هم با لجاجت متصدیان مربوطه در دادگاه ویژه روبرو شده ‏است. بد نیست گفته شود که بسیاری دیگر از افراد خانواده هم با آنکه تابحال هیچ پروندۀ اتهامی ‏نداشته اند سالهاست ممنوع الخروج هستند. البته با توجه به شناختی که حضرتعالی دارید می دانید ‏که خانوادۀ ما هیچگاه قصد جلای وطن نداشته و ندارند اما این ظلم و مظالم دیگری چون تضییع ‏حقوق مشروع و قانونی و ستاره دار شدن بعض بستگان و علاقه مندان در دانشگاهها و مراکز ‏علمی، سوای از خلاف قانون بودن، هیچ توجیه منطقی و عقلایی ندارد.‏

حضرت آیت الله؛ این نامه، شکوائیه و داد و هوار یک عامل بیگانه و آلت دست دشمن و ‏امثالهم نیست، و چه خوب است شما آن را یک درد دل دوستانه و اتمام حجت و بیان احساس ‏تکلیف فرزند کوچک استاد و رفیق و همرزم تان بدانید که بارها از نزدیک مورد لطف و محبت ‏شما بوده و شاید همین مسأله باعث شده که اینگونه خودمانی دست بر قلم برد. در طول سالیانی ‏که از عمرم گذشته، بنا به وظیفۀ شرعی و میهنی، همپای بسیاری از مردم این مرز و بوم در ‏خدمت انقلاب و جنگ و مملکت بوده و عوارض آن را به جان خریده ام و اکنون هم بدون هیچ ‏توقعی در این واپسین ایام عمر با همۀ مشکلات و سختی ها هنوز خوشبینانه به رفع موانع و ‏کمبودها و توجه به ناله ها و شکوه های هموطنان و التیام رنج های شان امیدوار و در آرزوی ‏ترقی و تعالی مملکت بوده و آرزو دارم که بتوان با غلبه بر مشکلات، زمینۀ پیشرفت و آبادانی و ‏رفاه این مملکت و احساس آزادی برای همه از خودی و غیرخودی را هموار ساخته و برای مردم ‏ایران آینده ای روشن و متعالی را رقم زنید که ممکن است فردا دیر باشد. والسلام علیکم و رحمه ‏الله و برکاته.‏

با احترام؛ سعید منتظری

دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸ برابر با ۲۱ رمضان المبارک ۱۴۴۰”.

آیت‌الله حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعه بود که در سال ۱۳۶۴، با انتخاب مجلس خبرگان به قائم‌مقامی آیت‌الله خمینی منصوب شد. با این حال او به‌تدریج به یکی از منتقدان حکومت تبدیل شد و اختلافاتش با آیت الله خمینی به‌ویژه در مورد “کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷” منجر به کناره‌گیری او در فروردین ۱۳۶۸ شد. وی سال‌های پایانی زندگی خود را در حصر خانگی سپری کرد. منتظری در اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ نیز جانب معترضان را گرفت و در آذر همان سال درگذشت.

در تابستان سال ۱۳۹۵، سایت رسمی آیت‌الله منتظری فایلی صوتی را از جلسه او با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی منتشر کردند که در آن شنیده می‌شود آقای منتظری اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را “بزرگترین جنایت” در تاریخ جمهوری اسلامی می‌خواند و خطاب به حاضران می‌گوید که در آینده از آنها به عنوان “جنایتکار” نام برده می‌شود.

احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری بخاطر انتشار فایل‌های مذکور به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به بنیانگذار به شش سال حبس قطعی محکوم شده بود که در چهارم اسفند ماه برای اجرای حکم محکومیت از سوی ماموران بازداشت. حکم وی بعدا توسط توسط دادگاه ویژه روحانیت به حالت تعلیق در آمد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید