خبرگزاری هرانا
امروز پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵, 24th of February 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ساعت ۲۲:۵۴:۲۷

    خانه  > slide, زندانیان  >  رنج و درد خانواده پورمنصوری ۱۶ سال پس از ارتفاع پست

رنج و درد خانواده پورمنصوری ۱۶ سال پس از ارتفاع پست

خبرگزاری هرانا – خانواده پورمنصوری جزوی از ۱۸ قوم و خویشی بودند که بدون اطلاع قبلی و تصادفا درگیر ماجرای هواپیماربایی شدند که هدف آن صرفا رها شدن از فقر، بیکاری و مشکلات اقتصادی پس از جنگ ایران و عراق بود. با گذشت بیش از ۱۶ سال از وقوع این حادثه این خانواده ها همچنان درگیر پیامدهای آن هستند و تعدادی از فرزندان آنان همچنان در زندان به سر می برند از جمله “شهرام پورمنصوری” که در زمان واقعه فقط ۱۷ سال سن داشت. داستان این واقعه توسط ابراهیم حاتمی کیا در فیلمی به نام “ارتفاع پست” به تصویر کشده شده است. گزارش پیش‌رو شرح درد و رنج این خانواده ها پس از ۱۶ سال است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز ۲۳ آبان ۱۳۷۹ یکی از پروازهای اهواز به بندرعباس مورد هواپیماربایی قرار گرفت. هواپیماربایان ۱۸ نفر شامل ۴ زن و ۱۴ مرد بودند که همگی با هم فامیل بودند و بدون اطلاع قبلی در لحظه آغاز هواپیماربایی به پیشنهاد «خالد حردانی» داماد خانواده پورمنصوری پا در این مسیر خطرناک گذاشتند.

فرهنگ و شهرام پورمنصوری دو پسر خانواده، خالد حردانی، داماد خانواده، رسول برادر وی، ندا دختر خانواده و همسر خالد و همچنین مادر خانواده پورمنصوری در مرکز این هواپیماربایی ناموفق قرار داشتند.

این افراد در شعبه ۲۰ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و متهمان ردیف اول یعنی خالد و برادران پورمنصوری به اعدام و بقیه به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدند.

احکام اعدام در شعبه ۳۱ دیوان‌عالی کشور تایید شد و پس از فراز و نشیب‌های طولانی و حتی انتشار شایعه اجرای حکم اعدام خالد حردانی، این احکام اعدام بعد از ملاقات ندا پورمنصوری با هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه، مشمول عفو شده و به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

شهرام پسر کوچک خانواده که آن‌زمان ۱۷ سال داشت، زندگی اش را این‌گونه توصیف می‌کند: “همه زندگی ام در یک خط خلاصه می‌شود: بچه بودیم جنگ شد. بعدش تا به خودمان آمدیم راهی زندان شدیم الان هم ۱۶ سال است که در حبس هستم.”

شهرام پورمنصوری از چهارشنبه گذشته در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده‌اش علی‌رغم وعده مسئولین در اعتصاب غذاست و شب گذشته نیز بعد از انتقال به بیمارستان بدون برخورداری از هیچگونه خدمات پزشکی دوباره به زندان رجایی‌شهر کرج بازگردانده شد و تا زمان انتشار این گزارش هم‌چنان در شرایط خطیری در اعتصاب غذا به‌سر می‌برد.

فرهنگ پورمنصوری برادر بزرگتر او که در زمان دستگیری ۱۸ ساله بود چندین بار در این زندان با دوختن لبان و حتی گچ گرفتن سرش دست به اعتصاب و اعتراض زده است.

مادر این خانواده نیز که یک‌سال‌ونیم حبس شامل ۴۵ روز انفرادی را تحمل کرده از آن زمان دچار بیماری قند و دیسک کمر شده و حتی بعد از آزادی و در سال‌های گذشته نیز به دلیل نگرانی‌هایش برای فرزندان خانواده بیماری‌هایش پیشرفت کرده و بایستی از بابت دیسک کمر مورد عمل جراحی قرار گیرد.

وی هم‌چنین به دلیل مصاحبه با رسانه‌ها در مورد وضعیت فرزندانش بارها مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است.

ندا پورمنصوری دختر این خانواده سال‌هاست دچار افسردگی شده و از ناراحتی‌های روحی رنج می‌برد. پسر دوم خالد و ندا که آن‌زمان هنوز بدنیا نیامده بود، در حالی ۱۵ ساله شده که پدر و دایی‌ها و عمویش همچنان در زندان هستند.

پدر خانواده پورمنصوری که یک فرهنگی بازنشسته است با کهولت سن در ۷۰ سالگی و مشکلات ناشی از آن هربار که برای پیگیری پرونده فرزندانش به دادستانی می‌رود به گفته نزدیکان این خانواده حتی جواب ساده ای به او نمی دهند.

این پدرو مادر با رنجی مضاعف گذشت عمر و رنج فرزندان خود را در زندان و بیرون زندان می‌بینند.

شش‌ماه پیش مسئولین زندان به فرهنگ و شهرام پورمنصوری وعده دادند که به زودی آزاد می شوند، اما هم‌چنان با مشکلات روحی و جسمی در زندان نگهداری شده و رنج این خانواده ادامه دارد.

مطالب مرتـبط

3 نظر

  1. این مدافعان حقوق بشر هم دیگه واقعا شورش را در آوردن.
    از یه مشت دزد و قاتل حمایت می کنند.
    طرف آدم ربایی کرده باید حبسش را بکشه دیگه.
    همچین تراژدی می نویسن انگار یه بی گناه قربانی بی عدالتی شده.
    در و تخته هم باهم جور میشن.
    برادر زنها اگه با دامادشون آدم ربایی نمی کردن یه جا دیگه دزدی و چاقوکشی می کردن.
    16 سال گذشته خوب بگذره.
    شاید به بیست یا سی سال حبس محکوم بودن.
    تو همون آمریکا یکی کافیه بگه که قصد چنین کاری را داشته اما انجام نداده و پشیمون شده تا به حبس ابد محکومش کنند.
    من موردش را سراغ دارم که واقعا طرف تو آمریکا رفته گفته قصد عملیات تروریستی داشته اما پشیمون شده و به حبس ابد محکوم شده.

  2. ببخشید هواپیما ربایی. اشتباهی نوشتم آدم ربایی.

  3. تازه توجیه هم می کنند که طرف به خاطر فقر این کار را کرده.
    خوب اکثر دزدیها و جرایم دلیلش فقره.
    من حتی با تبرئه به خاطر مشکل روانی داشتن طرفم موافق نیستم.
    اگه روانی نبود که مرتکب جرم نمی شد.
    هرکسی باید تاوان بده تا دیگه جرم مرتکب نشه.
    البته در کنارش رواندرمانی هم بشه.

نظر بگذارید