خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴, 10th of December 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۴/۰۶/۱۳ ساعت ۲۲:۱۵:۳۸

    خانه  > slide, اقلیت های دینی  >  دفن یک شهروند بهائی اهل سنندج در قروه با فشار نیروهای امنیتی

دفن یک شهروند بهائی اهل سنندج در قروه با فشار نیروهای امنیتی

خبرگزاری هرانا – یک شهروند بهائی اهل سنندج چهار روز پس از فوت، با فشار نیروهای امنیتی و علیرغم نارضایتی خانواده در شهرستان قروه دفن شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیکر خانم صدقی پس از فوت در بیستم تیرماه سال جاری با عدم مجوز دفن در شهر محل اقامت، سنندج و با فشار نیروهای امنیتی و برخلاف احکام شرعی آئین بهائیت در شهرستان قروه در ۹۰ کیلومتری شهر سنندج به خاک سپرده شد.

نسرین محمدی فرد فرزند خانم صدقی که در سن دیگو ساکن است در این ارتباط به خبرنگار هرانا گفت که پس از فوت “برادرانم که در سنندج زندگی می کنند برای دریافت جواز دفن مراجعه می کنند تا مادرم در گلستان جاوید سنندج دفن شود. بعد از دریافت جواز برادرانم به محل گلستان جاوید سنندج می روند که قبر را برای تدفین آماده کنند.”

نسرین محمدی فرد در ارتباط با امکان دفن اموات بهائی در قبرستان بهائیان سنندج که به گلستان جاوید سنندج مشهور است گفت: ” دو سال پیش محل گلستان جاوید سنندج محل نمازخانه و سرویس های بهداشتی و غسالخانه را خراب کرده بودند، سالها بود که بهائیان مراجعه می کردند که جواز دفن داده شود، ولی هیچ جوابی نمی گرفتند.”

فرزند متوفا افزود زمانی که برادرانش برای دفن مادرشان به گلستان جاوید سنندج می روند، حدود صد نفر نیروی انتظامی مسلح در پشت درختها با تعدادی ماشین ایستاده بودند، که مانع دفن بشوند.

محمدی فرد در ادامه در ارتباط با ادامه روند درخواست دفن مادرشان به خبرنگار هرانا گفت: ” بعد آنها اعلام می کنند که به مراجع قانونی مراجعه کنید، شاید ایشان اجازه بدهند. در طول سه روزی که مراجعه شد همه با خوش رفتاری، احترام و اظهار شرمندگی پاسخ دادند ولی گفته اند که دست ما نیست و ما هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. از تهران دستور رسیده است و باید در قروه دفن شود. و برای هر استان تنها یک گلستان جاوید در نظر گرفته شده و در استان کردستان شهرستان قروه را برای شما درنظر گرفته ایم.”

وی در ارتباط با روز چهارم پس از فوت مادرشان و روندی که منجر به دفن پیکر مادرشان در شهرستان فروه می شود گفت: ” گلستان جاوید سنندج بیست و دو سال است که بر روی آن کار شده، درخت کاشته شده و آباد شده است. بهائی ها شرعا اجازه بیش از یک ساعت بردن میت را ندارند. به همین دلیل در روز چهارم و پس از مراجعه با زور و تهدید و اجبار و ناسزا به برادرانم و انگ زدن به برادرانم که شما تمرد کردید و سرپیچی کردید و اگر جنازه را به قروه نبرید و دفن نکنید ما خودمان این کار را خواهیم کرد. در این چهار روز هم در یک سردخانه خصوصی که مخصوص میت بود در یک کارخانه نگاه داشتند. برای اینکه در دسترس نیروهای امنیتی نباشد و مبادا اجازه داشته باشند که برند جایی دفن بکنند.

در روز چهارم اما زبانشان تغییر کرد و تهدید کردند و گفتند یا بروید خودتان دفن کنید و یا ما شما را دستبند می زنیم و مادرتان را می بریم و هرجا که میخواهیم دفن میکنیم.

برادر بزرگم در آنجا بود و با توضیح اینکه من نمی توانم بیش از یک ساعت مادرم را منتقل بکنم و حق قانونی و شهروندی ام این است که اینجا دفن کنم. اگر میخواهید شما خودتان بیایید و ببرید.

نیروهای امنیتی با آمبولانسی مادرم را می برند و تنها کسانی که حق همراهی داشتند خانواده درجه اول هستند.

پیش از رسیدن خانواده ام به قروه برای تدفین، چند تن از بهائیان قروه تا قبل از اینکه فرزندان مادرم برسند پیکر را دفن کردند.”

نسرین محمدی فرد ضمن اشاره به اینکه که “تنها تلاششان ایجاد محدودیت است و میخواهند فشار ایجاد بکنند”، در ارتباط با روستای محل تولد و دلایل کوچشان به سنندج به خبرنگار هرانا می گوید: “ما در روستایی در استان آذربایجان شرقی، در چهل کیلومتری تبریز به نام سیسان زندگی میکردیم. این روستا ۳۰۰۰ هزار نفر جمعیت داشت. در سال ۶۰ و ۶۱ به دستور علمای قم و با همکاری دولت به بهائیان این روستان فشار آوردند که باید دینتان را عوض کنید و از بهائیت به اسلام تغییر بدهید. چندین جلسه سخنرانی برای مردم گذاشتند. بعد کار به فشار و اجبار کشید که اول مردان فرار کردند و بعد دخترها و پسرها فرار کردند و بعد تنها بچه ها و زن ها ماندند. پس از پنج تا شش ماه استقامت ایشان، مجبور شدند همه چیز را رها کنند و سه هزار جمعیت سیسان مجبور شدند خانه و تمامی اموال و باغشان را رها کردند و راهی شهرهای مختلف شدند. ما چون برادر بزرگترم در سنندج زندگی می کرد، من و مادرم که مانده بودیم در کنار جاده تبریز – تهران سوار ماشینی شدیم و به سنندج رفتیم.”

فرزند خانم صدقی در پایان نیز با گفتن این مطلب که “تنها فقط اموات مانده اند و نوبت به آنها رسیده است” گفت: “وقتی مادر کسی فوت میکند، همان درد برای او کافی است. تنها من می دانم که برادران من در فشار و اجبار زیادی بودند.”

چندی پیش رسانه ها خبر از ابلاغیه مقامات قضایی به بهائیان دادند که بر اساس آن: “در هر استان شهری برای تدفین و خاک‌سپاری فوت شدگان آن‌ها در نظر گرفته شده و تنها می‌توانند در این شهرها قبرستان داشته باشند”.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید