خبرگزاری هرانا

    خانه  > slide, زندانیان  >  حق فرزند برای ملاقات با پدر؛ دلنوشته همسر زندانی سیاسی نصرالله لشنی

حق فرزند برای ملاقات با پدر؛ دلنوشته همسر زندانی سیاسی نصرالله لشنی

خبرگزاری هرانا – شیلا قاسمخانی، همسر نصرالله لشنی، در دل نوشته ای به شرح وضعیت روحی فرزندشان و حق او برای دیدار با پدرش پرداخته و از عدم اعطای به موقع مرخصی به همسرش انتقاد کرده است. نصرالله لشنی، فعال ملی مذهبی است که در حال سپری کردن سومین سال از محکومیت شش ساله خود در زندان اوین بسر می‌برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شیلا قاسمخانی همسر نصرالله لشنی، طی دل نوشته‌ای، از عدم اعطای مرخصی به موقع به همسرش انتقاد کرده و عواقب و آسیب های ناشی از آن بر فرزندش را یادآور شده و با تاکید به حق فرزندش برای دیدار پدر، او را به صبرورزی می‌خواند. او همچنین به بی گناهی همسرش تاکید دارد و آرزو می کند: “امید که هرگز هیچ پدری به خاطر قلم بر دست گرفتن و دلسوزی به خاک و همنوع پشت دیوارها نباشد”.

متن کامل این دل نوشته که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته در ادامه می آید:

“گفت مامان بیا آلبوم نگاه کنیم. آمدم. نمی دانم برای بار چندم بود که آلبوم کودکی اش را نگاه کردیم. به عکس هایش با پدرش که می رسیدیم بیشتر سوال می پرسید، بعد مکث کرد و گفت مامان تا حالا شده در مورد بابا دچار توهم بشی، مثلا فکر کنی داری بابا رو می بینی؟ گفتم مگه تو شدی؟ گفت آره، یه بار تو تراس وایساده بودم احساس کردم بابا از پایین داره به من دست تکون میده”.

هشت ماه هم در حال اتمام است و سامیار منتظر آمدن چند روزه ی پدرش است، هشت ماه را پسرم با همه شجاعتش تاب آورده به امید اینکه بعد از اتمام این شش ماه پدرش چند روزی مهمان خانه مان می شود، مهمان عزیزمان، نورچشم مان. پسر قهرمان من گاهی صبوری اش را از دست می دهد، گاهی با بی میلی به ملاقات می آید، ترجیح می دهد دلتنگی بکشد اما از بوییدن و به آغوش کشیدن پدر سیر نشده از او خداحافظی نکند.

این که پسرم از لابه لای این سختی ها و تلخی ها صبورتر و متحمل تر از کودکان هم سن و سالش شده دلیل نمی شود از کنارش با بی توجهی و بی مهری عبور شود. کودک من حق دارد بعد از هشت ماه کنار پدرش باشد، این روزها گاهی بی دلیل گریه می کند و از من می خواهد همان لحظه همان آن پدرش را بیاورم. اما کودک زیبای خانه ام نیک آموخته چگونه بعد از هربار دلتنگی و بغض، نگاهش به فرداها باشد، هرچه نباشد از سه سالگی با این دلتنگی ها خو گرفته، همان زمان که می گفت “اخبار مال باباست نیگا نکن” تا اکنون که هرگز از دلتنگی هایش برای پدرش نمی گوید که مبادا پدر غصه دار شود، من و سامیار با آغوشمان و مهرمان و ایمانی که به پدر داریم و عشقی که از صدایش از کلماتش از خنده هایش می گیریم پاهایمان قوت می گیرند، هرچند گاهی بلرزند اما می آموزیم که چگونه از پا نیفتیم.

کودک مهربانم، کودک قهرمانم زندگی همیشه آنقدر تلخ و سخت نخواهد بود روزی می رسد که از شهامت های امروزت داستانها و خاطرات بسازی برای کودکان آینده، به کودکانت بیاموزی که چگونه صبوری پیشه کنند که چگونه از دل سختیها سربلند و خودساخته بیرون بیایند.

امید که هرگز هیچ پدری به خاطر قلم بر دست گرفتن و دلسوزی به خاک و همنوع پشت دیوارها نباشد.

شیلا قاسمخانی / بهمن۹۷ “.

گفتنی است که آقای لشنی پیشتر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بازداشت شده بود، بعد از دو ماه انفرادی و اتمام بازجویی، با قرار وثیقه آزاد شد.

نصرالله لشنی در سال ۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس و دو سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و اجتماعی محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر توسط قاضی زرگر نیز تایید شد.

این فعال ملی مذهبی در تاریخ ۴ خرداد ماه ۹۵ به همراه همسرش به دایره اجرای احکام زندان اوین مراجعه کرده و جهت تحمل دوران محکومیت ۶ ساله خود بازداشت و به بند عمومی آن زندان منتقل شد..

نصرالله لشنی، در دی ماه سال جاری اعتصاب غذا کرده و در نامه ای سرگشاده به شرح دلایل اعتصاب غذای خویش پرداخته یود. در قسمتی از آن نامه آمده است:  “اعتصاب غذا کردم تا فرزندم، پاره تنم، سامیارم بیاموزد که حرمت مادرش را نگاه دارد و از جان خویش برای او درگذرد تا به ارباب اوین و اعوان و انصارش هشدار دهم که مادران این خاک حرمت دارند و گرامی اند حتی اگر مادر دشمن تان باشد.”

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید