خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲, 21st of August 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۲/۱۲/۱۸ ساعت ۲۱:۵۰:۱۵

    خانه  > زنان  >  تحقیر و فرودستی زنان در گرو جنسیت زدگی زبان در ایران

تحقیر و فرودستی زنان در گرو جنسیت زدگی زبان در ایران

به عقیده اکثر دانشمندان تاریخ پیدایش انسان نزدیک به ۱ میلیون سال قبل بر می گردد. حدود شش هزار سال قبل نظام مادرسالاری بر جهان حاکم بوده است. پدرسالاری محصول شش هزار سال اخیر بوده که در نتیجه آن تمامی روابط اجتماعی تغییر کرده و جنسیتی شده است. جنسیتی شدن روابط اجتماعی موازنه قدرت را به نفع مردان تغییر داده و زنان را به یک طبقه فرودست تحت کنترل مردان تبدیل کرده است.

زبان روابط اجتماعی را در خود منعکس می کند. جنسیت زدگی زبان فرآورده نظام مردسالاری است و شدت و ضعف آن بسته به مناطق و فرهنگ های مختلف فرق می کند. زبان جنسیت زده زبانی است که به تولید و بازتولید نقشهای کلیشه‌ای زنان می‌پردازد. کلیشه‌هایی که به تشدید تبعیض‌های عمیق فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تحقیر زنان در جوامع دامن می‌زند.

فرکلاف در کتاب زبان و قدرت معتقد است که گروه های اجتماعی (که بررسی طبقه، قومیت، جنسیت و یا زبان) تعریف می شوند برای کسب و حفظ قدرت ناگزیرند همواره در نزاع با یکدیگر باشند و تضاد نیز مانند رفاه یا خشونت چرخه ای تکرار ناپذیر است. در واقع این تضاد است که موجب تحول و دگرگونی های جزیی و بنیادی در نظام های اجتماعی می شود. زبان نیز یکی از حیطه های تضاد است. زیرا گروه های اجتماعی می کوشند با کنترل زبان اعمال قدرت کنند و در این تضاد، کنترل زبانی پاداش برای گروه های فرودستی است که زبان را تحت کنترل خود می گیرند.

بر اساس نظریه فرکلاف کنترل زبانی در زبان جنسیت زده دیده می شود که مردان با پنداشتن خود به عنوان گروه های برتر اندیشه ها، تجارب، خواسته ها و دیدگاه های مردانه خود را از طریق زبان جنسیت زده به عنوان هنجاری برای سایر افراد جامعه بویژه زنان تحمیل می کنند.

جنسیت زدگی زبان تصاویر منفی وکلیشه ای از زنان را به نمایش گذاشته و آن را بر کل جامعه القا می کند. بکارگیری مداوم چنین زبانی با اصطلاحات و عبارات جنسیت زده باعث استثمار ذهنی و فکری زنان شده و در کل باعث ایجاد یک نوع عادت به شنیدن و مشاهده این رفتارها و کاربرد این کلیشه ها در زبان در جامعه می شود. این مسئله یکی از عوامل اصلی بی تفاوتی و عدم واکنش اکثریت زنان در مقابل استفاده از چنین عبارات و اصطلاحات در اجتماع می باشد.

زبان جنسیت زده باعث ترویج مطالب تحقیرآمیز و بی ادبانه نسبت به جنس دیگر می شود که مخاطب آن عموما زنان می باشد. سنت های کهن  و باورهای مذهبی مردسالار در بسط و توسعه جنسیت زدگی زبان تا به امروز نقش بسزایی داشته است. روحانیون مذهبی، شاعران و قدرت حاکمه در طول تاریخ مردانه نقش بسزایی در تولید و خلق اصطلاحات، جملات و عبارات جنسیت زده که عمدتا زنان را هدف گرفته است، داشته اند. نمونه هایی از این عبارات و اشعار در زیر آورده می شود:

– علی بن ابی طالب، امام اول شیعیان در نهج البلاغه زنان را ناقص العقل دانسته است و فتوا داده «خوابیدن برای زن حلال نیست تا زمانی که خود را بر همسرش عرضه کند؛ یعنی زن لباس خود را از تن درآورد و به‌بستر شوهر برود و به او بچسبد.» ( قانون قوه باه تالیف محمد ابراهیم آوازه رضوی، انتشارات سلسه قم – ص ۲۱)

– ابولقاسم فردوسی هم در اشعاری به تحقیر زنان پرداخته  و ستایش زنان را به ستایش سگان تشبیه کرده است.

– سعدی هم در پاره ای از اشعارش زنان را فرمانبردار و فرودست دانسته است.

-محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران در یک مصاحبه تلویزیونی عقل و هوش زنان را ناقص تر از عقل مردان دانست و فرح پهلوی همسر وی هم آن را تایید کرد.

– روحانیون مذهبی همیشه در منابر مساجد با بکار بردن عبارات و اصطلاحات جنسیتی زده به تحقیر زنان در مقابل مردان پرداخته و با توجیه گفته های خود با باورهای مذهبی مردانه، مردان را تشویق به اعمال محدودیت شدید بر زنان کرده اند.

هر روزه می توان نمونه های زیادی از این کلیشه های جنسیتی را به اشکال مختلف در رسانه های دولتی، نوشته های روزنامه های رسمی، شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و وب سایت ها، کتابها و مجلات مشاهده کرد.

درزبان جنسیت زده معمولا صفات منفی به زنان و صفات مثبت به مردان نسبت داده می شود. این صفات جنسیت زده تقریبا در همه زبان های دنیا دیده می شود، ولی شدت و اثر آنها در جوامع غیر دموکراتیک و مذهبی نسبت به جوامع دموکراتیک و سکولار بیشتر است. فحش های جنسی در دعوا و درگیری ها به اعضای مونث خانواده طرف مقابل، جوک های جنسی، شوخی های جنسی و بکار بردن صفات مثبت برای مردان نمونه هایی از کلیشه های جنسیت زده در سراسر جامعه ایران است که روزانه در کوچه، بازار و اماکن عمومی به گوش می رسند. تحقیر زبانی زنان، با کمترین انتقاد در جامعه ایران روبرو می شود، به راحتی پذیرفته شده و بسرعت گسترش می یابد.

در ایران صفات، عبارات  کلیشه‌های زبانی جنسیتی نظیر، مرد و نامرد، جوانمرد، زن صفت، ناقص العقل، عیال خانه، قول مردانه، شیر زن، زن ذلیل، کمتر از زن، برادری و برابری، عورت و صدها عبارات و اصطلاحات جنسیت زده دیگر در زبان آحاد جامعه دیده می شود.

با وجود حکومت مردسالار و ضد زن جمهوری اسلامی ایران پالایش این عبارات و اصطلاحات از زبان مردم جامعه غیر ممکن بنظر می رسد. دولت ایران هم تاکنون برنامه ای برای زدودن این عبارات و اصطلاحات از زبان نداشته و در مقابل از تولید، باز تولید و گسترش آن در جامعه، با تبعیضاتی که در قوانین حکومتی بر زنان روا داشته، حمایت کرده و به آن جنبه قانونی داده است.

بهترین راه برای زدودن و کاستن از تاثیر این کلیشه های جنسیتی بالا بردن سطح آگاهی مردم و همراه با آن افزایش انتقادها و حساسیت ها در جامعه بویژه بر آن در یک فضای دموکراتیک است. تا اینکه این مسئله از سطح ناخود آگاه به سطح خود آگاه آورده شده و مرتبا زبان مورد اصلاح قرار گیرد. این موارد در مورد جوک های قومیتی هم صادق است. نقد و بررسی زبان جنسیت زده و مبارزه با کلیشه های قومیتی در زبان، می تواند به تدریج از تاثیر منفی تبعیض های جنسیتی و قومی در جامعه بکاهد.

رسیدن به برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی در ایران بدون پالایش و اصلاح زبان از صفات جنسیت زده و کلیشه های جنسیتی و قومیتی دشوار است. مبارزه جنبش های اجتماعی برای رفع تبعیض های جنسیتی، قومیتی، مذهبی و غیره به منظور برابری سیاسی، اقتصادی و حقوقی بین گروهها و طبقات مختلف اجتماعی بایستی موازی و همزمان با رفع این کلیشه ها و اصطلاحات از زبان که به تشدید تبعیض های عمده جنسیتی، قومیتی، مذهبی و اجتماعی دامن می زند، باشد.

ائلچین حاتمی

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید