خبرگزاری هرانا
امروز پنج‌شنبه 17 می 2012, 19th of November 2019      آخرين بروز رسانی در 2013/12/07 ساعت 6:15:46

    خانه  > سایر گروهها  >  بازخوانی وضعیت «در اقلیت بودگی» / علی مشرقی

بازخوانی وضعیت «در اقلیت بودگی» / علی مشرقی

واقعیت تام اجتماعی در جریان زندگی روزمره افراد شکل می‌‌گیرد که لازمه آن آگاهی است و این آگاهی چیزی نیست جز معانی موجود در زندگی روزمره که فرد بوسیله آن در میان دیگران و در تعامل با آن‌ها زندگی خود را پیش می‌‌گیرد. تمام این معانی که فرد در آن‌ها با دیگران سهیم است، یک زیست جهان اجتماعی خاص را می‌‌سازند. در این جهان اجتماعی خاص، فرد به تفاوت‌های خویش با دیگران آگاه می‌‌شود و درست از همین تفاوت‌هاست که دسته‌ای اقلیت نام می‌‌گیرند و دسته‌ای اکثریت؛ فردی عادی تلقی می‌‌شود و فرد دیگر داغ‌خورده؛ رفتارهای برخی افراد هنجار تلقی می‌‌شود و رفتار دیگری ناهنجار. در واقع می‌‌توان اینگونه بیان کرد که افراد عادی و داغ‌خورده، نه شخص بلکه به تعبیر گافمن، بیشتر «زاویه دید» هستند. آن‌ها در موقعیت‌های اجتماعی و در خلال تماس‌های مختلط، بوسیلهٔ آن هنجارهای تحقق نیافته‌ای خلق می‌‌شوند که احتمالا روی مواجهات مردم تاثیر می‌‌گذارند.

بدین صورت که فرد، زیر نگاه خیرهٔ دیگری درمی‌یابد که در اقلیت قرار دارد؛ داغ خورده‌ای که هویتش در کنش با رفتار غیر عادی دیگری بازنمایی می‌‌شود. نگاه خیرهٔ مردانه بازتولید اندیشهٔ تسلیم برای جنس دوم، نگاه خیرهٔ همراه با ترحم و دلسوزی برای هویت‌بخشی به فرد معلول و عدم توانایی او در انجام برخی از کار‌هایش، نگاه خیرهٔ همراه با تمسخر برای روایتی دردناک از اقلیت قومی و سرانجام نگاه خیرهٔ دیگری به جایی جز آنجا که فرد در آن هست؛ بدین معنا که دیگری هرگز او را نمی‌‌بیند و نقشی را در ساختار جامعه برایش قائل نمی‌شود. روایت دردناک آنجاست که هویت در روایتِ «دیگری» در جایگاه قدرت بازنمایی می‌‌شود و فرد نه تنها در اکثریت نیست، بلکه در بازتعریف قدرت از اقلیت نیز جایی ندارد. بدین صورت که افراد برای مثال اقلیت مذهبی نیز محسوب نمی‌‌شوند و در روایتی پنهان، مطرودان فراموش شده نام می‌‌گیرند؛ چرا که تکثر روایت‌های «دیگری» (در جایگاه قدرت)، بازنمایی هویتِ در حاشیه قرار گرفته را کمرنگ می‌‌کند. باز می‌‌گردیم به نگاه خیره؛ نگاه خیره‌ای که می‌‌تواند بر هویت‌های گوناگونی مترکز شود: معتادان، همجنس‌خواهان، قومیت‌های مختلف، معلولان جسمی و ذهنی، زنان و…

در چنین شرایطی، اندیشهٔ برساختن هویتِ جمعی دفاعی علیه رویهٔ غالب شکل می‌‌گیرد. هویت جمعی سازمان یافته در شکل‌هایی مانند مورد معلولان، رویکردی سلبی خواهد داشت که در راستای پذیرش وضع موجود و ادراک تفاوت با دیگری، برای قابل تحمل کردن زندگی تلاش می‌کند. در موارد دیگر مانند هویت جمعی قومیت‌‌ها و یا زنانِ سازمان یافته در قالب فمنیسم، شاید رویکرد سلبی سرآغازی برای شکل‌گیری هویتِ جمعی دفاعی در برابر دیگری مرکزی باشد، اما به تدریج، از بطن آن جنبش‌هایی شکل می‌‌گیرد که در حالت‌های پیشرفتهٔ آن، اندیشهٔ تغییرات بنیادی را در دستگاه هویت‌بخشی مرکزی، پرورش می‌‌دهد. در این می‌ان، باز‌‌‌‌ همان هراس قدیمی وجود دارد که چه بسا این هویت‌های جمعی برساخته، در موضع دفاعی خویش علیه دیگری در جایگاه قدرت، از‌‌‌‌ همان مقولاتی از اندیشه بهره جویند که توسط دستگاه قدرت، تولید و تضمین شده است. در واقع دستگاه قدرت با بهره‌گیری از سلطهٔ نرم از طریق فرهنگی کردن مقوله‌های سیاسی سلطه، در راستای پنهان کردن چهره سیاست، زمینهٔ هنجاری شدن یک مفهوم ناهنجار اجتماعی را فراهم می‌‌کند.

رسانه‌های عمومی نیز در برساختن و یا به انزوا کشاندن هویت‌‌ها نقش بسزایی دارند، چرا که آن‌ها تغییر شکل شخص از یک فرد خصوصی به یک چهرهٔ عمومی را ممکن می‌‌سازند. از آنجا که عمدهٔ رسانه‌های هژمونیک در اختیار نظام سلطه و صاحبان سرمایه قرار دارد، اندیشهٔ در اقلیت بودگی و داغ‌خوردگی در روایت نظام سرمایه‌داری بوسیلهٔ رسانه‌‌ها بازتعریف می‌‌شود. اینگونه است که وجه تمایز برخی اقلیت‌‌ها در روایت‌های رسانه‌ای جایی ندارد و به تدریج از حافظه جمعی مردم یک جامعه (که تا حدی بازتاب اندیشه‌های القا شده توسط رسانه است)، پاک می‌‌شود و خاستگاه‌های قدرت، توسط‌‌‌‌ همان توده تحت سلطه و در مواردی حتی بوسیله خود اقلیت‌‌ها، تحقق می‌‌یابد.

بدین صورت جامعه به سمت یکسان سازی پیش می‌‌رود. چرا که در اقلیت بودگی، همچون داغی بر پیشانی، در نقش پذیری اجتماعی و مشارکت در جامعه، تاثیر قابل توجهی خواهد داشت و فرد به عنوان هویتی که در کنش ارتباطی با دیگران و خوانش دیگری از او، تجربهٔ خود فرد از خویشتن را معنا می‌‌بخشد، جهت پنهان کردن وجه تمایز خود تلاش می‌‌کند و فقط در مکان‌های پشتی (به تعبیر گافمن) آزادانه و بدون هراس از تفاوت‌‌ها، به کنش اجتماعی (در‌‌‌‌ همان اجتماع خاص) می‌‌پردازد.

مکانهای پشتی در مواردی شاید فقط در نقش تسکین دهنده و مکانی برای بازسازی هویت ضایع شده و آماده شدن برای بازگشت مجدد به جامعه باشد؛ در چنین مواردی مکان‌های پشتی می‌‌تواند فقط جایی برای جمع شدن افراد داغ‌خورده باشد و همچنان وضعیت گمنشافتی خود را حفظ کند. اما در برخی موارد، ‌ مکان‌های پشتی از وضعیت گمنشافت به وضعیت گزلشافت تغییر می‌‌کند و در این حالت منجر به ظهور برخی فرقه‌گرایی‌‌ها و دیگر گروه‌هایی می‌‌شود که دیگر در جهت پنهان کردن تفاوت‌های خویش در مکان‌های غیر از مکان‌های پشتی تلاش نمی‌‌کنند و در پاره‌ای موارد حتی در برجسته ساختن تفاوت‌‌ها اصرار می‌‌ورزند.

در ‌‌‌‌نهایت فرض را بر آن بگیریم که نظام سلطه با ابزارهای اِعمال قدرت، بتواند مکان‌های پشتی نوع دوم را حذف کند و تنها مجوز غیر رسمی مکان‌های پشتی نوع اول را صادر کند، در این صورت شاهد وضعیتی خواهیم بود که تمام جامعه در روند همسان‌سازی (خواسته یا ناخواسته) مشارکت می‌‌کنند. افراد معلول هر چه بیشتر معلولیت خود را پنهان می‌‌کنند و نقش‌های اجتماعی خاصی را می‌‌پذیرند که معلولیت و نقص جسمیشان آشکار نشود؛ اقلیت‌های مذهبی و دینی (و بطور خاص اقلیت‌هایی که از سوی ساختار قدرت حتی به عنوان اقلیت دینی هم محسوب نمی‌‌شوند)، اعتقادات خود را پنهان می‌‌کنند و جهت حفظ موقعیت اجتماعی خویش، اعتقادات اکثریت را در حوزه عمومی می‌‌پذیرند و عقاید خود را به پستو‌ها و خلوت‌‌ها (مکان‌های پشتی) می‌‌برند؛ زنان تنها و بدون همسر، برای رهایی از مزاحمت‌‌ها و برچسب‌‌ها، حلقه‌ای دروغین را در انگشت خواهند داشت. اقلیت‌های قومی هر چه بیشتر در جهت همسان‌سازی زبان و لهجهٔ خود با زبان و لهجهٔ دارای هژمونی در ساختار قدرت صحبت می‌‌کنند و لهجه‌های محلی به‌‌‌‌ همان مکان‌های پشتی منتقل می‌‌شود؛ بینی افراد به زیر تیغ جراحی زیبایی می‌‌رود…. و دیگر جریانهای همسان‌سازی مختلفی که در جامعه به چشم می‌‌خورد. جریان یکسان‌سازی در جامعه تا جایی پیش می‌‌رود که هویت‌های فردی برساخته، با دوگانگی‌های متعددی روبرو می‌‌شود و در این بین همجنسگرایان نیز با مشکلاتی مضاعف روبرو خواهند شد.

سوال اینجاست که جامعه‌ای با چنین دوگانگی‌‌ها و چندگانگی‌های پنهانِ هویتی تا کجا دوام خواهد آورد؟ ‌ و تا چه اندازه این تزلزل، در راستای اهداف نظام سلطه خواهد بود؟

نویسنده: علی مشرقی

منبع: ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید