خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱, 18th of June 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ ساعت ۱۴:۱۷:۱۳

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ آزادی بیان و برخی مغالطات / امین قضایی

هرانا؛ آزادی بیان و برخی مغالطات / امین قضایی

ما در بخش پیشین توانستیم تعریفی از مفهوم حق بدست آوریم. مطابق این تعریف، در یک جامعهٔ مدرن، فرد آزادی انجام هرکاری را دارد مگر آنکه عمل، آزادی عمل دیگران را سلب کند. از این تعریف بلافاصله حق (آزادی) بیان به اثبات می‌رسد، یعنی من این آزادی را دارم که عقاید و آرای خویش را ولو اینکه آشکارا باطل باشند بیان کنم، چرا که بیان این عقاید به خودی خود به هیچ کس ضرر نمی‌رساند و آزادی سخن گفتن دیگران را سلب نمی‌کند.

آزادی بیان بی‌قید و شرط است.

باید دقت داشت که آزادی بیان بی‌قید و شرط است. حتی اگر محتوای این عقاید، خطا، خطرناک یا مستبدانه باشند، باز این حق بر من محفوظ است چرا که سخن گفتن از ضرر رساندن به دیگران به خودی خود موجب انجام آن عمل و ضرر به دیگران نمی‌شود. (البته در صورت وقوع یک جرم، بیان من می‌تواند به عنوان مدرکی برعلیه من استفاده شود)

حتی توهین به مقدسات دیگران یا انکار یک واقعیت تاریخی نیز نمی‌تواند قید و شرطی بر آزادی بیان باشد، امری که حتی به اصطلاح آزاد‌ترین جوامع غربی نیز آنرا زیرپا می‌گذارند. متاسفانه بسیاری تلاش دارند آزادی بیان را با این توجیه لوث کنند که برخی از سخنان که حیثیت و تقدسات یک گروه یا‌نژاد را زیر سئوال ببرد مستثنی بوده و باید ممنوع شمرده شود. این قبیل افراد، مغلطه‌ای تحت عنوان احترام به عقاید افراد را مطرح می‌کنند.

یکی از نمونه‌های بارز آن، جنجال بر سر کاریکاتورهایی بود که از پیامبر اسلام در دانمارک کشیده شده بود. این عمل را نمی‌توان تحت عنوان توهین به مقدسات مورد پیگرد قانونی قرار داد چرا که این عمل ضرر و زیان به کسی وارد نمی‌کند. از طرف مقابل، تحت پیگرد قرار دادن منکرین هلوکاست به عنوان یک جرم نیز در تخالف با آزادی بیان قرار دارد. می‌بایست توجه داشت که حتی اشتباه کردن و سخن نادرست گفتن نیز بخشی از حق انسان است. اگر عقاید کسی خطرناک به نظر می‌رسد، نه با سرکوب فرد بلکه با مطرح کردن آن در بحث عمومی، استدلال و مناظره، روشنگری و آموزش می‌بایست نادرستی این عقاید را بر همگان روشن ساخت. برخلاف ظاهر امر، در جامعه‌ای که بحث آزاد و مناظره رواج داشته باشد، حتی اگر شیادین و عوام فریبان از آزادی بیان برخوردار باشند، توانایی آن‌ها برای فریب مردم کمتر خواهد شد.

احترام به حقوق فرد به معنای احترام به عقاید فرد نیست.

از تعریف حق این نتیجه برنمی آید که ما نباید عقاید دیگران را مورد تعدی قرار دهیم. حمله به آزادی دیگران به خاطر عقایدشان را نباید با حمله به عقاید دیگران خلط کرد. بگذارید کذب مغلطهٔ «احترام به عقاید دیگران» را نشان دهیم. اگر برای مثال ادعا شود که به مقدسات هیچ کس نباید توهین کرد، بنابرین شخص غیرمذهبی نیز می‌تواند ادعا کند که آنچه در مذهب کسی شیطان یا شر قلمداد می‌شود برای من مقدس است، در این صورت ما دچار تناقض می‌شویم. با اندکی تامل براحتی می‌توان دریافت که اگر کسی خرافه و عقیدهٔ ابلهانه‌ای دارد، در عین اینکه او حق دارد این عقیده را داشته و بیان کند، من نیز حق دارم آزادانه وبا صدای بلند عقاید او را خرافه و جهالت بنامم. نه خدا، نه انسان، هیچ شخصیت و رخداد تاریخی، هیچ عقیده و هیچ مسلکی از این امر مستنثی نیست.

آزادی مذهب مبهم است.

هنگامی که ما از آزادی بیان سخن می‌گوییم چنین حقی، آزادی عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد. اما باید میان آزادی بیان و تبلیغ مذهب با آزادی اجرای احکام و مناسک مذهبی تمیز نهاد. هنگامی که در رسانه‌ها به اشتباه سخن از آزادی مذهب به میان می‌آید، باید پرسید که این آزادی به چه معناست و چگونه می‌توان دربارهٔ آن قضاوت کرد؟ آزادی بیان عقاید مذهبی که زیرمجموعه‌ای از آزادی بیان است امر مسلمی است اما عبارت آزادی مذهب امر مبهمی است که تنها باعث ایجاد مغلطه می‌شود. برای مثال برخی از مسلمانان مهاجر و یهودیان افراطی در اروپا از این مغلطه بهره برده و ادعا می‌کنند که بنابر آزادی مذهب ما حق اجرای احکام و مراسم مذهبی خود را داریم، اما این احکام در برخی موارد به حقوق فردی انسان‌ها تعرض می‌کنند از جملهٔ ختنهٔ دختران، سوء رفتار با کودکان بوسیلهٔ حجاب اجباری و انجام عبادات، آموزش کودکان در مدارس مذهبی و سوء رفتار با حیوانات در هنگام کشتار آن‌ها (ذبح اسلامی). این امور همواره در رسانه‌های غربی محل بحث بوده اما عجیب است با اینکه پاسخ برای این مسائل بسیار ساده است، کمتر کسی آنرا بیان می‌کند یا به آن گوش داده می‌شود.
براساس تعریف ما از حق، چیزی به نام آزادی مذهب نمی‌تواند وجود داشته باشد، چون مذهب به معنای اعمال مختلفی است که برخی می‌تواند جزء حقوق فردی به حساب آمده اما برخی دیگر، حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد. همانطور که گفتیم هرکسی آزاد است که هر عقیده‌ای داشته باشد اما الزاما آزاد نیست که آن عقیده را به اجرا درآورد. آزادی مذهب اگر به معنای برخورداری از یک عقیدهٔ مذهبی باشد، جزئی از آزادی بیان بوده و از این رو حق مسلم فرد است، اما اگر به معنای آزادی اجرای این احکام باشد، دیگر مسلم نیست و باید هر عمل به طور منفرد بررسی شود. از اینجا نتیجه می‌شود که آزادی مذهب امری مبهم است و ما می‌بایست به آزادی بیان تکیه کنیم که آزادی بیان عقاید مذهبی را هم در خود نهفته دارد.

نتیجه گیری:

از آنجایی که من حق انجام هر کاری را دارم که به دیگران ضرر وارد نمی‌کند و چون بیان و تبلیغ عقاید و اندیشه‌ها زیانی به کسی وارد نمی‌آورد، بنابراین حق آزادی بیان به اثبات می‌رسد.

برخلاف دیدگاه‌های سنتی و مذهبی، حق به معنای مدرن آن، حقیقت نیست و ازاینرو آزادی بیان، شامل آزادی بیان ِ امور اشتباه و نادرست نیز هست. در نتیجه جرمی به نام نشر اکاذیب در تعارض با حقوق بشر قرار دارد. همچنین آزادی بیان می‌بایست بی‌قید و شرط شمرده شود وحتی توهین به مقدسات و واقعیات تاریخی را نمی‌توان از آن مستثنا کرد.

حق آزادی بیان مانع تعرض به کسی است که عقاید و اندیشه‌اش را بیان می‌کند، اما حمله به آن عقیده و اندیشه را منع نمی‌کند. می‌بایست میان احترام به عقاید فرد با احترام به حقوق فرد برای بیان عقایدش تفاوت گذارد.

آزادی بیان، شامل آزادی بیان عقاید مذهبی نیز می‌شود. آزادی مذهب اگر به معنای تبلیغ و بیان مذهب باشد حقی مفروض و مسلم است اما اگر به معنای اجرای احکام و مناسک مذهبی باشد از آنجایی که ممکن است در برخی موارد موجب تعرض به حقوق افراد شود، به خودی خود حقی مسلم نیست.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید