خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > سایر گروهها  >  گفت و گویی کوتاه با شاهین نجفی /امیر رضایی

گفت و گویی کوتاه با شاهین نجفی /امیر رضایی

خبرگزاری هرانا – ماهنامه خط صلح در شماره هشتم خود گفتگوی کوتاهی با شاهین نجفی هنرمند مقیم آلمان انجام داده اند.

متن این گفتگو  که توسط امیر رضایی برای این ماهنامه تهیه شده است در پی می آید:

– لطفا برای ما کمی از گذشته تان بگویید. از ایران، داستان خروج و آن چه در آلمان گذشت.
گذشته ی من یک داستان تکراری ست دیگر. منهم بسیاری دیگر در شهری به دنیا آمدم و همان جا درس خواندم وبزرگ شدم وعاشق شدم. سال ۲۰۰۵ از ایران به آلمان آمدم و در آلمان موسیقی را دنبال کردم و الان هم با همان روش ادامه می دهم.

– آیا به مفهوم هنر متعهد قائلید؟ چه تعریفی از این مفهوم دارید و خود را تا چه حد به آن پایبند می دانید؟
درواقع نه. من هنر را نمی توانم در قید و بند و مفاهیمی اینچنینی ببینم. شاید باید گیش از ان ببینیم منظورمان از تعهد چیست. من فقط یک تعهد می شناسم و آن تعهد هنرمند به هنر خویش است. اما گاهی همین هم چندان مطلق نیست. انسان در مقاطع زمانی مختلف آنقدر می تواند تغییر داشته باشد که دیگر سخت می شود این تغییرات را عدم تهعد معنی کرد. اما با این حال باز هم همین تغییرات برای من مرزهایی دارد. من فقط باید درباره ی خودم حرف بزنم. نمی خواهم از کلیات بگویم. من تغییرات را دوست دارم حتی اگر شکل های گذشته ی مرا بشکند. باید خطر بکنم و می کنم. حالا در این میان اگر مفهومی به نام تعهد باقی بماند چیست و کجاست نمی دانم.

– مرز اعتراض را تا کجا تعریف می کنید؟ آیا به اصالت اعتراض قائلید یا برای خود مطالباتی تعریف کردید که هنگام دست یابی به آن ها اعتراض را متوقف می کنید؟
نه نمی توانم برای اعتراض مرزی داشته باشم. این شروع سانسور است. اعتراض برای من برابر با هستی ست. تا زمانی که نفس می کشم این جریان ادامه دارد. پس بحث اعتراض به بهبود شرایط ربطی ندارد. خود بودن است. قائم به خویش است. حتی مرگ هم نمی تواند صدای اعتراض را خاموش کند.

– کارهایی از شما منتشر شده که در آن ها به شدت به هنرمندان اصطلاحا لوس آنجلسی تاخته اید، در حالی که آثار ایشان در ایران مخاطبان زیادی دارد. نظر شما در رابطه با شادی و زندگی غیر اعتراضی چیست؟ آیا نمی توان با شادی حتی بی هدف به نبرد با این حکومت مرگ اندیش پرداخت؟
من صد ها بار توضیح داده ام و از گفته ی خود دلشادم. این کار تجربه ای شخصی بود و بی اجازه ی من منتشر شد. مثل اینکه شما در خلوت تان به هر شخصی که در ان لحظه حس بدی دارید فحاشی می کنید من هم در سن ۲۵ سالگی زمانی که تازه از ایران بیرون آمده بودم و گمان می کردم هر بدبختی که در موسیقی ما هست گناه هنرمندان لس انجلس است. زمان گذشت و فهمیدم که این جماعت به شدت قابل ترحم اند. اینها هم خود تاوان یک جریان تاریخی را گس می دهند و از آنها هم سو استفاده شده است و حتی اگر نشده همین اند که هستند. جنگل درخت دارد، سبزه دارد، قارچ خوراکی و سمی هم دارد. اصلا موسیقی پاچ عموما در همه جای دنیا موسیقی سرخوشی ست. ما با شادی مشکلی نداریم. درواقع ما از دشمنان غصه و ناله کردن هستیم. فرهنگ شادباشی چیز کریهی نیست. فقط بحث من این است که در کنار کمر باید سلول های مغز هم بچرخند. نباید انسان بازیچه شود. این توهین است. حالا هر که هر چه می خواهد انجام دهد. در نهایت هم هر که هر چه گوش می کند در حد لیاقت اوست. اما این بحث را هم نمی فهمم که بتوانی با «یه ماچ داد و دمش گرم» به جنگ یک سیستم بروی. نه این احمقانه است. متال وراک ورپ هم رقص و حرکت دارند. اما بدون فکر نمی توان جریان به وجود آورد. مگر جنبش پانک را فلاسفه راه انداختند؟ نه اما همان جوان ها، جوان هایی روشن و شیردل بودند. خطرکردن که فقط اسلحه دست گرفتن نیست. خطر کردن پرده دریدن هم هست. موسیقی پاپ غرب، مایکل و مادونا را دارد و یک انسان یونیکی چون لیدی گاگا را می آفریند. به همین دلیل من می گویم که ما هنوز درست نفهمیده ام اعتراض یعنی چه. من می گویم زندگی به مثابه اعتراض! شما می گویید زندگی شاد و غیر اعتراضی. گویی اعتراض یعنی اقای ایکس که با ترانه و آهنگ ها تیپش بروی توی سر خودت بزنی و سرنگ بشود اسلحه ات. نه. اعتراض اتفاقا شاد است. اگر غمگین هم باشد به غایت خشمگین است. جدای از این داستان ببینید که در میان مردم چه اتفاقی افتاده است. مردم ما باید آموزش ببینند. متاسفانه در سیاست چه موافق و چه مخالف عموما با یک مشت شارلاتان طرف هستیم. از همین روی چه غم و چه شادی در نهایت توخالی است. هنرمند می شود دامبول السلطنه و هنر می شود هنر روضه های پاپ یا دامبول های دوزاری. الان دیگر مهم نیست. خط ها مشخص شده است. ما مهر خودمان را زده ایم. دیگر هیچ چیز مهم نیست. بگذار هرکسی هرطور که می خواهد نفس بکشد.

– از نظر تعدادی از شنوندگان آثار شما، نوک پیکان کنایه های شاهین نجفی نه تنها متوجه حکومت اسلامی حاکم بر ایران است که باورهای مذهبی جامعه ایرانی را نیز نشانه رفته است. آیا شما با این برداشت موافق هستید؟
یقینا. ما به فردا نگاه می کنیم. برایمان مهم است که بچه های فردا چطور فکر می کنند. حکومت ها می آیند و می روند. اما حماقت می ماند.

گفتگو از امیر رضایی

منبع: ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید