خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰, 18th of February 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۰/۰۴/۰۵ ساعت ۱۹:۰۵:۳۴

    خانه  > سایر گروهها  >  تجاوز جمعی به نوجوان ۱۷ ساله و اسید پاشی به صورت المیرا! دو قربانی جنسی

تجاوز جمعی به نوجوان ۱۷ ساله و اسید پاشی به صورت المیرا! دو قربانی جنسی

در چند روز گذشته دو واقعه خشونت بار و رقت انگیز دیگر در کشور جمهوری اسلامی ایران رخ داد. برخلاف اظهارنظر بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی که عنوان می‌نمودند حجاب، عامل اصلی تجاوز به عنف است، این بار پسر ۱۷ ساله‌ای به طرز فجیعی مورد آزار و اذیت و تجاوز سه نفر قرار می‌گیرد، حال در این مورد چه بهانه‌ای می‌وان داشت؟ آیا مرد‌ها هم می‌بایست از این پس حجاب داشته باشند؟

ماجرا از این قرار بود که: هفته گذشته جوان ۱۷ ساله با حضور در اداره آگاهی شهریار از ۲ جوان آزارگر شکایت کرد و به پلیس گفت: چند روز پیش در منطقه پل فردیس کرج منتظر تاکسی بودم که خودرویی مقابلم توقف کرد. در همین موقع با مشاهده راننده که پسر همسایه‌مان بود، سوار خودرو شدم. دقایقی بعد از حرکت راننده، او مرا ۲ مرد مسافر که از دوستانش بودند، معرفی کرد اما پس از طی مسافتی راننده پس از گفت‌وگوی تلفنی با فردی خود را بشدت عصبانی نبه شان داد و ادعا کرد پدرش بیمار شده و باید به بیمارستان شهر برود. شاکی با اشاره به ربوده شدن خود از سوی ۲ مسافر ـ دوستان راننده ـ گفت: راننده پس از آن از من خداحافظی کرد و با سوار شدن به یک خودروی عبوری از محل دور شد و یکی از دوستانش رانندگی خودرو را به عهده گرفت تا مرا به مقصد برساند. وی افزود: در میانه راه، مرد جوان به بهانه اینکه ترافیک است، تغییر مسیر داد و به درخواست‌های من برای متوقف کردن خودرو توجهی نکرد و با سرعت به سمت بیابان‌های شهر رفت. شاکی ادامه داد: در همین موقع همدست راننده با چاقویی که در اختیار داشت، مرا تهدید به مرگ کرد. با توقف خودرو هر دو نفر مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند و از من فیلم تهیه کردند. مته‌مان پس از آن در مقابل یک ساختمان نیمه‌کاره مرا از خودرو بیرون انداختند و متواری شدند. آن‌ها چند روز بعد نیز در تماس تلفنی از من خواستند چند میلیون تومان به یک شماره حساب واریز کنم، در غیر این صورت فیلم تهیه شده را در شهر پخش می‌کنند. (تابناک)

در این ارتباط پرونده‌ای از سوی این جوان ۱۷ ساله تشکیل می‌گردد ولی هنوز متجاوزین دستگیر نشده‌اند، گویا پلیس و دستگاه قضایی منتظر آن هستند که این موضوع نیز در مطبوعات انعکاس گسترده یابد تا برای دستگیری مجرمین دست به کار شوند، هر چند مجازات اینگونه افراد با بی‌توجهی به نیازهای واقعی نوجوانان و جوانان دردی دوا نخواهد کرد.

اما در ماه گذشته، قرار بود چشم اسیدپاشی توسط دستگاه قضایی کور شود، اخبار مربوط به صدور این حکم و مجازاتی که برای این جرم در نظر گرفته شد، این امید را به مسئولینی که مجازات را تنها عامل برای رهایی از ارتکاب جرم می‌دانند، می‌داد تا دیگر شاهد ارتکاب جرم اسیدپاشی نباشیم. اما باز در جند روز گذشته فاجعه‌ای دیگر رخ داد:

موضوع از این قرار بود که: شامگاه چهارشنبه یکم تیرماه امسال ساکنان محله‌ای در سه‌راه جمهوری با فریادهای «سوختم، سوختم» دختر جوانی از خانه‌هایشان بیرون ریختند و این در حالی بود که جوان موتورسوار با سرعت زیاد صحنه جرم را ترک کرد و گریخت. همه دیدند که دختر ۲۱ ساله به اطراف می‌دود و با دست و صورتی سوخته کمک می‌خواهد، وقتی چند زن و مرد به سمت وی دویدند و با ریختن آب روی آثار سوختگی به کنترل درد وی پرداختند، پلیس و اورژانس نیز در جریان این اسیدپاشی قرار گرفتند. ماموران کلانتری ۱۲۹ جامی که اطلاع یافته بودند دختر جوان به بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری انتقال یافته با دستور بازپرس شاهنگیان از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران به تحقیقات می‌دانی دست زدند. قربانی این اسیدپاشی دختری به نام «المیرا» است که فروشنده پوشاک بوده و شب حادثه با تعطیلی محل کارش در حال رفتن به خانه‌ بوده که ناگهان هدف حمله اسیدپاشی قرار گرفته است. خانواده المیرا در تحقیقات پلیسی و قضایی گفتند که دخترشان یک خواستگار سمج دارد اما مشخص نیست اسیدپاشی کار وی بوده باشد. بدین ترتیب، ماموران خود را به بالای سر المیرا در بیمارستان رساندند و در حالی که وی از ناحیه چشم، گوش، گردن و دست چپ بشدت سوخته بود به تحقیق از این دختر غمگین پرداختند. المیرا که بغض بشدت گلویش را می‌فشرد، گفت: «من و پسری به نام «بشیر» هر دو فروشنده پوشاک بودیم تا اینکه او به من ابراز علاقه کرد و من از‌‌ همان ابتدا نپذیرفتم. دوبار هم به صورت غیررسمی از خانواه‌ام خواستگاری‌ کرد که باز قبول نکردیم و اصلا باور نمی‌کردم این پسر دست به اسیدپاشی بزند».
وی افزود: شب بود و با تعطیلی فروشگاه من راه افتادم تا به خانه‌مان بروم، «بشیر» در تعقیب من بود، خودش به تنهایی سوار موتوسیکلتی شده بود و از من می‌خواست با او ازدواج کنم، خیلی اذیت ‌شدم. یک لحظه که به سمت وی برگشتم و با ناراحتی خواستم دست از سرم بردارد ناگهان ظرفی از زیر لباسش بیرون آورد و مایعی را روی صورتم ریخت. با احساس سوزش در سر و صورتم فهمیدم به صورتم اسید پاشیده است. بشیر فرار کرد و من با فریاد از همسایه‌ها کمک خواستم». (تابناک)
اینگونه جنایات و فجایع در حالی رخ می‌دهد که رئیس دستگاه قضا صرفا شدت بخشیدن در اجرای احکام شرعی را توصیه می‌کند و حال از پلیس خواسته است که با همکاری نیرو‌های امنیتی، با اینگونه جرایم مقابله کنند.

باز هم عقیده دارم تا زمانی که وضعیت اقتصادی شهروندان ایرانی، مشکلات کار، روابط جنسی و دغذغه‌های آینده آن‌ها، مسکن و تفریحاتشان رو به وخامت رود و توجهی به آن‌ها نگردد، مطمئنا باز هم در اینده شاهد اینگونه حوادث خواهیم بود.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید