خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹, 18th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ساعت ۹:۵۱:۳۵

    خانه  > سایر گروهها  >  چرا یک کارگر هشت ماه در بلاتکلیفی و تحت چنین شرایطی نگه داشته می شود؟

چرا یک کارگر هشت ماه در بلاتکلیفی و تحت چنین شرایطی نگه داشته می شود؟

روز بیست و هشتم دی ماه بعد از گذشت نزدیک به هشت ماه نهایتا دادگاه رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه برگزار شد.

برادر آقای شهابی در این خصوص می‌گوید: «این دادگاه منحل و برگزاری آن به هفته آینده موکول شد. به علت اینکه وکیلشان آقای شفیعی تنها موفق به مطالعه پرونده ایشان شده و نتوانسته بودند که با موکل خود صحبتی داشته باشند. حالا بیست و هشتم، نامه داده‌اند که وکیلشان ایشان را در زندان ملاقات کند و با هم صحبت داشته باشند تا ببینیم این بار این نامه را قبول می‌کنند. زیرا حدود یکماه پیش قاضی صلواتی نامه داده بودند که آقای شفیعی برادرم را ملاقات کند اما نگذاشته بودند که این ملاقات صورت بگیرد.»
گفتنی است، این فعال کارگری در ۲۲ خرداد ماه ۸۹ در محل کار خود بازداشت و از آن زمان تاکنون در بلاتکلیفی بسر می‌برد. وی یکبار در اعتراض به بلاتکلیفی خود دست به اعتصاب غذا زد که در هفتمین روز اعتصاب به بیمارستان منتقل گردید.

به همین مناسبت با برادر رضا شهابی در خصوص برگزاری دادگاه و آخرین وضعیت وی به گفتگو پرداخته ایم که متن آن در پی می‌آید:

آقای شهابی لطفا از آخرین اطلاعی که از وضعیت برادرتان دارید صحبت بفرمایید.

سه شنبه بیست و هشتم دی ماه که آقا رضا را برای محاکمه آورده بودند موفق شدیم ایشان را ببینیم.

بعد از چه مدت برای ایشان دادگاه برگزار کردند و نتیجه آنچه بود؟

بعد از نزدیک به هشت ماه نهایتا دادگاه تشکیل شد که باز بنا به دلایلی این دادگاه منحل و برگزاری آن به هفته آینده موکول شد.

می‌توانید بگویید آن دلایل چه بوده است؟

به علت اینکه وکیلشان آقای شفیعی تنها موفق به مطالعه پرونده ایشان شده بودند و نتوانسته بودند که با موکل خود صحبتی داشته باشد. حالا بیست و هشتم نامه داده‌اند که وکیلشان ایشان را در زندان ملاقات کند و با هم صحبت داشته باشند تا ببینیم این بار این نامه را قبول می‌کنند؟ زیرا حدود یکماه پیش قاضی صلواتی نامه داده بودند که آقای شفیعی برادرم را ملاقات کند اما نگذاشته بودند که این ملاقات صورت بگیرد.


چه اتهاماتی را به ایشان تفهیم کرده‌اند؟

روز بیست و دوم خرداد که ایشان را در محل کار بازداشت کردند اتهام دزدی به ایشان زدند بعد چهل روز گفتند اتهامش ارتباط با بیگانگان و تماس با منافقین است. این اتهامات واهی در صورتی است که آقای شهابی فقط فعالیت کارگری داشته است و برای احقاق حقوق کارگران زحمت کشیده است. حالا سوال من این است آیا مطالبات حقوق خود جرم محسوب می‌شود؟ حداقل این را بگویند تا ما تکلیفمان را بدانیم که فعالیت کارگری جرم محسوب می‌شود. این درست نیست که ایشان هشت ماه در زندان با اتهامات واهی نگهداری شود. اتهاماتی که نه خود برادرم قبول دارد نه ما.

در این مدت هم آقای شهابی یکبار دست به اعتصاب غذا زدند می‌توانید بگویید در اعتراض به چه چیزی اعتصاب کرده بودند؟

برای اینکه وضعیت پرونده ایشان معلوم نبود ما به دادسرا مراجعه می‌کردیم می‌گفتند پرونده‌اش در اوین است بعد که به زندان می‌رفتیم می‌گفتند پرونده‌اش اینجا نیست در دادسرا است و مدام ما را می‌دوانند تا اینکه برادرم دست به اعتصاب غذا زد و گفت جرم و اتهام من چیست که چند ماه در بلاتکلیفی باید در زندان نگهداری شوم. حتی یک هفته تا قبل از اینکه ایشان را به دادگاه بیاورند در سلول انفرادی بوده است.


علتش چه بود؟

بخاطر شکنجه روحی، الان هم فکر کنم در زندان انفرادی باشند چون ما پنجشنبه که ایشان را ملاقات کردیم گفتند در سلول انفرادی هستند.

وضعیت روحی و جسمی ایشان چطور بود؟

روحیه بالایی دارد اما وضعیت جسمی خوبی ندارد خوب هشت ماه است که در زندان تحت شرایط سخت نگهداری می‌شود. ما حتی زمانیکه در دادگاه خواستیم دو دقیقه خانواده‌اش ایشان را ببینند ماموران برخورد بسیار نامناسبی داشتند و هل می‌دادند که نزدیک نشوید. آخه انسانیت کجا رفته که هشت ماه خانواده‌اش او را ندیده حالا دو دقیقه بگذارند که با هم صحبت کنند.

ملاقات‌هایتان به چه صورت بوده است؟

ما ملاقات حضوری اصلا نداشتیم و دو هفته‌ای یکبار ملاقات کابینی کوتاه و پشت شیشه می‌دادند. فرزندان برادرم که یک دختر دوازده ساله و یک پسر سیزده ساله واقعا از این شرایط افسردگی گرفته‌اند. یکی دوبار آن‌ها را بردیم و از پشت شیشه پدرشان را دیدند. حتی نمی‌توانند در آن مدت کوتاه پدرشان را بغل کنند و نفس همدیگر را حس کنند تا آرام شوند. متاسفانه این هم از آن‌ها با این شرایط روحی دشوار دریغ می‌شود. بخدا این ظلم است.

در پایان هر خواسته‌ای که از مسئولین قضایی دارید بفرمایید؟

من از مسئولین قضایی، از ریاست جمهوری می‌پرسم برادرم به چه جرمی در زندان است؟ ما از آن‌ها عاجزانه می‌خواهیم تکلیف ایشان را مشخص کنند تا هم ایشان، هم خانواده از بلاتکلیفی در بیایند. ما می‌خواهیم بدانیم شما از یک کارگر چه می‌خواهید که هشت ماه او را در بلاتکلیفی و تحت چنین شرایطی نگه می‌دارید؟ این عدالت است؟ ما باید زیر سایه این نظام آرامش و آسایش داشته باشیم نه اینکه این شرایطمان باشد.

 

مژگان مدرس علوم

جرس

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید