خبرگزاری هرانا

    خانه  > slide, زندانیان  >  آتش سوزی در زندان اوین؛ روایت نرگس محمدی از این رویداد

آتش سوزی در زندان اوین؛ روایت نرگس محمدی از این رویداد

خبرگزاری هرانا – نرگس محمدی، فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین، رخداد شنبه شب ۲۳ مهرماه زندان اوین را «هولناک» و «شبیه به میدان جنگ» توصیف کرده و «ضمن ابراز نگرانی در خصوص وضعیت زندانیان این زندان، از سازمان های حقوق بشری، خواست که این رویداد را مورد توجه جدی قرار دهند و دولت ایران را موظف به حفظ جان و سلامت زندانیان نمایند.»

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نرگس محمدی با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود از رخداد زندان اوین در تاریخ ۲۳ مهرماه نوشت.

خانم محمدی وقایع زندان اوین در هفته گذشته را «هولناک» و «شبیه به میدان جنگ» توصیف کرد و نوشت: «نیروهای امنیتی و نظامی از زمین و بالای پشت بامها، بندها را به محاصره گرفته بودند و زندانیان به شلیک گلوله تهدید می شدند و صدها گلوله شلیک شد و انفجارهای مهیبی رخ داد و همینطور مبهم و محل تردید بودن دلیل این وقایع هولناک و شنیدن خبر کشته شدن ده ها زندانی از منابع خبری زندان و ضرب و شتم شدید زندانیان (سیاسی و عادی)، حمله به بندهای سیاسی و ضرب و شتم و انتقال آنها به مکانهای معلوم و نامعلوم، انتقال بیش از ۹۰۰ زندانی و تداوم شرایط به شدت امنیتی، ابراز نگرانی کرد.»

متن کامل این یادداشت، عینا در ادامه می‌آید:

“روز شنبه ۲۳ مهرماه اعزام های صبح به بیمارستان کنسل شد و دلیل آن اعلام نشد. ظهر ۳ بار صدای آژیر زندان به آمد که بی سابقه صدا در بود. ساعت ۹ شب ناگهان صدای شلیک پی درپی گلوله از داخل زندان همه را بهت زده کرد. صدای شلیک گلوله از تمام اطراف زندان بلند شده بود. صدای انفجارها، ساختمان و شیشه را می لرزاند. صدای شلیک غیرقابل شمارش بیش از ۲ ساعت طول کشید.

فریاد زندانیان با شعار «مرگ بر ستمگر» از بندهای مجاور بند زنان به گوش می رسید. ما هم در بند زنان شعار می دادیم. شعار در زندان طنین انداز شده بود. از سمت راست اطاقمان، درست زیر تپه، موتورهای گارد ضدشورش با سر و صدای مهیب عبور می کردند.

از سمت چپ اتاق و آشپزخانه اتاق ۴ صدای نیروهای امنیتی به وضوح شنیده می شد که بالای پشت بام بند مجاور مردان حرکت کرده و فریاد می زدند اگر سرتان را بیرون بیاورید شلیک خواهیم کرد. آنها بند مجاور را هم تهدید می کردند که در حال شعار دادن بودند. گارد فریاد می زد اگر داخل نروی با گلوله مخت را داغون میکنم و ناگهان صدای گلوله. از تصور شلیک گلوله به زندانیان دست بسته، قلبم فشرده می شد و نفسم بند می آمد. صدای انفجار، گلوله، فریاد تهدید به مرگ و شلیک به مغز، فریادهای هولناک گارد در تمام بند می پیچید.

به حیاط نگهبانان که تعدادی از همبندیهایم بودند رفتم. زمانی که ریاست سازمان زندانها و ۸ نفر همراهانش وارد بند شدند و ریاست حفاظت زندان و نیروهایش روی دیوار حیاط ایستاده بودند، ناگهان گارد ضدشورش وارد حیاط شد و در را بستند. ریاست حفاظت زندان داد می زد شما حق ورود به این بند را ندارید و دستور میداد که درهای بند به هیچ وجه باز نشود. وضعیت هولناک بود.

نیروهای سرکوب از هم پیشی می گرفتند و قابل کنترل نبودند. گارد گویا حتی مسئولان زندان و سازمان را نمی شناختند و به دستورات آنها وقعی نمی نهادند. شعله های آتش دیده می شد. گاز اشک آور درست پشت در بند شلیک می شد. ناچار از اسپری، سیگار و سوزاندن روزنامه ها استفاده کردیم تا بتوانیم دوام بیاوریم.

صدای مردم را از طرف اوین می شنیدیم. صدای شعارها به ما می رسید و ما فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر استبداد»، «آدم کش دیگر نکش»، «بی شرف، زندانی رو نزن» سر می دادیم.

از یک هفته پیش از این اتفاق، تحرکاتی در بند وجود داشت. درب مابین راهرو بند و راهرو کارکنان بسته و قفل شد و دریچه ای روی آن تعبیه شد تا کارها از آن طریق انجام شود و زندانیان نتوانند به راهرو خروجی .دسترسی داشته باشند ۳ روز پیش از واقعه، کپسولهای آتش خاموش کن به دستور ریاست زندان و به بهانه پر کردن، از بند خارج شد.

به هر حال با توجه به مجموعه شرایط حاکم بر زندان و آنچه آن شب همه ما شاهد بودیم که زندان بی شباهت به میدان جنگ نبود و نیروهای امنیتی و نظامی از زمین و بالای پشت بامها، بندها را به محاصره گرفته بودند و زندانیان به شلیک گلوله تهدید می شدند و صدها گلوله شلیک شد و انفجارهای مهیبی رخ داد و همینطور مبهم و محل تردید بودن دلیل این وقایع هولناک و شنیدن خبر کشته شدن ده ها زندانی از منابع خبری زندان و ضرب و شتم شدید زندانیان (سیاسی و عادی)، حمله به بندهای سیاسی و ضرب و شتم و انتقال آنها به مکانهای معلوم و نامعلوم، انتقال بیش از ۹۰۰ زندانی و تداوم شرایط به شدت امنیتی، اینجانب نگرانی خود از تکرار چنین وقایعی را اعلام نموده و از مراجع حقوق بشری، عفو بین الملل، گزارشگران ویژه حقوق بشر و کمیساریای عالی حقوق بشر و کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا درخواست دارم وضعیت زندانیان را مورد توجه جدی قرار دهند و دولت ایران را موظف به حفظ جان و سلامت آنها نمایند. با توجه به شرایط کشور ایران و گسترش اعتراضات عمومی، بیم آن می رود که برخی منابع امنیتی نظامی با بهره گرفتن از وقایع ساختگی و شرایط موجود، جان برخی از زندانیان سیاسی در زندانها را به خطر انداخته و ناشی از ناآرامی ها اعلام نمایند.

نرگس محمدی، زندان اوین”

گفتنی است، شنبه شب ۲۳ مهر ۱۴۰۱، به دنبال متشنج شدن فضای زندان اوین، آتش بر فراز این زندان روئیت شد و صدای تیراندازی و انفجار به گوش رسید و برخلاف ادعای مسئولان مبنی بر کنترل آتش سوزی و درگیری، صدای تیراندازی تا ساعتها ادامه داشت. در پی این وقایع، شماری از زندانیان به خارج از این زندان منتقل شدند. تعدادی از آنها به زندان رجایی شهر منتقل شدند و از وضعیت برخی نیز اطلاعی در دست نیست.

گزارش اول هرانا از آخرین تحولات صورت گرفته در زندان اوین را از طریق این لینک اینجا مطالعه کنید.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید