خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, زندانیان  >  در بیست‌و‌یکمین سال حبس؛ نامه سعید ماسوری از زندان رجایی شهر کرج

در بیست‌و‌یکمین سال حبس؛ نامه سعید ماسوری از زندان رجایی شهر کرج

خبرگزاری هرانا – سعید ماسوری، از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای نسبت به تحولات پیش رو از جمله انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، واکنش نشان داده است. او در بخشی از این نامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت اشاره کرده و می گوید “این بازی سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند”. آقای ماسوری بیست‌ویکمین سال از دوران محکومیت حبس ابد خود در زندان رجایی شهر کرج سپری می کند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید ماسوری، از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای نسبت به تحولات پیش رو از جمله انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، واکنش نشان داده است.

آقای ماسوری در بخشی از این نامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت که “بازی کثیف” می خواند اشاره کرده و می گوید “این بازی “سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان (به بهانه بی حجابی و بد حجابی ) پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند…” و هر بار توصیه می کردند که برای اینکه وضع بدتر از این که هست، نشود… به همان “در” رضایت بدهید….و هر بار انتخاب “بد” برای مقابله با “بدتر” … تا مردم را از مطالبه واقعی شان که همان “آزادی و حاکمیت مردمی” است باز دارند”.

آقای ماسوری نامه خود را چنین آغاز می کند “إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (آل عمران ۲۱)

علت اینکه “رای من سرنگونی” حرف قاطبه مردم ایران شده را میتوان از مردمی که زیر بار فقر کمر خم کرده و توان تهیه قوت لایموت خود را هم ندارند پرسید، از کودکان کار، زباله گردان و گورخوابان …… میتوان از سوختبران بلوچ و کولبران کردستان پرسید، میتوان از کارگران و پرستاران و معلمان و بازنشستگان که هر روز مطالبه دسترنج به یغما رفته خودشان را میکنند، پرسید، میتوان از دختران و پسرانی که نه زندگی و سبک زندگی که حتی اختیار پوشش خود را هم ندارند، پرسید … میتوان از مادرانی که فرزندانشان در آبان ۹۸ در خیابان و نیزارها به خاک و خون کشیده شدند، پرسید، و میتوان از خانواده های هواپیمای اوکراینی و خانواده هایی که به خاطر بی لیاقتی و تلاش عامدانه در ممنوع کردن ورود واکسن کرونا، عزیزانشان را از دست داده اند، پرسید، میتوان از همه زندانیان سیاسی و خانواده هایشان پرسید و از من، که به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق ۲۱ سال را در زندان گذرانده ام پرسید…. همان مجاهدینی که از همان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ بر اصلاح ناپذیری این رژیم تاکید کردند و مقهور کشتار و شکنجه و زندان های دهه ۶۰ نشدند”.

او در ادامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت که “بازی کثیف” می خواند اشاره کرده و می گوید: این بازی “سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان (به بهانه بی حجابی و بد حجابی ) پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند…”

آقای ماسوری در نامه خود اضافه می کند: “و هر بار توصیه می کردند که برای اینکه وضع بدتر از این که هست، نشود… به همان “در” رضایت بدهید….و هر بار انتخاب “بد” برای مقابله با “بدتر” … تا مردم را از مطالبه واقعی شان که همان “آزادی و حاکمیت مردمی” است باز دارند.
طرفه آنکه امروز شرایط به جایی کشیده شده که “رئیسی” که بر اساس نص صریح قران نه تنها از قاتلان مردم ایران که در زمره قاتلین انبیا است( چرا که مطابق آیه صدر کشتن مردم عدالت خواه و عدالت طلب به مثابه کشتن انبیا است) کاندید اول منتخب و مطلوب حاکمیت شده و البته زهی مباحات که قاطبه هموطنانمان هم به اوجی از آگاهی واقعی رسیده اند که مناسب ترین پاسخ به این شرایط را در “رای من سرنگونی” یافته اند چون عباراتی نظیر”نه به جمهوری اسلامی” (انگار زمانی هم جمهوریت و اسلامیت در کار بوده) ،” من رای نمیدهم” و ” به من دخلی ندارد” و “من مشارکت نمیکنم” و امثالهم را، کسانی مثل احمدی نژاد هم علنی میگویند و طبیعی است که مردم در مطالبه و خواست واقعی خود”آزادی و حق تعیین سرنوشت خود” فراتر از همه اینها به ” رای من سرنگونی ” رسیده باشند.

زنده باد آزادی / زنده باد مقاومت مردم ایران / سعید ماسوری زندان رجایی شهر / خرداد ۱۴۰۰”

دکتر سعید ماسوری متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر می‌برد تا اینکه در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ به خانواده ایشان اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شد. او در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد؛ هر چند باید اشاره کرد که در اردیبهشت سال بعد به خانواده وی بازداشت او اطلاع داده شد. ایشان از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در یکی از سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

آقای ماسوری از زمان بازداشت تا این لحظه بدون هیچ‌گونه مرخصی در اماکن مختلفی از جمله بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، زندان اوین و زندان رجایی شهر کرج حبس خود را سپری کرده است. این زندانی سیاسی در طی بیش از ۲۰ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندان‌ها و نیروهای امنیتی اعتصاب غذا کرد و سابقه آسیب‌دیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید