خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, زندانیان  >  نگاهی از درون؛ یادداشتی از زندان ارومیه

نگاهی از درون؛ یادداشتی از زندان ارومیه

خبرگزاری هرانا – یکی از زندانیان سیاسی زندان ارومیه، یادداشتی درباره وضعیت کلی زندان ارومیه و به طور خاص زندانیان سیاسی نوشته است، هویت نویسنده به دلیل ملاحظات امنیتی محفوظ است، متن کامل این نامه که در اختیار هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:

“واژه ی زندان برای هر کسی تداعی کننده ی مکانی مخوف و تبعیدگاهی است که مجرمان و تعدی کنندگان به حقوق اجتماع در آن نگهداری می شوند، به نوعی در جامعه پذیرفته شده است که زندان تضمین کننده ی امنیت اجتماع است و باید وجود داشته باشد، بر اساس همین تائیدیه ذهنی اجتماع است
که حکومت ها و گروه های قدرت، بی پروا نسبت به اصول انسانی و حقوق مسلم انسان، زندان را به محل تسویه حساب های شخصی و گروهی خود مبدل می کند، چه حکومت ها و چه باندهای قدرت بدون آن که خود را نسبت به هیچ ارگان و نهاد و استانداردهای جهانی و حتی وجدان پاسخگو بدانند، آن چه را که شایسته هیچ موجودی نیست، بر سر زندانی می آورند.

در کشور ما حکومت اسلامی که تمام ارزش های پذیرفته شده ی بشریت و قوانین اسلامی را مطابق منافع روز تفسیر به مطلوب می کند، شرایط هر روز علیه آزادی خواهان و آزاد اندیشان وخیم تر می شود، این مسئله خاصه در مورد زندانیان سیاسی مشهود تر و ملموس تر است، مخالفان و دگر اندیشان پر شماری هم، از آنجا که به خاطر دوری از واقعیت عینی در دایره ی جزم اندیشی خود به نوعی دچار فسیل وارگی شده اند، کار حکومت را راحت تر می کنند.

به عنوان مثال، تفسیرهای کلیشه ای از شکنجه که بسیاری آن را منحصر به ضرب و شتم و آزارهای جسمی می دانند، در طول حیات جمهوری اسلامی به حدی تکرار شده اند که دیگر هر چقدر با آب و تاب تعریف شوند، تلنگری بر روحیه ی کسی وارد نمی کند، به نوعی این داستان تکراری بخشی از سنت شفاهی و تاریخی ما شده اشت، قصه ای که تقریبا همچنان وجود دارد و غیر از بازگویی کاری اساسی برای جلوگیری از شکنجه و حمایت موثر از قربانیان شکنجه صورت نگرفته است، با وجود عادی شدن این روش، آزار فیزیکی هنوز عموما در ابتدای بازداشت یا بازجوهای مقدماتی اعمال می شود، اما اصل شکنجه که متکی بر روشهای روان شناسانه است، در طول دوران حبس اعمال می شود و لزوما جنبه ی فیزیکی ندارد ولی چنان اثر روحی باقی می گذارد که راه هر گونه بازگشت به جامعه و زندگی عادی را از قربانی اش می گیرد، روش هایی که کمتر کسی به انها توجه کرده است.

در هر برخورد از یک خطاب بی ادبانه گرفته تا تحقیرآمیز و با اسم کوچک صداکردن، توهین به اعتقادات و وضعیت زندگی و خانوادگی و اجتماعی انسان را به رخ کشیدن، انسان را چنان تحقیر می کنند که در طول سالیان دراز محکومیت حس خاص تحقیرشدگی را در وجود شکنجه شده نهادینه می کند دردناک تر این که حتی بسیاری از قربانیان نیز این رفتار ها با را شکنجه نمی دانند.

آن چه هدف این یادداشت است، بیشتر نگاه مختصری است به این شکنجه های مدرن و رفتارهای غیر انسانی در زندان ارومیه که خود در طول چندین سال شاهد هر روزه انها بوده ام.

زندان ارومیه که زمان تاسیس آن در سال ۱۳۴۸ است، به مانند تمام زندان های کشور، محلی برای نگهداری مجرمین و محکومین خطرناک نیز بوده، اما برای اپوزیسیون کرد، چه در گذشته و چه حال، نمادی از نقض حقوق بشر این مردم و مرکزی برای اعدام و زندانی کردن آزادیخواهان کرد بوده و تا کنون نیز همین کارکرد ویژه خود را به عنوان مرکزی برای نقض حقوق بشر انجام داده است.

کمیت و کیفیت زندانیان سیاسی در این زندان در شرایط گوناگون، مختلف و متفاوت بوده و به همان میزان، روش های برخورد و سرکوب نیز متنوع بوده است، آنچه همیشه بوده و است، نقض حقوق بشر، سرکوب و مقاومت در این زندان با شدت و ضعف همیشه وجود داشته است.

در ادامه قصد دارم نگاهی داشته باشم به وضعیت فعلی زندان ارومیه و مخصوصا زندانیان سیاسی؛

بند ۱۲ این زندان مختص به زندانیان سیاسی بوده ولی در پاییز امسال با کم شدن آمار زندانیان سیاسی و افزایش آمار زندانیان عمومی، به همین بهانه و برای جلو گیری از حرکت های دسته جمعی زندانیان سیاسی، تعدادی از خشن ترین و بد سابقه ترین زندانیان را از دیگر بندها به این بند انتقال داده اند و با سیاست ارعاب زندانیان و انتقال چند نفر به بازداشتگاه اطلاعات و تعدادی دیگر به امنیت ویژه ی اداره اطلاعات در زندان، موفق شده اند تا همدلی زندانیان باقی مانده را در جهت مقاومت برای حقوقشان تضعیف کنند، به همین منظور زندانیان سیاسی جدیدالورود را در بند های دیگر جا داده اند و هرگونه تجمعات و جلسات سیاسی را در زندان رصد و با آن برخورد می کنند.

بازرسی های بی قاعده و شبانه، سبب برهم زدن امنیت روانی زندانیان شده بود، درگیری های فیزیکی، مصرف مواد مخدر و مختل کردن آرامش از سوی اوباش بند های انتقال داده شده که حتی امنیت زندانیان سیاسی را به خطر انداخته بود، کنترل و ضبط کتاب ها و نوشته ها و جلو گیری از ارتباط با زندانیان سیاسی تازه وارد و پیگیری امنیتی نوشته ها، این ها همه گوشه ی کوچکی از فشارهای روانی در زندانیان سیاسی بود و هر سال چند نفر را به بهانه های گوناگون به سلول های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات انتقال می دادند.

تا این که در در اعتراض به این برخورد ها اکثر زندانیان سیاسی در بند ۱۲ در پاییز سال ۱۳۳۹ به مدت ۳۳ روز دست به اعتصاب غذا زدند، در جریان اعتصاب و مذاکره با مسئولین زندان، قول مساعد داده شد که وضع را به حالت اول برگردانند و برای همین منظور ۱۵ نفر از زندانیان سیاسی را از دیگر بند ها به این بند انتقال دادند و به همان میزان زندانیان عمومی را خارج کردند.

اما چند هفته هفته بعد از پایان اعتصاب و آرامش بند ها، با نصب ۴ دستگاه پارازیت انداز که تشعشعات و امواج مضری نیز دارد، فشارها از سر گرفته شد، از آن زمان تا کنون زندانیان، بیشتر احساس سرد درد کرده و مصرف قرص های آرام بخش افزایش یافته است، بعد از این مدتی نیز ابتدا یکی از اعتصاب کنندگان تبعید شد، چند روز بعد ۵ نفر دیگر از اعتصاب کنندگان به همراه یک زندانی عقیدتی دیگر که جزء امار بند ۱۲ نبود، همگی به مکان نا معلومی برده شدند که بعد از هفتاد روز دو تن از انها از زندان تبریز سر در اوردند و بقیه هم همچنان مفقود مانده اند، در ادامه دو نفر دیگر از زندانیان سیاسی به بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران برای چند روزی منتقل شدند و عده بیشتری به دفتر رئیس اطلاعات که خارج از چهار چوب سازمان زندانها می باشد، فرا خوانده شدند و فعالیت این دفتر مجددا افزایش پیدا کرد.

در ۶ ماه گذشته اصلن هیچ زندانی سیاسی به بند ۱۲ نیامده و امار بند با توجه به تفکیک و اعدام عده ای و آزادی عده ای دیگر کاهش یافته است،
اما جدید الورود های سیاسی را به بند ۱۲ منتقل نمی کنند و به غیر از معترضان اردیبهشت ماه مهاباد، از انتقال ۱۵ زندانی سیاسی که در دیگر بند های زندان حضور دارند خودداری می کنند.

این امر سبب ایجاد سوء گمان به رفتار مسئولین زندان شده است، در حالی که وضعیت آمار زندان به حدی وخیم است که حتی اسکان دادن یک نفر هم برای مسئولین معضل است، خالی بودن بند ۱۲ از میزان ظرفیت خود شائبه برنامه های سویی را از مسئولین زندان برای آینده بند ۱۲ تقویت می کند.

به غیر از ۲ نفر از زندانیان بند که از محکومین دادگاه انقلاب تهران می باشند، تمامی دیگر زندانیان محکوم دادگاه انقلاب شهرستان های مختلف تابعه استان ارومیه می باشند که تحت هیچ شرایطی به هیچ کدام از آنها مرخصی اهدا نمی شود، حتی در صورت فوت و بیماری بستگان زندانی مرخصی تحت الحفظ هم اعطا نمی شود، ملاقات حضوری ماهانه ۱ بار به خانواده داده می شود ولی بازرسی های بدنی اعضای خانواده و زندانی در حین ملاقات بسیار بد و توهین آمیز است. تلفن روزانه در اختیار زندانی قرار داده ولی تمام مکالمات کنترل میشود بسیار اتفاق افتاده که زندانیان به خاطر حرفی یا جمله ای با خانواده ی خود مورد پیگرد اداره اطلاعات و دفتر آن زندان قرار گرفته اند.

بند ۱۲ خود یکی از ۱۳ بندی است که جزئی از بندهای یک زندان کاملا بسته است، هر ۱۲ بند دیگر هرکدام در ظاهر به محکومین یکی از جرائم اختصاص دارد ولی در عمل تمام تفکیک ها و جداسازی ها در دو سال گذشته به هم ریخته اند، در تمام این بند ها محکومینی با حبس های چند ماهه به اعدام و جرائم مالی و مواد مخدر توضیع کنندگان و مصرف کننده ی موادمخدر در کنار یک دیگر نگهداری می شود، به غیر از بند ۱۲ در تمامی بند ها مواد مخدر آزادانه مصرف می شود،

انسان های آبرو دار بسیاری هستند که بر حسب تصادف یا ندانم کاری و یا فقر و محرومیت مرتکب جرمی شده اند و مجبور هستند در کنار مجرمان حرفه ای و خطرناک باشند و برای مصونیت از دست آنها مجبورند به آنها باج بپردازند و کار های شخصی آنها را انجام دهند و از حقوق خود به نفع انها بگذرند، مامورین زندان هر کدام بنا به نفوذ و قابلیتشان برای خود یک سیستم جاسوسی از اوباش زندان درست کرده اند، تمام امور زندان توسط همین اوباش اداره می شود، دادن اختیارات و مزایای فراوان به آنها، راه هر نوع اعتراض را گرفته است و کوچکترین اعتراض و حق خواهی زندانیان، برخورد های شدید فیزیکی و تنبیهی از قبیل انتقال به سلول انفرادی و تغییر بند را در پی دارد، مامورین تنها خود از پشت میز در دفترشان گزارشات را مرور می کنند و باقی کارها را به اوباش های وابسته به خود می سپارند، مواد و اشیای ممنوعه همواره وارد زندان کرده و از طریق عوامل خود توزیع می کنند و با وجود همین مواد مخدر و اشیای قاچاق در ملاقات های حضوری زندانیان و خانواده هایشان را با زننده ترین شیوه ها بازرسی میکنند.

همان طور که گفته شد محوطه بسته ی زندان ارومیه دارای ۱۳ بند است:

۱ـ بند ۱، ۲، ۳، خود بندی مستقل است ۳۲۵ تخت خواب ظرفیت دارددر حالی که ۹۰۰ نفر آمار دارد، تنها دارای ۴ دوش حمام می باشد بیشتر تازه وارد های
سیاسی در این مجموعه نگهداری می شوند.

۲ـ بند ۱۱، ۱۰، ۹، که آن هم مجموعه مستقل دیگری است، هر چند در تمام بند ها مواد مخدر مصرف می شود ولی در این بند تعداد انسانهایی که مواد مصرف نمی کنند انگشت شمار است زندانیان سیاسی تحت قرار وثیقه را اغلب در ای بند برای اذیت کردن نگه می دارند. تعداد ۳۳۹ تختخوا ب دارد اما ظرفیت ۱۱۰۰نفر در ان هستند و ۵ دوش حمام دارد.

۳ـ بند ۱۵ بند مستقل است ۱۹۸ تخت ظرفیت دارد ۳۵۰ نفر در آن جا داده اند.

۴ـ بند ۱۲ بند مستقل ۱۶۲ تخت ظرفیت دارد ۳۶۰ نفر امار دارد.

۵ـ بند روان درمانی بندی مستقل است با ۴۸ تخت ظرفیت و ۱۳۰ نفر آمار دارد.

۶ـ بند ۱۳ بندی مستقل، عموما جوانان ۱۸ تا ۲۵ سال با هر نوع جرمی در ان جا داده می شوند ۱۶۲ تخت ظرفیت دارد و ۲۶۰ نفر زندانی دارند تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در آن محبوس می باشند و در وضعیت وخیمی قرار دارند.

۷ـ بند مالک ۸۱ تخت ظرفیت دارد ۱۲۰ نفر محبوس.

۸ـ بند ۱۲، ۶۹ نفر ظرفیت دارد ۲۷ نفر در آن حفظ هستند این آمار ها نسبت به ظرفیت بند ها روزانه از ۱۰ تا ۱۰۰ نفر در حال تغییر می باشد.

تمام این ۸ مجموعه مستقل که در داخل خود هواخوری تلفن و تمام سرویس های بهداشتی فروشگاه دارند همگی به یک سالن راه دارند که در این سالن دفتر مدیر بندها و حفاظت ها و جایگاه نگهبانی قرار دارد و خارج از این مجموعه که زندان بسته نام دارد محوطه ای آن را احاطه کرده که ساختمان اداری در بند کانون یا نوجوانان، بند نظامی و ۲ بند کارگران و نیمه باز قرار دارد دفتر ویژه اداره اطلاعات مسئول زندان نیز در همین محوطه است سال ۱۳۸۹ تاسیس شده است و در تمام شئون زندان دخالت مستقیم دخالت دارد و رسالت اصلی آن جذب نیرو از میان زندانیان است، مخصوصآ انهایی که در آستانه آزادی قرار دارند،

آمار زندان از ۳۰۰۰ الی ۳۵۰۰ نفر در سال گذشته بوده است و از ۳۰۰۰ نفر پایین نیامده است، در حالی که در کل زندان ۱۴۰۰ تختخواب برای زندانیان وجود دارد و آمار اضافه بر ظرفیت، کف اتاق، در راهرو ها و حتی راه پله ها تنها شب ها به شکل کتابی می توانند بخوانند و در بندهای ۹ ، ۱۰، ۱۱، در تخت خواب ها دو نفر می خوابند به گونه ایی که ۲ ساعت می خوابند و ۱۱۰۰ نفر دیگر می نشینند و بعد از ۲ ساعت آنها می خوابند و یک گروه با نفر دیگر مجبورند به ایستند و بنشینند.

مجموع آمار زندان ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر محکوم به اعدام مواد مخدر دارد و ۲۰۰ نفر هم از محکومین به قصاص وجود دارد، محکومین اعدامی و قصاص در بند های پراکنده هستند، به طوری که در ۴ ماه گذشته از شمار اعدامی های مواد مخدر، ۱۰ نفر جزء آمار بند ۱۲ بوده اند و از ابتدای سال جاری تا کنون ۷ نفر قصاص شده اند و ۲۶ نفر دیر هم به جرم مواد مخدر اعدام شده اند، اکثر اعدامیان مواد مخدر یا خورده پا یا به نوعی اجیر شده اند به غیر از ۳ یا ۴ نفر که اصل کاری بوده اند بقیه تمامآ اجیر شده و خورده پا بوده اند.

وضعیت بهداشتی به حدی بد است که شاید غیر قابل باور باشد، در آمار بند های بزرگ از روی نسبت جمعیت و تعداد دوش های حمام که فقط ۱۴ ساعت در روز فعال هستند می توان تصور کرد وضع از چه قرار است، به غیر از زندان داخل مجتمع بسته، برای زندانیان بندهای محوطه بیرونی و کارگران تنها یک واحد بهداری وجود دارد که روزانه تنها یک پزشک عمومی و یک بهیار برای این ۵۰۰۰ نفر جمعیت وجود دارد، در موقع بیماری های دیگر دکتر از پزشکان و متخصصین در چند رشته قلب و چشم و تنها ماهی یک بار برای این عمل به زندان می آیند و داروهای تخصصی مجوز ورود به زندان را ندارند،
پزشکان تنها برای ثبت گزارش و داروهای تشخیصی و تشخیصات هم در جلسه و ویزیت محدود می شوند، اعزام به خارج از زندان و بیمارستان مراحل ۷ خان رستم است.

دو سوم جمعیت زندان اهل سنت هستند در حالی که فقط روحانی شیعه برای مراسم روزانه در زندان وجود دارد و هیچ گاه روحانی سنی در زندان نبوده است.”

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید