خبرگزاری هرانا

    خانه  > slide, سایر گروهها  >  گفتگو: مهریه؛ تضمین کننده آینده زن یا حربه ای برای ترذیل او؟/ فاطمه محمدی

گفتگو: مهریه؛ تضمین کننده آینده زن یا حربه ای برای ترذیل او؟/ فاطمه محمدی

ماهنامه خط صلح – مهریه همواره یکی از موضوعات جنجال برانگیز و شاید پر حاشیه خصوصاً در وضعیت بی ثباتی اقتصادی بوده است. برخی معتقدند مهریه مانع فسخ عجولانه پیوند ازدواج و تضمینی برای تامین زندگی زن پس از طلاق است. برخی دیگر مهریه را نقد کرده، آن را باعث ترویج نگاه کالایی به زن دانسته و در تضاد با کرامت و ارزش بشر می دانند. گاه از امکان مطالبه مهریه سوءاستفاده ها می شود و در تورم های اقتصادی و حباب قیمت سکه (شکل معمول مهریه) آمار درخواست طلاق و مهریه بالا می رود. گاه زنان به دور از اندیشه های شوم و انتقام گیرنده تنها در پی استیفای حقوقی برای تامین زندگی خود و فرزندانشان پس از طلاق هستند، اما در جامعه به سوءاستفاده از حق طلب مهریه محکوم می شوند. گاه مهریه به اندازه نیاز مطالبه می شود و گاه مبالغ نقدی و غیرنقدی گزاف با هدف تلافی آن چه بین زن و مرد گذشته، حربه عناد می شود و یا ابزاری برای دستیابی به ثروت و تحقق رویاها. اما کم نیستند آنان که از مهریه شان چشم می پوشند تا از هر آن چه جانشان را می آزارد رهایی یابند.

فاطمه محمدی

در این شماره، خط صلح به سراغ “زهره” که مهریه اش را به اجرا گذاشته و با مهریه موافق است و نیز “یاسین” که سال هاست گرفتار تادیه مهریه است و از مهریه منزجر شده، رفته و گفتگویی چالش برانگیز با آن ها رقم زده است.

زهره متولد ۱۳۷۰ ساکن تهران است. او پس از جدایی از همسرش همراه با پسر خردسالش از میاندوآب واقع در استان آذربایجان غربی به تهران مهاجرت کرده است.

چه شد که پس از طلاق به تهران مهاجرت کردید؟

قبل از این که به طور رسمی طلاق بگیریم، من از خانه قهر کرده بودم و به خانه پدری ام رفته بودم. پدر و مادرم گفتند تو در این خانه جایی نداری و باید هر چه زودتر به خانه شوهرت برگردی، ما از این رسم و رسومات در فامیل نداریم، تو آبروی ما را برده ای. وقتی دیدم جایی برای ماندن بعد از طلاق نخواهم داشت و هیچ پولی برای اجاره حتی یک اتاق ندارم، تصمیم گرفتم مهریه ام را به اجرا بگذارم تا بتوانم یک محلی برای زندگی اجاره کنم. پروسه دادگاه و جلب مهدی بعد از طلاق کمی زمان برد، اما در نهایت مهدی یک شب هم به زندان نیفتاد چون بلافاصله پس از جلب و انتقال مهدی به زندان، یکی از آشناهایش او را بیرون آورد؛ اما نمی دانم چطور. بعد از آن هم دیگر نتوانستم مهدی را پیدا کنم. خانواده اش هم چون از من متنفر بودند، به سختی جوابم را می دادند. هر زمان که بیش از حد پا پیچ شان می شدم، فقط می گفتند از او خبر ندارند. اما من نه در خانه پدری جایی داشتم و نه پولی برای ادامه و اداره زندگی خودم و پسرم. تصمیم گرفتم به تهران بروم، شاید فرجی شد. گفتم بالاخره تهران پایتخت است و به هر حال می شود آن جا راهی پیدا کرد. در تهران با پسر مجردی به نام محمد که هیچ گاه ازدواج نکرده بود، آشنا شدم. او پنج سال از خودم کوچک تر است. تصمیم گرفتیم در یک خانه با یکدیگر به همراه پسرم زندگی کنیم. او مرا صیغه کرده و ازدواج رسمی نکرده ایم.

میزان مهریه تان چقدر بود؟

قبل از ازدواج خیلی مهدی را دوست داشتم او هم مرا خیلی دوست داشت. فکر نمی کردیم روزی از هم جدا شویم. من به او گفته بودم که مهریه زیادی نمی خواهم، اما او گفت چون عاشقم است می خواهد ۳۵۰ سکه بهار آزادی قباله ازدواج مان کند. خانواده مهدی بسیار مخالفت کردند اما او بر خواسته اش اصرار کرد.

چه مدت است که با محمد زیر یک سقف زندگی می کنید؟ چرا به طور رسمی ازدواج نمی کنید؟

پنج سال. برای این که هر زمان جانم را به لبم رساند، دست بچه ام را بگیرم و بروم. اگر آدم نباشد ازدواج رسمی نه او را آدم می کند، نه نگه اش می دارد. طی این سال ها حسابی به ما رسیدگی کرده و از پول هایی که داده، پس انداز کرده ام که هر زمان وقت رفتن بود کاسه چه کنم چه کنم به دست نگیرم. در ضمن، او شوهر من نیست هیچ وقت او را شوهر صدا نکرده و نمی کنم.

پسرتان چند ساله است؟

علیرضا ۱۰ ساله است؛ کلاس چهارم.

پسرتان از نسبت شما با محمد مطلع است؟ آیا با این شرایط مشکلی ندارد؟

بله، خبر دارد. اوایل با محمد خیلی دعوا می کرد؛ دعواهای بسیار شدید. بعضی اوقات که از محل کار برمی گشتم، می دیدم علیرضا پشت در مانده و محمد هم در را برایش باز نکرده است. علیرضا ساعت ها پس از این که از مدرسه به خانه برمی گشت در سرما و گرما پشت در می ماند. اما چون آن زمان آمادگی شروع یک زندگی مستقل را نداشتم، مجبور بودم تحمل کنم و با هر دو (علیرضا و محمد) صحبت کنم و خواهش کنم با هم بسازند. الان دعواهایشان خیلی کم تر شده است.

اگر روزی با محمد به مشکل جدی بربخورید، تصمیم تان چه خواهد بود؟

از خانه می روم و صیغه پسر دیگری می شوم. از این موارد زیاد هستند و به بن بست نخواهم خورد.

بابت صیغه شدن آیا مبلغی تحت عنوان مهریه دریافت می کنید؟

نه. چون این مهریه ها را هیچ کس نمی دهد. فرار می کنند و دستمان هم به هیچ جا بند نیست. دلم را به مهریه خوش نمی کنم. باید در طول زندگی آن قدر پول جمع کرد و پس انداز داشت که دیگر محتاج مهریه نباشیم.

آیا اساساً با مهریه موافق هستید؟ با توجه به این که حتی موفق به دریافت آن نشده اید.

صد در صد. مهریه حق من است. این همه در خانه شوهرم زحمت کشیدم. با عشق همه چیزم را به پایش ریختم اما او لاابالی بود و هیچ چیز را ندید. اگر مهریه ام را داده بود، مجبور نبودم این همه گرفتاری و خفت و خواری را تحمل کنم.

یعنی با دریافت مهریه می خواستید هزینه محبت هایتان را از همسر سابقتان پس بگیرید؟

احساسات و عشقی که به پایش ریختم بسیار باارزش تر این حرف ها است.

می توانم بپرسم شما در چه سنی ازدواج کردید؟

۱۷ سالگی.

فکر نمی کنید اگر اصطلاحاً “کودک-همسر” نبودید و فرصتی برای تحصیل و کسب مهارت و تخصص داشتید، احتمال وابستگی مالی به همسرتان به حداقل می رسید؟ حتی ممکن بود در دوران زندگی مشترک هم، چندان محتاج پرداخت وجه برای تامین مایحتاج از سوی همسرتان نبودید و می توانستید پس از طلاق وضعیت بهتری داشته باشید و سختی های کم تری متحمل شوید.

در قرآن این طور آمده که مهریه حق زن است.

اما آیا این مهریه، به شما پرداخت شد؟ در واقع آیا مهریه برای شما پشتوانه بود؟

اگر مهریه ام را پرداخت می کرد، حتماً پشتوانه بود.

به نظرتان مثلاً چند درصد از مردان مهریه را به همسرانشان بعد از طلاق می پردازند؟

خیلی از زنان خودشان مهریه شان را می بخشند که به نظر من اشتباه محض است. با حربه مهریه باید تقاص عمر و آبرویی را که تباه کرده اند، از آنان گرفت.

خوب مردها هم برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت پرداخت مهریه، از حقوق نابرابری که قانون به نفع مردان در نظر گرفته است به عنوان حربه استفاده می کنند. مثلاً حق مطلق طلاق با مردان است. مرد می تواند طلاق یا حضانت فرزندان را مشروط به بخشش مهریه کند. در آن صورت تکلیف مهریه چیست؟

هر کسی در این شرایط یک تصمیمی می گیرد. این جا دیگر زنان باید انتخاب کنند. یا مهریه، یا فرزند، یا طلاق و رهایی. همه مثل هم تصمیم نمی گیرند.

البته که این جا “انتخاب” بی معنی است. اما موانع دیگری هم بر سر راه دریافت مهریه وجود دارد. اگر مرد، زن را تهدید کند که اگر مهریه اش را نبخشد اقدام به اسیدپاشی، قتل، نسبت دادن اتهامات واهی و جنسی می کند که در جامعه مردسالار و سنتی امروز ایران تن زنان را می لرزاند. پس عملاً تعیین مهریه نمی تواند تضمین کننده استقلال مالی یا تامین نیازهای اولیه زنان بعد از طلاق باشد.

پس امثال من باید چکار کنند؟ گناه من این است که در سن پایین ازدواج کرده ام؟ من حتی اگر برای اولین بار الان ازدواج کنم، باز هم کودک هستم. چرا که هنوز نتوانسته ام جنس مردان را به خوبی بشناسم و مطمئناً باز هم فریب می خورم. باید مهریه باشد که من و امثال من پس از طلاق کم تر آسیب ببینیم.

اگر نظر من را بخواهید معتقدم که باید با کودک-همسری مقابله شود نه آن که برای این معضل تسهیلات در نظر گرفته شود. اما به هرحال نمی توان قربانیان کودک-همسری را هم به حال خود واگذاشت. قانون و مراکز مربوطه به شکل صحیح باید از آن ها حمایت کنند. نباید یک اشتباه (کودک-همسری) را با یک اشتباه دیگر (مهریه) پاسخ بدهیم… از این مورد که بگذریم، ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی می گوید که «هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتاً استرداد کند». نظرتان در مورد این ماده چیست؟

بله اطلاع دارم. با این قانون موافق هستم.

چرا؟ آیا به نظر شما در این ماده به زن به چشم کالا نگاه نشده است؟

نه. اصلاً. اگر کسی با دختری ازدواج کند هرچند با اون نزدیکی نکند، اما باعث شده فرصت ازدواج مناسب را از دست بدهد. پس باید نصف مهریه به او پرداخته شود.

ببینید، حتی اگر مهریه کم باشد، مردان سوءاستفاده می کنند و با هر اتفاقی زن را تهدید و تحقیر می کنند. یک فامیل داشتیم که پدرش می گفت لعنت به من که مهریه دخترم را پنجاه هزارتومان تعیین کردم. دامادم هر روز به دخترم سرکوفت می زند و دائم می گوید طلاقت می دهم. دخترم هیچ نمی تواند بگوید. دامادشان واقعا آدم شارلاتانی است.

خوب به نظرتان اگر مهریه آن دختر زیاد بود کیفیت زندگی شان هم متفاوت می شد؟

حداقل دیگر شوهرش حساب کار دستش می آمد و زبان درازی نمی کرد.

ترس مرد از به اجرا گذاشتن مهریه سنگین اگر باعث اتفاقات ناگوار هم چون مواردی مثل تهدید -که قبل تر ذکر کردم- نشود، لااقل سبب تداوم یک زندگی اجباری خواهد شد. آیا تداوم یک زندگی اجباری عاری از خوشی و عشق، خواسته زنان است؟

نه، اما اگر مهریه زیاد نباشد، مرد سراغ زن دوم و سوم می رود. یک زن بسیار خوب در فامیل داشتیم که شوهرش رفت با یک زن دیگر رابطه برقرار کرد. اما زن دوم دمار از روزگار مرد درآورد. در نهایت، او فهمید زن اولش چه زن خوبی بوده و آخرش برگشت.

در مثال شما، دلیل رجوع مرد به زندگی با همسر اول هرچه بود مهریه سنگین نبود…

بله. اما به هر حال مهریه باید سنگین باشد. اگر قرار است یک طرف سوءاستفاده کند، بهتر است زن این کار را بکند. چون مرد به هر حال می تواند روی پای خودش بایستد. حتی در محل کار برای آقایان جای خواب در نظر می گیرند. مرد حتی می تواند در پارک هم بخوابد اما زن نه. پس بهتر است مهریه سنگین باشد تا زن آن را به اجرا بگذارد.

آیا فکر نمی کنید به هر حال زنانی هم هستند که صرفاً با بالا رفتن قیمت سکه اقدام به مطالبه مهریه می کنند و به مهریه چشم طمع دارند؟

مهریه حق زن است. در قرآن گفته شده که زن هیچ وظیفه ای ندارد. اگر بچه داری می کند، خانه داری می کند و کارهای دیگر انجام می دهد، باید به او پول پرداخت شود؛ مثل نفقه و غیره. چون زن به خانه شوهر می رود که خوشبخت شود و خانمی کند نه این که کار کند.

فراموش نکنید که امروزه همه چیز پول است. باید پول جمع کرد. حتی به نظر من در حین زندگی، هر زمان احساس کردی شوهرت برایت نمی ماند مهریه ات را مطالبه کن و نگه دار. چون حتماً بعد از طلاق به کارت می آید.

ممنون از فرصتی که در اختیار خط صلح قرار دادید.

***

یاسین متولد ۱۳۶۵ ساکن شیراز در استان فارس است. او ۷ سال پیش از همسرش جدا شده و از همان زمان گرفتار پرداخت مهریه تمام ناشدنی است.

چه مدت قبل از طلاق به طور رسمی، زمزمه های جدایی را بین خودتان و همسر سابق تان شنیدید؟ و مقدمه مطالبه مهریه توسط همسر سابق تان چطور شکل گرفت؟

همسرم دائماً با من تماس می گرفت و می خواست بداند من کجا هستم و چه می کنم. این یکی از رفتارهایی بود که واقعاً عذابم می داد. بارها در مورد رفتارها و حرف های آزاردهنده اش به او هشدار دادم اما بی توجهی می کرد. انگار دست خودش نبود. او بیمار بود و نمی توانستم به زندگی مشترک با او ادامه دهم. او هم از زندگی با من گویا راضی نبود و هر بار که بحثمان می شد، می گفت اگر ناراحت هستی و جرات داری طلاقم بده؛ مهریه ام را تا قران آخر می گیرم.

میزان مهریه چقدر است؟

۲۵۰ سکه.

از این که ۲۵۰ سکه به عنوان مهریه پذیرفته اید، پشیمان هستید؟

در ابتدا فکر نمی کردم کار به طلاق بکشد؛ وگرنه مگر دیوانه بودم که این کار را بکنم؟

با این میزان مهریه مخالف هستید یا اساساً با “مهریه” به هر میزان مخالفید؟

وقتی زن و مرد به جایی می رسند که دیگر نمی توانند با هم زندگی کنند، باید مثل دو انسان متمدن از هم جدا شوند نه این که زن به تلافی عقده های کودکی اش جیب مرد که هیچ، خود مرد را هم بتکاند.

پس زن بعد از طلاق باید با چه سرمایه ای زندگی اش را ادامه بدهد؟

چرا مرد باید این سرمایه را تامین کند؟ آن هم در این شرایط اقتصادی که هر کس از پس مخارج خودش هم به سختی برمی آید.

اما در بسیاری از خانواده های ایرانی تقسیم وظایف به این نحو است که مرد کار می کند و درآمدی به دست می آورد و زن به کارهایی غیر از اشتغال و کسب درآمد مثل خانه داری، تربیت فرزندان و غیره مشغول می شود. هرچند خانواده هایی که زن و مرد هر دو با هم کار می کنند هم کم نیستند. اما بسیاری از زنانی که طلاق می گیرند، عموماً تجربه و تخصص لازم برای اشتغال به کار ندارند…

چرا خانواده های خودشان حمایتشان نمی کنند؟

به خاطر بافت سنتی که در جامعه وجود دارد در بسیاری از موارد خانواده ها زنان را به سازگاری با همسر در هر شرایطی مجبور می کنند و یا پس از طلاق از پذیرش آنان خودداری می کنند. یا شاید والدینشان سالخورده باشند و تمکن مالی نداشته باشند و هزاران دلیل دیگر. تکلیف این افراد چیست؟

باز هم دلیل نمی شود بار زندگی زنی که طلاقش داده ای، بعد از طلاق هم بر دوش بکشی. در ضمن، مگر ما زمانی که می خواهیم تشکیل خانواده بدهیم، کسی یک پول قلنبه کف دستمان می گذارد؟ فقط فرصت می دهند تا بتوانیم خانه و ماشین و هزینه های عروسی را تهیه کنیم. در طی فرصتی هم که در اختیار داریم، دائماً تهدید می کنند که اگر نتوانی، دختر بی دختر! زن بی زن!

این موقعیت با موقعیت زنان مطلقه توفیر بسیار دارد. زنان مطلقه اگر سرمایه ای نداشته باشند و خانواده هم از پذیرش آنان ممانعت ورزد، طولی نمی کشد که باید در کوچه و خیابان آواره شوند. حال، اگر این زنان فرزند یا فرزندانی هم داشته باشند، برای تامین نیازهای فرزندانشان مثل سرپناه، خوراک، پوشاک، هزینه های درمان، تحصیل و هزاران نیاز دیگر مجبورند برای کسب درآمد به هر ریسمانی چنگ بزنند.

زنان هم می توانند کار کنند. خیلی از مردان که حضانت فرزندانشان را بر عهده دارند، به تنهایی کار می کنند و خرج بچه هایشان را هم می دهند.

آیا به نظر شما فرصت های شغلی برابر برای زنان و مردان مهیاست؟

من به این مسائل کاری ندارم. اما شما در نظر بگیرید که الان من ازدواج مجدد کرده ام و یک فرزند هم دارم. آیا رواست که از شکم زن و بچه خودم بزنم و به زن سابقم بدهم؟ زن و بچه من چه گناهی کرده اند؟ الان هفت سال است که دارم مهریه پرداخت می کنم. کمرم شکسته است. زن سابقم پدرم را درآورده. شما که دم از انصاف می زنید به او بگویید دست از سر من بردارد و تمامش کند!

من قصد محکوم کردن یا تبرئه هیچ یک از طرفین را ندارم. اتفاقاً معتقد هستم که مهریه نمی تواند پاسخگوی مناسب و حلال معضلات پس از طلاق باشد؛ چه برای زن و چه برای مرد. در هر صورت لازم است تغییرات اساسی در قوانین اعمال شود و راهکارهای موثرتر بدون خلق قربانی وضع شود… از این مورد که بگذریم، می خواهم نظر شما را راجع به ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی بپرسم: «هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتاً استرداد کند».

به نظر من حتی نصف مهریه هم نباید پرداخت شود. اگر این حالت رخ بدهد، حتماً اتفاق خاصی افتاده که قبل از شروع زندگی کار به طلاق کشیده. وقتی نه زندگی کرده ای و نه حتی رابطه جنسی با او داشته ای، چرا باید نصف مهریه را پرداخت کنی؟ هیچ پولی نباید داده شود.

یعنی داشتن یا نداشتن رابطه جنسی موضوعی است که باید در پرداخت مهریه لحاظ شود؟ مگر مهریه، پولی است که در ازای رابطه جنسی پرداخت می شود؟

من کلاً با مهریه مخالفم. چه رابطه جنسی باشد چه نباشد.

برای عدم پرداخت مهریه چقدر مقاومت کردید؟

مهریه پول زور است. هر چه گفتم این پول ها خوردن ندارد، حرام است، به گوشش نرفت. خودش از همان اول سودای طلاق و مهریه داشت. من واقعاً مقصر نبودم. این زن کاری با من کرد که طی این سالیان تمام قوانین مربوط به مهریه را از بر کرده ام. اگر امکان تقسیط یا تعدیل تقسیط مهریه نبود که کارم زار بود.

این که شما به وسیله مهریه تحت فشار هستید و این فشار با تعدیل تقسیط مهریه و امثالهم کم و زیاد شود، مشکل را به طور ریشه ای حل نخواهد کرد. فکر نمی کنید قوانین غلط باید برچیده شوند نه آن که ماده-تبصره به آن ها اضافه شود؟

من این چیزها را نمی دانم! فقط می دانم مهریه سوءاستفاده از مرد است و بس. می خواهند ما را با مهریه از طلاق بترسانند، اما آدمی زاد اگر جانش به لبش برسد مهریه و این چیزها دیگر جلودارش نیست.

ممنون از فرصتی که در اختیار خط صلح قرار دادید.

پانوشت ها:
  • در این مطلب، سعی گزارشگر مبنی بر بررسی دقیق صحت مواردی که “زهره” در مورد مهریه از بخشی از آیات قران نقل کرده نیست. صرفاً صحبت ها عیناً در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. چرا که بحث با خانم “زهره” بر سر نظر قرآن در مورد مهریه نیست؛ بلکه گفتگویی در مورد یکی از موضوعات اجتماعی بر اساس میزان اطلاعات مصاحبه شونده انجام شده است.
  • در بعضی از موارد، گزارشگر سوالاتی با لحنی قاطع مطرح کرده که هدف از این اقدام صرفاً به چالش کشیدن مصاحبه شونده بوده است و نه نظر شخصی گزارشگر.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید