خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, سایر گروهها  >  کتاب درسی تابلوی تبلیغات حکومتی نیست/ نجات بهرامی

کتاب درسی تابلوی تبلیغات حکومتی نیست/ نجات بهرامی

ماهنامه خط صلح – کتب درسی در کشورهای توسعه یافته اغلب حاوی مطالبی در راستای تقویت جامعه پذیری و نیز افزایش مهارت‌های اجتماعی کودکان و دانش آموزان هستند. احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی، حفظ طبیعت و مراقبت از زیست بوم و نیز آموزش بهداشت فردی و عمومی بخش جدایی ناپذیر آموزش‌هایی هستند که در فرم‌ها و قالب‌های مناسب سن دانش آموزان در محتوای درسی و آموزشی و نیز فعالیت‌های جنبی و فوق برنامه‌ی مدارس قرار می‌گیرد. نکات کلی در ارتباط با وطن و احترام به نمادهای ملی و میهنی و تلاش برای پاسداری از کشور نیز در محتوای بسیاری از نظام‌های آموزشی وجود دارد.

اما کشورهایی که دارای حکومت‌های ایدئولوژیک و مخصوصاً حاکمیت‌های توتالیتر هستند، مدرسه و کتاب‌های درسی بچه‌ها را هم درست مانند دیوارهای شهرها به جایی برای تبلیغ حکومت خود تبدیل کرده‌اند. اگر به دیوار شهرها و محیط‌های اداری در کشورهایی با چنین حکومت‌هایی نگاه کنیم، متوجه این نکته خواهیم شد که از نظر حاکمان، رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و رسانه‌های رسمی برای رساندن پیام انقلاب آن‌ها کافی نیست و به همین دلیل برای شیرفهم کردن مردم و بهره مند شدن آن‌ها از آموزه‌های ایدئولوژیک خود، دیوارهای شهرها را هم نقاشی کرده و نمادهای حکومت و سخنان بزرگانشان را مقابل چشم مردم قرار می‌دهند و آن‌ها را محکوم به دیدن و خواندنِ هر روزه‌ی این پیام‌ها می‌کنند.

نوامبر ۲۰۲۰ خبری منتشر شد مبنی بر این که چین قصد دارد مطالبی ستایش آمیز در حمایت از حکومت و در ارتباط با مقابله‌ی این کشور با همه‌گیری کرونا در کتاب‌های درسی مدارس کشور بگنجاند. به گفته‌ی وزارت آموزش و پرورش چین، این مطالب به کتاب‌های زیست‌شناسی، بهداشت و آمادگی جسمانی، و تاریخ و ادبیات چینی دوره‌های دبستان و راهنمایی اضافه خواهد شد تا «دانش‌آموزان بهتر از این واقعیت آگاه شوند که زندگی و ایمنی مردم همواره اولویت نخست حزب کمونیست و دولت است». وزارت آموزش و پرورش چین اعلام کرد: «دانش‌آموزان با چهره‌های اصلی و اقدامات انجام گرفته برای جلوگیری از همه‌گیری و مهار کرونا آشنا می‌شوند و یاد می‌گیرند که آگاهی و تعهد مردم را افزایش دهند و از مزیت‌های نظام سوسیالیستی چینی بیش‌تر آگاه می‌شوند».

اما در ایران هم امسال به کتاب مطالعات اجتماعی پایه‌ی نهم مدارس جمهوری اسلامی، صفحه‌ی ۵۲، چنین مطلبی اضافه شده است: «جمهوری اسلامی ایران با در اختیار داشتن امکانات و تجهیزات بهداشتی و درمانی پیشرفته و کادر درمانی متخصص، دلسوز و پرتلاش، توانست جزو کشورهای برتر جهان در درمان بیماری کرونا باشد. این در حالی است که در برخی کشورهای غربی حتی از پذیرش و درمان بیماران مسن نیز خودداری می‌شد».

اگر چه مدتی بعد خبری منتشر شد که از اصلاح این درس و حذف این مطالب در چاپ بعدی خبر می‌داد، اما اولاً چنین مطلبی اولین مطلب تبلیغاتی در نوع خودش نبوده و سال‌ها و دهه‌هاست که کتب درسی سرشار از چنین مطالبی است و ثانیاً اگر تمرکز رسانه‌ها و ناکارآمدی عریان حکومت در موضوع کرونا نبود، نه تنها از حذف این مطلب خبری نبود، بلکه شاهد تکرار و تراکم چنین موضوعاتی در محتوای آموزشی کودکان ایران بودیم.

نتیجه‌ی غیرقابل اجتناب چنین اقداماتی در مرحله‌ی اول ایجاد آشوب ذهنی در کودکان و سرگردانی آن‌ها میان واقعیت و دروغ، مخصوصاً در موضوعاتی است که خانواده و جامعه پیرامون آن‌ها نظری خلاف رویکردهای منتشر شده حکومت در کتاب‌های درسی دارند. خانواده‌ها در این چند دهه با این معضل مهم مواجه بوده‌اند که چگونه دروغ‌های کتاب‌های درسی را با واقعیت‌های مورد نیاز کودکان خود کنار هم قرار داده و برای فرزندان خویش تشریح کنند. چگونه با برخی از عادی‌ترین مسائل زندگی خود که در محتوای رسمی آموزشی از آن‌ها تعبیر به گناه و خطا شده، مواجه شوند که هم کودک را متوجه موضوع کنند و هم در محیط مدرسه و در مواجهه با معلم و مدیر و غیره اتفاق ناخوشایندی برای فرزندشان نیفتد.

 نگاه ایدئولوژیک به آموزش و پرورش، خود مولد مشکلات عدیده دیگری نیز هست که شاید عمده‌ترین آن شکاف عمیق میان اهداف فرد با برنامه‌های سیستم است. نظام آموزشی به دنبال تربیت فردی خاص و خانواده و جامعه در پیِ طرحی دیگر هستند. آن یکی از اهداف متعالی و رشد و بالندگی روحی و اخلاقی و دینی می‌گوید و این یکی از نمرات بالای ریاضی و زبان و پذیرش در فلان مدرسه نیزهوشان و اعزام به دانشگاه‌های خارج از کشور! هر چه که هست ارتباط چندانی با امروز بچه‌ها و زیست واقعی آن‌ها نداشته و به سرزندگی و شادابی و حل معماهای لاینحل آن‌ها در همین دوران کودکی کمکی نمی‌کند. علاوه بر این با وجود هشدارهای متعدد و اصلاحات جزئی در کتب و متون آموزشی، اما هنوز هم این دروس و کتاب‌های متمرکز تفکر روش‌مند را به کودکان یاد نمی‌دهد، بلکه حافظه محور بوده و اطلاعات عمومی نه چندان سودمند را به حافظه‌ی او منتقل می‌کنند. دانش آموز ایرانی هنوز هم بیش از همسالان خود در کشورهای توسعه یافته در مدارس و کلاس‌ها درس دینی می‌خواند و سرگذشت حکومت‌ها و سلسله‌ها را مرور کرده و اسامی پایتخت‌ها را ازبر می‌کند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید