خبرگزاری هرانا

    خانه  > slide, سایر گروهها  >  مروری کوتاه بر توسعه و روند مدرنیزاسیون در ایران/شیدا آریایی پور

مروری کوتاه بر توسعه و روند مدرنیزاسیون در ایران/شیدا آریایی پور

ماهنامه خط صلح۱. روند توسعه و آبادانی

مفهوم تغییر توام با رشد همواره به اشکال گوناگون مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی بوده است ولی توجه اختصاصی به مفهوم توسعه و برنامه‌ریزی جهت نیل به توسعه یافتگی از قرن بیستم تبدیل به هدفی ارزشمند برای اکثر کشورهای جهان شد که در راستای رسیدن به شاخص‌های آن برنامه‌ریزی توسعه صورت گرفته است. این توجه از بعد از جنگ جهانی دوم و نیاز به بازسازی ویرانی‌های ناشی از جنگ، همچنین استقلال کشورهای مستعمره‌ی سابق شدت بیشتری یافت(جغتایی و همکاران، ۱۳۹۵: ۵۵).

اندیشه‌ی پیشرفت و تحول همیشه در ذات جوامع بشری وجود داشته است ولی بعد از رنسانس اروپا و توجه بیشتر به مفاهیمی از قبیل رشد، تکامل و پیشرفت، به تدریج مفهوم مستقل «توسعه» پدید آمد. در ایران از سال ۱۳۲۷ شمسی اولین برنامه‌ی توسعه عمرانی کشور به اجرا درآمد. عنوان برنامه‌های توسعه پیش از انقلاب «برنامه عمران و آبادانی» بود و چنانچه از نام آن پیداست تاکید اصلی برنامه بر تولید و عمران و کشاورزی و ارتباطات و مخابرات و غیره بود. پنج برنامه‌ی عمرانی تا سال ۱۳۵۵به اجرا درآمد و برنامه‌ی ششم به دلیل هم زمانی با وقوع انقلاب اسلامی ناتمام ماند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل وقوع جنگ تحمیلی و تبعات آن حدود یک دهه کشور از برنامه توسعه‌ای محروم بود و از انتهای دهه‌ی شصت اولین برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور به اجرا درآمد. از آن تاریخ تاکنون پنج برنامه توسعه تدوین و به اجرا درآمده و امکان مشاهده و ارزیابی نتایج حاصله و نقد سیاست‌های فوق فراهم است.

۲ – عملیاتی سازی توسعه اجتماعی در برنامه های توسعه

بر اساس مرور منابع مختلف داخلی و خارجی جامع‌ترین و شامل‌ترین مولفه‌های توسعه‌ی اجتماعی را می‌توان به شرح جدول روبه‌رو بیان کرد (جغتایی و همکاران، ۱۳۹۵).

۳ – مدرنیزاسیون

مدرنیزاسیون در طول دهه‌های اخیر، کاستی‌ها و نقایص این دسته از تئوری‌ها را به ویژه در تبیین تاریخی جوامع غیرغربی آشکار کرده‌اند (Kamali, 2006)، و محققین کوشیده‌اند رویکردهایی نوین را برای فهم و تبیین مدرنیته و ابعاد مختلف آن به کار گیرند.
در نظریه‌ی آیزنشتات اساس مدرنیته در دو مفهوم خودآیینی انسان و گشودگی تاریخ نهفته است. در وضعیت مدرن، انسان در معنای انتزاعی کلمه با خودآیینی خود تنهاست و هیچ تقدیر از پیش تعیین شده‌ای برای او و هستی‌اش وجود ندارد. در این وضعیت انسان قادر به ساختن خود، جامعه و طبیعت تلقی می‌شود، به عبارت دیگر مفهوم خودآیینی بر فرض عاملیت مستقل انسان در ساختن همه‌ی ابعاد حیات فردی و اجتماعی خویش مبتنی است و به این ترتیب مدرنیته راه و روشی از زندگی دانسته می‌شود که بر پایه‌ی این خودآیینی بنا شده است. پیتر واگنر با تأکید بر اهمیت خودآیینی در تعریف مدرنیته می‌نویسد: «هرگاه انسان‌ها به فهم از خود به عنوان موجوداتی خودآیین دست یابند، مدرنیته وجود دارد» (Wagner, 2008: 8). به طور کلی، سطوح تحلیل مدرنیته به صورت نمودار روبه‌رو درنظر گرفته می‌شود (اجتهدنژاد کاشانی و ساعی، ۱۳۹۶).

۴ – نتیجه گیری

براین اساس مدرنیته‌ی ایرانی، تحولات نظام جهانی مدرن از جمله رقابت میان قدرت‌های بزرگ، جنگ‌های جهانی و وضعیت اقتصاد جهانی، ایرانیان را در موقعیت پاسخگویی به چالش‌های جدید سیاسی و اجتماعی قرار داده است. همچنین مواجهه‌ی استعماری غیرمستقیم با قدرت‌های بزرگ جهانی از جمله روسیه، بریتانیا و ایالات متحده بسترساز بروز واکنش‌هایی از سوی عاملان ایرانی شده است. بنابراین مدرنیته‌ی ایرانی یکی از اشکال مدرنیته‌ی واکنشی است که نمونه‌های دیگر آن را می‌توان در امپراطوری عثمانی، ژاپن، چین و غیره مشاهده کرد. عاملان ایرانی در طول یک صد سال اخیر کوشیده‌اند، در قالب‌های فردی و جمعی، پاسخ‌هایی خلاقانه در واکنش به شرایط چالش برانگیز جدید برسازند. برآیند همه‌ی این فرایندها شکل گیری دولت – ملت‌های مدرن ایرانی بوده است که مُهر خط سیر خاص تاریخی مدرنیته‌ی سیاسی در ایران را بر پیشانی دارند.

منابع:
۱ – فائزه جغتایی، میرطاهر موسوی، محمدجواد زاهدی. ۱۳۹۵٫ ابعاد و مولفه‌های توسعه اجتماعی در برنامه‌های توسعه، فصلنامه‌ی علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال شانزدهم، شماره ۶٫
۲ – سالار اجتهدنژاد کاشانی، علی ساعی. ۱۳۹۶٫ تحلیل جامعه شناختی تکوین مدرنیته در ایران: تلاشی برای برساختن یک دستگاه نظری چندسطحی، فصلنامه‌ی مطالعات توسعه‌ی اجتماعی- فرهنگی، دوره‌ی ششم، شماره ی ۲، صفحات ۱۵۱- ۱۷۵٫
۳- Kamali, Masoud (2006), “Multiple modernities, civil society and Islam: The case of Iran and Turkey”, Liverpool: Liverpool University Press (Studies in social and political thought, 10).
۴- Wagner, Peter (2008), “Modernity as experience and interpretation: A new sociology of modernity”. London: Polity.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید