خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, اندیشه و بیان, زنان  >  تعریف ایدئولوژیک زن در نگاه حاکمیت و اثر آن در ورزش زنان/محمد محبی

تعریف ایدئولوژیک زن در نگاه حاکمیت و اثر آن در ورزش زنان/محمد محبی

ماهنامه خط صلح – بسیاری از تحلیلگران، نگاه ایدئولوژیک سران جمهوری اسلامی به زنان و سخت گیری های عجیب و غریب آن ها در مورد پوشش زنان و نوع حضور ورزشکاران زن در میادین بین المللی را در بلاهت باشندگان نظام جمهوری اسلامی جستجو می کنند! برخی می گویند که، جمهوری اسلامی می تواند با آزاد کردن پوشش زن و دادن برخی آزادی های اجتماعی، می تواند تاحدودی بقای خود را تضمین کند. به نظر می رسد که این تحلیل، به غایت ساده انگارانه است و مسایل پیچیده ساختار ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی و ساختمان فقهی نهاد ولایت فقیه در آن نادیده گرفته شده است. فرض نگارنده بر این است که نباید صرفاً با ایدئولوژی این مسأله را تحلیل کرد. منشأ این مسأله که قطعاً ایدئولوژیک است. اما عملکرد نظام در این رابطه، اتفاقاً بسیار پراگماتیستی است.

برای تحلیل وقایع به ظاهر ساده ورزش زنان در جمهوری اسلامی، باید به فلسفه سیاسی و فلسفه حقوق جمهوری اسلامی در حوزه زن، و نوع نگاه این فلسفه به اندام و تن زن نگاه کرد. نکته مهم این جاست که، چشم اسفندیار نظام جمهوری اسلامی، «حجاب اجباری» است. مسایل بسیار مهمی در عرصه سیاست داخلی و خارجی و اقتصاد و فرهنگ در ایران کنونی وجود دارند، که اهمیت بسیاری از آن ها از حجاب اجباری بیشتر است، اما جمهوری اسلامی به دلیل ساختار گفتمانی خود، بیشترین حساسیت را روی این مسأله نشان می دهد و آن را تبدیل به مسأله حیثیتی کرده است و هرگز نمی خواهد کوتاه بیاید. درباره استراتژیک ترین مسایل سیاست خارجی و امنیتی کوتاه آمده، و به نظر می آید که در آینده و با توجه به بحران های بیشتر، بازهم کوتاه خواهد آمد، اما موضع جمهوری اسلامی در مورد «حجاب اجباری» و مسال مختلف ورزش زنان تغییر نخواهد یافت، زیرا حجاب اجباری، تبدیل به ستون فقرات گفتمان جمهوری اسلامی در عرصه اجتماعی شده است. اگر این چشم اسفندیار کور شود، ته مانده گفتمان جمهوری اسلامی، به طور اساسی تضعیف شده و این حکومت از لحاظ «نظام معنایی»، از درون تهی خواهد شد. فکر می کنید چرا سران نظام، این قدر روی حجاب و موی زنان حساسیت دارند؟ فکر می کنید در این زمینه ناآگاه هستند؟! خیر، اتفاقاً، برخلاف تصورِ غلط برخی ها و یا شاید آدرس غلط دادن رندانه برخی دیگر، نظام جمهوری اسلامی در سیاست داخلی پراگماتیست تر از سیاست خارجی است، اتفاقاً در سیاست خارجی، ایدئولوژیک تر از سیاست داخلی است. در سیاست خارجی، فقط زمانی پراگماتیست می شود که حیات آن در خطر بیفتد که این هم چیز عجیبی نیست، تابعی از قانون بقاست که بقیه سامانه های حیوانات، گیاهان و چرخه حیات هم دارند، اما برخی توجیه گران محترم نظام جمهوری اسلامی، این عادت بدیهی و غریزی و طبیعی جمهوری اسلامی را به عنوان «پراگماتیسم در سیاست خارجی»! به خورد مخاطبین خود می دهند.

حقیقت این است که، جمهوری اسلامی، در حفظ تنها پرچم عقیدتی باقی مانده در داخل ایران، یعنی «حجاب اجباری» به شدت پراگماتیستی عمل می کند، دلایل آن هم پراگماتیستی و عقلانی است. سران جمهوری اسلامی، خیلی خوب می دانند که تنها پرچم عقیدتی باقی مانده برای آن ها همین حجاب اجباری است. جمهوری اسلامی، تقریباً در تمام عرصه های مذهبی و عقیدتی شکست خورده است، فقط در نگه داشتن حجاب اجباری (آن هم در ظاهر جامعه، آن هم با خفقان و داغ و درفش) تاحدودی موفق بوده است.

«حجاب اجباری» و نوع نگاه جمهوری اسلامی به مقوله زن و ورزش زنان، یک واقعیت است، باید با آن روبرو شد، اکثریت قشر مذهبی و سنتی جامعه (که لزوماً موافق کلیت جمهوری اسلامی هم نیستند)، بیشتر از جمهوری اسلامی خواهان حفظ حجاب اجباری هستند، و این یک معضل اساسی است. باید با این معضل روبرو شد و آن را نادیده نگرفت.

حجاب اجباری، تنها رشته پیوند دهنده جمهوری اسلامی با عوام مسلمان و غیرسیاسی جامعه ایران است. علی رغم این که قشرهایی از مذهبی های سنتی جامعه ایرانی از جمهوری اسلامی دل خوشی ندارند و بعضاً مخالف آن هستند، اما از حجاب اجباری بیشتر از جمهوری اسلامی خوش شان می آید. و برخی از آن ها، از این که جمهوری اسلامی در امور مربوط به زنان سخت گیری نمی کند گله مند هستند، کسانی که با قشرهای مذهبیِ-سنتی جامعه ایران در ارتباط هستند، این مسأله را تجربه کرده اند و به خوبی می دانند. حتی علمای اخوانی و سلفی منطقه خاورمیانه و جهان اسلام هم تنها چیز مثبتی که در جمهوری اسلامی می بینند، و بعضاً از آن دفاع می کنند و علی رغم عقاید شیعه ستیزانه، بعضاً حسرت ایرانِ شیعه را می خورند، همین حجاب اجباری و زن های محجبه رسانه های جمهوری اسلامی و ورزشکاران ارسالی از طرف جمهوری اسلامی است. بارها در ادبیات فقهای اخوانی و سلفی و اهل سنت در جهان اسلام، تحسین حجاب اجباری در جمهوری اسلامی دیده شده و می شود.

باید دانست که، «تنِ زن» و مالکیت بر آن، امری فوق العاده استراتژیک در پارادایم فقه مذاهب اسلامی است، این مسأله را خیلی ها نمی فهمند. و به همین خاطر حساسیت فقهای بنیادگرا و غیربنیادگرا درباره پوشش اجباری زن را درک نمی کنند. با برافتادن «حجاب اجباری» تنها رشته پیوند گفتمان جمهوری اسلامی با اسلام سنتی و فقاهتی، گسسته خواهد شد. و این یعنی آغاز دومینوی سقوط نظام!

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید