خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, سایر گروهها  >  آیا ایران جهنم ورزشکاران است؟/ معین خزائلی

آیا ایران جهنم ورزشکاران است؟/ معین خزائلی

ماهنامه خط صلح – ورزش ایران روزهای پر تلاطمی را می گذراند. سرعت مهاجرت ورزشکاران ایرانی افزایش یافته و تقریبا ماهی نیست که خبری از مهاجرت یک ورزشکار ایرانی منتشر نشود. سعید مولایی، کیمیا علیزاده، علیرضا فیروزجا، میترا حجازی پور، آتوسا پورکاشیان و بسیاری دیگر از ورزشکاران حرفه ای و مدال آور، در طول یک سال گذشته، ایران را برای زندگی فردی و ورزشی خود به مقصد کشورها دیگر ترک کرده اند.

این وضعیت اما تنها به ورزشکاران محدود نمانده و مربیان حرفه ای فدراسیون ها و حتی داوران بین المللی ایرانی نیز از جمله ترک کنندگان ورزش ایران هستند. مهاجرت رضا مهماندوست سرمربی پیشین تیم ملی تکواندو که به عنوان بهترین مربی تاریخ تکواندوی ایران شناخته می شود، محمد منصوری سرمربی تیم ملی جودو، علیرضا فغانی داور بین المللی فوتبال و شهره بیات داور بین المللی شطرنج؛ از دیگر نمونه های روند مهاجرت اهالی ورزش در ایران است. روندی که همچنان با سرعت ادامه داشته و از آخرین مورد رسانه ای شده آن (فرزاد ذوالقدری) تنها چند هفته می گذرد.

تداوم روند مهاجرت اهالی حرفه ای ورزش از ایران و حتی شتاب گرفتن سرعت آن در یک سال اخیر، در حالی است که با توجه به اظهار نظرهای مسئولان ورزش در ایران به نظر می رسد که نه تنها هیچ برنامه ای برای متوقف یا کند کردن آن وجود ندارد؛ بلکه اساسا مقامات ورزشی جمهوری اسلامی به مانند دیگر مقامات سیاسی و نظامی با اتخاذ سیاست انکار، صرفا به کوچک انگاری و نادیده انگاری این چالش اجتماعی اکتفا کرده اند.

در همین زمینه مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان جمهوری اسلامی دوشنبه ۱۴ بهمن ماه سال جاری در واکنش به روند شتاب گرفته مهاجرت ورزشکاران از ایران با بیان این که «نباید موضوع مهاجرت ورزشکاران را یک بحران سیاسی و اجتماعی نشان داد»، آن را ناشی از «مشکلات شخصی یا مشکل با مربی و ریاست فدراسیون» دانسته بود.

سلطانی فر با «ناچیز» خواندن آمار مهاجرت ورزشکاران نسبت به دیگر گروه های مهاجر مانند دانشگاهیان و متخصصان، دلیل مهاجرت ورزشکاران را نداشتن «گفتمان، دانش و ادبیات سیاسی» عنوان کرده و گفته بود آن ها به همین دلیل «ابزار سیاسی دیگران» می شوند. او در عین حال ادعاهای مطرح شده از سوی رسانه ها در مورد بی تفاوتی و اهمیت ندادن وزارت ورزش به موضوع مهاجرت ورزشکاران را رد کرده و گفته بود که در این مورد نباید احساسی عمل کرد.

علی رغم رویکرد مقامات جمهوری اسلامی به این موضوع روشن است که مهاجرت اهالی ورزش از ایران موضوعی پیچیده تر و فراتر از «یک مشکل شخصی یا مشکل با مربی» است. تنها اندک جستجویی در میان صحبت های ورزشکاران ایرانی، چه آن ها که مهاجرت کرده و چه آن ها که مهاجرت نکرده اند، نشان می دهد که دخالت سیاستمداران و نظام سیاسی در ورزش و ایدئولوژیک کردن آن، مشکلات مالی و بی توجهی به نیازهای مالی ورزشکاران و همچنین محدودیت ها و تبعیضات اعمال شده بر ورزش زنان به ویژه موضوع حجاب ایران را به جهنم ورزشکاران تبدیل کرده و از اصلی ترین دلایل مهاجرت ورزشکاران از ایران به شمار می رود.

دخالت حکومت و نظام سیاسی در ورزش

ایران یکی از سیاسی ترین محیط های ورزشی در جهان را داراست. این را می توان از حضور افراد غیرورزشی که حتی کوچکترین تجربه و سابقه ای در ورزش ندارند؛ به ویژه سردارانی از سپاه پاسداران در مدیریت فدراسیون های ورزشی ایران دید. دخالت بی حد و حصر مقام های سیاسی در انتخابات داخلی فدراسیون های ورزشی و تعیین تکلیف برای ورزشکاران و مربیان از نمونه های این مداخله است.

در این میان اما یکی از مصادیق واضح و روشن سیاسی شدن ورزش در ایران منع رویارویی و رقابت ورزشکاران ایران با ورزشکاران اسرائیلی است. سیاستی که تاکنون مشکلات فراوانی را هم برای ورزشکاران و هم برای فدراسیون های ورزشی ایجاد کرده است. تاکنون بسیاری از ورزشکاران ایرانی به دلیل مواجه شدن با ورزشکارانی از اسرائیل مجبور شده اند به دلیل این سیاست با دلایل واهی از جمله مصدومیت و یا باخت عمدی و اجباری در برابر ورزشکاران دیگر از امکان روبرو شدن با ورزشکاران اسرائیل جلوگیری کنند.

باخت اجباری و عمدی برای روبرو نشدن با حریف اسرائیلی را شاید بتوان یکی از اصلی ترین علل مهاجرت بسیاری از ورزشکاران ایرانی دانست. ورزشکارانی که مدت ها با امید و انگیزه تلاش کرده و سختی های فراوانی را در این راه متحمل شده و زمانی که در مسابقات جهانی و بین المللی در پی برداشت محصول تلاش های خود هستند؛ ناگهان با پتک باخت اجباری و عمدی روبرو شده و تمام تلاش های خود را بر باد رفته می یابند.

در همین زمینه یکی از شناخته شده ترین باخت های اجباری ورزشکاران ایرانی، باخت علیرضا کریمی کشتی گیر ایرانی در مسابقات جهانی لهستان در آذر ماه ۹۶ است. در این مسابقات علیرضا کریمی در میانه یک رقابت با حریف روس، از سوی مربی خود به باخت اجباری تشویق می شود. جمله معروف مربی وی، «علیرضا باید ببازی» که فیلم آن توسط دوربین ها ضبط و از تلویزیون ها پخش شد تا مدت ها یکی از اصلی ترین دلایل اجرای سیاستی بود که تا آن زمان آن قدر علنی و روشن اعلام نشده بود.

این سیاست اکنون تا جایی پیش رفته که موجب محرومیت فدراسیون جودوی ایران «از شرکت در تمامی فعالیت های اجتماعی و مدیریتی زیر نظر فدراسیون بین المللی و اتحادیه های آن» شده است. حکمی که مهر ماه امسال، فدارسیون بین المللی جودو آن را به دلیل اجبار به باخت سعید مولایی از سوی مقامات فدراسیون جودوی ایران برای جلوگیری از رویارویی با حریفان اسرائیلی صادر کرد.

جدیت جمهوری اسلامی در این سیاست (منع رقابت ورزشکاران ایرانی با حریفان اسرائیلی) به حدی است که در برخی موارد حتی تیم های ورزشی به دلیل احتمال روبرو شدن با ورزشکاران اسرائیل حتی از اعزام به مسابقات نیز منع شده اند که تازه ترین مورد آن به عدم اعزام تیم شطرنج مردان ایران به مسابقات مسکو در دی ماه سال جاری باز می گردد. در این مسابقات وزارت ورزش به دلیل حضور شطرنج بازان اسرائیلی از اعزام تیم مردان به دلیل احتمال رویارویی با آن ها خودداری کرده و فقط تیم زنان را با اطمینان از عدم حضور زنان شطرنج باز اسرائیلی به این رقابت ها فرستاد.

فقر و مشکلات مالی

یکی دیگر از مشکلات اصلی ورزش ایران که به طور مستقیم بر روی زندگی حرفه ای و حتی شخصی ورزشکاران ایرانی موثر است، فقر مالی ورزش ایران و عدم توجه به نیازهای مالی ورزشکاران از سوی مسئولان است. فقر مالی ورزش ایران به حدی است که هرچند مدت یک بار گزارشی از دست فروشی یکی از ورزشکاران مدال آور ایران در سطح جهان در اخبار منتشر می شود.

در همین زمینه وحید بنّا، جودوکار ملی پوش ایران در سال ۹۵ با اشاره به «فساد، تقلب و بی اخلاقی» در فدراسیون جودوی ایران از فقر مالی شدید ورزش ایران به شدت انتقاد کرده بود. به گفته بنّا فدراسیون جودو در حالی درگیر فساد شدید مالی بوده که این فدراسیون حتی در سفرهای خارجی تیم ملی توان پرداخت هزینه اسکان ورزشکاران را نداشته و آن ها مجبور به جمع آوری بطری های آب معدنی تیم های خارجی به دستور همراهان تیم ایران می شدند. او همچنین از عدم توان برای تهیه لباس و کفش ورزشی مناسب برای ملی پوشان نیز سخن گفته بود.
رضا مهماندوست سرمربی اسبق تیم ملی تکواندو که در سال ۹۰ به دلیل مشکلات مالی از تکواندوی ایران خداحافظی کرده و به آذربایجان رفت، مهر ماه آن سال با اشاره به عدم حمایت مالی از اهالی ورزش و حیف و میل شدن همان بودجه اندک در ایران گفته بود: «حق زن و بچه ام خورده شد. پول را از کمیته المپیک گرفتند اما به حسابم نریختند. آقای ذوالقدر بارها به من گفت همان دو و نیم میلیون برایت بس است. مانده ام چطور خودش از اتومبیل و امکانات فدراسیون استفاده می کند و با این که دبیر فدراسیون است، حقوق مربیگری را هم می گیرد».

تاثیر فشار اقتصادی و عدم حمایت مالی از ورزشکاران ایرانی به حدی است که به گفته دست اندرکاران ورزش ایران، این مساله بر روی توانایی های ورزشی ورزشکاران و انگیزه های آنان در تلاش برای قهرمانی نیز اثرات غیر قابل انکاری دارد. رسول خادم رییس پیشین فدراسیون کشتی در ایران آبان ماه سال گذشته در واکنش به نتایج ضعیف تیم ملی کشتی در مسابقات جهانی مجارستان «شرایط معیشتی جامعه و فقر و مشکلات مالی ورزشکاران در زندگی شخصی» را از مشکلات اصلی ورزش ایران دانسته بود.

محدودیت و تبعیض علیه زنان ورزشکار

به جرات می توان محدودیت ها و تبعیضات اعمال شده بر ورزش زنان را از دلایل اصلی مهاجرت ورزشکاران زن در ایران دانست. بی توجهی به ورزش زنان و کوچک انگاری و کم اهمیتی به آن نسبت به ورزش مردان، اعمال تبعیضات جنسیتی به ویژه حجاب و تلاش برای بهره برداری سیاسی و تبلیغ حجاب اجباری توسط زنان مدال آور و همچنین وجود قوانین دست و پاگیر و ظالمانه (ممنوعیت خروج از کشور زنان ورزشکار در صورت عدم موافقت همسر) از جمله چالش هایی هستند که زنان ورزشکار ایرانی به طور مداوم با آن ها روبرو هستند.

مهاجرت کیمیا علیزاده و اظهاراتش در مورد سوء استفاده مقامات ورزشی جمهوری اسلامی از او در زمینه تبلیغ حجاب روشن ترین دلیل بر این ادعاست. او دی ماه سال جاری در واکنش به انتقاد فراوان مقامات ورزشی جمهوری اسلامی و رسانه های حکومتی در ایران با انتشار نامه ای خطاب به مردم ایران خود را «یکی از میلیون ها زن سرکوب شده در ایران» خوانده بود که مدال هایش توسط مقامات و مسئولان ورزشی به پای حجاب اجباری گذاشته شده است.

علاوه بر کیمیا علیزاده، جنجال پیش آمده اخیر از سوی رسانه های حکومتی در ایران بر سر حضور بدون حجاب شهره بیات داور بین المللی شطرنج در مسابقات مسکو کار را برای او به جایی رساند که علی رغم تکذیب اولیه پدرش مبنی بر تمایل او به بازگشت به ایران و سوء تفاهم بودن موضوع، تنها یکی دو روز بعد، خبر عدم تمایل او به بازگشت و حاضر شدن مجدد وی در مسابقات بدون حجاب تایید شد.

میترا حجازی پور دیگر شطرنج باز ایرانی نیز که در این مسابقات بدون حجاب حاضر شده بود به سرعت از سوی فدراسیون شطرنج ایران به دلیل آن چه که «عدم رعایت قوانین» نامیدند، اخراج شد. لزوم رعایت حجاب و سختگیری مقامات ورزشی جمهوری اسلامی در این زمینه به حدی است که فروردین ماه ۹۶ شیوا امینی عضو تیم ملی فوتسال بانوان ایران با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود خبر از اخراج همیشگی اش به دلیل انتشار یک عکس بدون حجاب از خود در حاشیه یک بازی دوستانه خارج از کشور داده بود.

لزوم اجازه شوهر در خروج از کشور برای زنان ورزشکار متاهل نیز از جمله مشکلاتی است که به شدت گریبان زنان متاهل ورزشکار را در ایران گرفته است. بر اساس قوانین داخلی ایران، خروج زنان متاهل از کشور منوط به اجازه شوهرانشان بوده و در صورت عدم موافقت شوهر، زنان نمی توانند از کشور خارج شوند. ماجرای ممنوع الخروجی نیلوفر اردلان، کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران در سال ۹۴ و ناتوانی او از همراهی تیم ملی در مسابقات جام ملت های آسیا در آن سال یکی از مواردی است که رسانه ای شدن آن محدودیت های گسترده پیش روی زنان ورزشکار در ایران را بیش از پیش برجسته کرد.

در عین حال با وجود چنین مشکلاتی برای ورزشکاران ایرانی، مقامات ورزشی جمهوری اسلامی با پشتیبانی رسانه های حکومتی صرفا ترجیح می دهند با انکار این مشکلات، مهاجرت ورزشکاران ایرانی به کشورهای دیگر را موضوعی امنیتی و توطئه کشورهای دیگر برای ضربه زدن به ورزش ایران معرفی کنند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید