خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, اقلیت های ملی, سایر گروهها, کارگران  >  کولبر؛ ناشهروندی با بار جان بر شانه/روناک فرجی

کولبر؛ ناشهروندی با بار جان بر شانه/روناک فرجی

ماهنامه خط صلح – کولبری که این روزها به یک مفهوم آشنا در گنجینه لغات گویشوران زبان هایی که در گستره جغرافیایی ایران زندگی می کنند، تبدیل شده و به خودی خود تداعی گر رنج و آلامی بی پایان بر پیکره انسان هایی است که نشأت گرفته از تبعیض سیستماتیک حاکمیت بر مناطق مرزی غرب و شمال غربی این جغرافیاست. کولبری، نام دیگر فقر و محرومیت مطلق است که همین محرومیت ها نیز منتج از نگاه امنیتی، فقدان شاخص توسعه انسانی، تبعیض های قومی و مذهبی، کم توجهی دولت و عدم سرمایه گذاری اقتصادی در این مناطق است.

مساله و یا معضل کولبری و حل بحران آن ابعاد گسترده و زوایای مختلفی دارد و این معضل انسانی، تنها به عبور این افراد [کولبران] از مرز و ورود و خروج کالا خلاصه نمی شود، بلکه نیازمند علت شناسی، چاره اندیشی و چاره جویی از سوی دولت است. در میان کولبران، کم نیستند جوانان تحصیل کرده و نخبه، زنان و کودکانی که هر روزه برای یافتن «لقمه ای نان»، به این کار مرگ بار در لابه لای صخره ها، مین ها، گلوله های مرزبانان و سرما و یخبندان، پناه می برند.

در این میان، عمده تلاش مسئولان و دولت برای حل مساله کولبری، تنها به آزاد گذاشتن دست نیروهای مرزبانی و سپاه برای تیراندازی های کور به سمت کولبران و حذف فیزیکی شان به بهانه مقابله با قاچاق کالا خلاصه می شود.

کولبری پرمخاطره ترین، ارزان ترین و طاقت فرساترینِ پیشه ها در مناطق مرزی است؛ که می توان به عنوان «بردگی مدرن» از آن نام برد. بر اساس گزارش سالانه کانال تخصصی «کولبرنیوز» تنها در سال ۲۰۱۹ میلادی با استناد به آمار ثبت شده، در مجموع ۲۶۳ کولبر در مناطق مرزی و مسیرهای بین جاده ای استان های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه بر اثر عواملی مانند تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی، بهمن و سرمازدگی، مین، سقوط از کوه و ارتفاع، غرق شدن و مواردی دیگر کشته و زخمی شده اند. از این تعداد ۶۷،۵ درصد بر اثر تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی کشته شده اند! جان ارزان کولبران، در شرایطی به آسانی چون گوشت دم گلوله قرار می گیرد که فقط و فقط در ازای مبلغی ناچیز در حدود ۶۰ تا ۱۵۰ هزار تومان در ازای هر بار که نسبت به سبکی و سنگینی بار کم و زیاد می شود، اتفاق می افتد.

کولبران، تنها مسئول حمل کردن بار در مرزها هستند نه صاحب اجناس و باری که بر روی شانه های شان ار مسیرهای صعب العبور حمل می کنند. اگر به راستی دولت خواستار مبارزه با کالای قاچاق و حفاظت از مرزهاست، پرسش این جاست که چرا به جای گرفتن جان انسان های بی دفاع، کشتن اسب ها و قاطرهای کولبران، سراغ سرمنشاء و عاملان، صاحبان، سفارش دهنده گان، دلالان و توزیع کنندگان اصلی نمی روند؟ همان هایی که با جابه جایی و حتی سفارش اقلام کوچک سودهای میلیاردی به دست می آورند. چرا بزرگ ترین شبکه های قاچاق، تانکرهای سوخت و کاروان های ماشین های حامل کالاهای لوکس و ویژه که عمدتا در مسیرهایی ویژه و نیز در مقیاسی بسیار وسیع تر و امن تر به قاچاق کالا می پردازند را جمع آوری نمی کنند و تنها زورشان به چند انسان شریف که دست شان به هیچ کجا بند نیست، می رسد؟!

اگر تنها کولبران عامل قاچاق کالا هستند و کسی هم وجود ندارد عمر و جان شان را تضمین کند، چرا سید احسن علوی، عضو هیات رئیسه کمیسیون عمران و همچنین رسول خضری نماینده مردم پیرانشهر و سردشت و محسن بیگلری، نماینده مردم سقز و بانه بالاتفاق گفته بودند: «کولبران کردستانی می توانند در دور زدن تحریم ها به کشور کمک کنند!» این هزاران انسان شریف چگونه در جایی که می توانند باعث بقا و نجات اقتصادی دولت باشند قاچاقچی نیستند، اما در صورتی که ناچارند برای بقای زندگی شان تلاش کنند، باید هدف شلیک گلوله های مرزبانی و انتظامی قرار بگیرند؟ آیا این پارادوکس به خودی خود بهانه های دولت برای کشتن، زخمی کردن و بازداشت کولبران را باطل و بی معنا نمی کند؟

دولت ایران به جای سامان دادن به شرایط شهروندانش که در مرزها زندگی می گذرانند و آن ها را حافظ مرزهای ایران می نامند، نه تنها حقوق شهروندی شان را از جامعه پایمال می کند و آن ها در عمل به «ناشهروندان» ایران تبدیل شده اند، بلکه بارها اقدام به بستن معابر می کند و کولبری را که تنها راه امرار معاش اش بر زندگی روی مرز متمرکز شده است در برزخ همان مرز رها می کند.

کولبری، اگرچه هم در معنا و هم در عمل، نمایانگر زیر پا نهان کرامت انسانی است، اما مجلس با تهیه لایحه ای طرح بیمه کردن کولبران و صدور کارت کولبری را در دستور کار قرار داد. لایحه ای که نه تنها هیچ گاه به فرجام نرسید، بلکه این بردگی را مشروعیت می بخشید تا با معرفی کردن آن به عنوان «شغل»، راهی برای شانه خالی کردن از مسئولت رسیدگی به این مناطق و شهروندان را برای خود هموار کند. سیاست های دوگانه و اشتباهی که همچنان بوی بی مسئولیتی از آن به مشام می رسد.

باید در نظر داشت کولبری پدیده ای نیست که یک شبه به عرصه ظهور در آمده باشد، بلکه زائیده عوامل گوناگونی است. در حقیقت می توان گفت کولبری، خروجی بیکاری، فقر، شرایط نامناسب اقتصادی، نبودن صنایع و ایجاد اشتغال از طریق آن، توزیع نابرابر ثروت، توسعه نیافتگی و نگاه امنیتی در مناطق مرزی است، آن جا که همه یک صدا فریاد می زنند: «به خاطر نان بود».

همچنین باید افزود شاخص توسعه انسانی در این مناطق در پایین میزان نسبت سراسر کشور جریان دارد. هدف از شاخص توسعه انسانی، ایجاد محیطی توانمند برای مردم در جهت برخورداری از زندگی طولانی تر، سالم تر و خلاقانه تر است. بر اساس آخرین تحقیقاتی که در سال ۱۳۹۵ انجام شده است، نامطلوب ترین شاخص توسعه انسانی متعلق به استان های سیستان و بلوچستان با ۰/۶۲۸، استان کردستان با ۰/۶۳۲ و آذربایجان غربی با ۰/۷۵۰ است و مطلوب ترین آن متعلق به استان های تهران، اصفهان و قزوین است. سیستان و بلوچستان اگر چه کولبر ندارد، اما آن ها هم با پدیده ای به همان اندازه کولبری نامبارک به نام «سوخت بری» مبتلا هستند.

حال با با توجه به وعده ها، آیین نامه ها و برنامه های دولتی که هیچ کدام به مرحله اجرا و حتی تصویب نرسیده است، نمی توان بهبود و روند مثبتی را در وضعیت کولبران در افق دید داشت.

سال ۱۳۹۶، ۲۵۰ فعال مدنی و افراد سرشناس با تهیه بیانیه ای جهت «توقف کشتار بی رحمانه کولبران» حمایت کردند و نمایندگان شهرهای غربی ایران را مجبور کردند تا به وزیر کشور تذکر داده و خواستار ارائه توضیح درباره علت تیراندازی به کولبران از سوی نیروی انتظامی شدند. اما تاکنون هیچ اقدام پیشگیرانه ای برای حفظ جان کولبران نشده و همچنان روزانه کولبران به دلایلی که ذکر شد و عمده ترین آن شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی و انتظامی است، جان عزیزشان را از دست می دهند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید