خبرگزاری هرانا

    خانه  > slide, زنان, سایر گروهها  >  مسئله حجاب/ ابوذر نصرالهی

مسئله حجاب/ ابوذر نصرالهی

ماهنامه خط صلح – مسئله حجاب و اجباری بودن آن از سال های قبل از  پیروزی انقلاب همواره محل مناقشه بوده است؛ به گونه ای که برخی از انقلابیون نظیر علی شریعتی و مرتضی مطهری در این باره سخنرانی هایی کرده اند که متن این سخنرانی ها به عنوان کتاب در دسترس همگان است.

ابوذر نصرالهی

شاید ابتدایی ترین نشانه های الزام به حجاب را بتوان در آثار مرحوم مطهری جست. ایشان با تمثیل گرفتن از این موضوع که در کشورهای اروپایی هم محدودیت هایی برای پوشش وجود دارد و به عنوان نمونه مردها نمی توانند با پیژامه از منزل خارج شوند و در پاسخ به این ایراد که الزام به حجاب بر خلاف آزادی های مدنی است می نویسد: «یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به این که وقتی می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند».

ملاحظه می شود که واژگان استفاده شده توسط ایشان بر سبیل استیلا و آمرانه بوده و شاید قابل پیش بینی بود که ایشان به دنبال پیشنهاد مدلی برای اجبار به حجاب است.

هرچند این مناقشات در ابتدای انقلاب توسط عموم زنان جدی گرفته نشد، لکن موضوع سوال بسیاری از خبرنگاران و فعالان حقوق زن و حتی زنان انقلابی بوده که دقت ویژه ای به این مقوله داشته اند و توالی منفی حجاب اجباری را پیش بینی می کرده اند. دقت این افراد به حدی بوده  که در بسیاری از نشست های خبری آیت الله خمینی در کنار مباحث کلان راجع به طراحی رژیم جدید ایران، از مسئله حجاب به عنوان موضوعی خرد پرسیده شده؛ لیکن ایشان در بحبوحه انقلاب هیچ گاه به صراحت راجع به اجباری بودن حجاب سخنی نرانده است. به عنوان نمونه ایشان در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۵۷ در پاسخ به این سوال که پرسیده شده بود برخی از رسوم اسلامی مانند حجاب اجباری رها شده است، آیا در جمهوری اسلامی از نو اجباری خواهد شد؟ گفته بودند: «حجاب به معنای متداول میان ما که اسمش حجاب اسلامی است با آزادی مخالفتی ندارد؛ اسلام با آن چه خلاف عفت است مخالفت دارد و ما آنان را دعوت می کنیم که به حجاب اسلامی رو آورند…» چنان که ملاحظه می شود ایشان به هیچ عنوان از عبارتی مانند عبارات مرحوم مطهری که مقید الزام باشد استفاده نکرده و از واژه دعوت بهره می جوید که معنای خاص خود را دارد و از آن اختیار استنباط می گردد.

ایشان هم چنین در مصاحبه ای که با خانم اوریانا فالاچی خبرنگار مشهور ایتالیایی به تاریخ  ۲ مهر ۱۳۵۸ دارد، اجبار به حجاب جز در مورد آرایش دختران جوان را نفی کرده و می گوید: «اولاً این که این یک اختیاری است برای آن ها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقی دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام می کنیم به زن ها که هر کس که چادر می خواهد یا هر کس پوشش اسلامی، بیاید بیرون. از ۳۵ میلیون جمعیت ما ۳۳ میلیون اش بیرون می آید. شما چه حقی ارید که جلوی این ها را بگیرید؟ این چه دیکتاتوری است که شما نسبت به زن ها دارید؟ و ثانیاً این که ما یک پوشش خاصی را نمی گوییم. برای حدود زن هایی که به سن و سال شما رسیده اند هیچ چیزی نیست، ما زن های جوانی که وقتی آرایش می کنند و می آیند، یک فوج را دنبال خودشان می کشند، این ها را داریم جلوشان را می گیریم. شما هم دلتان نسوزد».

حتی ایشان در ۱۳ تیر ۱۳۵۹ در پاسخ استعلامی که راجع بوده به برخورد برخی از افراد با زنان بی حجاب می نویسد: «ممکن است تعرض به زنان در کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسی حق تعرض ندارد و این گونه دخالت ها برای مسلمان ها حرام است، و باید پلیس و کمیته ها از این گونه جریانات جلو گیری کنند».

تنها سخن ایشان در بحبوحه انقلاب که از آن بوی اجبار می آید در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ در جمع طلاب ایراد شده که صراحتاً متعرض حضور زنان بی حجاب در وزارت خانه ها شده است: «در وزارت خانه های اسلامی نباید زن های لخت بیایند، زن ها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند».

هر چند مجله ایران فردا در شماره ۳۸ به نقل از استاد حکیمی می نویسد که: «وقتی علت این حرف آیت الله خمینی را  از آقای مطهری پرسیدم، ایشان گفت امام گفتند من با حجاب اجباری موافق نیستم ولی این  قدر بر من فشار آوردند که من گفتم، در ادارات باید حجاب رعایت شود». به نظر می رسد در صحت چنین اقوالی تردید جدی وجود داشته باشد. چه آن که هرکس کم ترین آشنایی با آقای خمینی داشته باشد، می داند که ایشان فردی نبوده که تحت اجبار و فشار چنین سخنی بگوید؛ خاصه آن که در بحبوحه انقلاب ایشان مستظهر به حمایت ملت بوده و اعمال فشار بر ایشان غیر ممکن می نماید. هم چنین بنا به نقل پیش گفته، شخص مرحوم مطهری به عنوان تئوریسین جمهوری اسلامی موافق حجاب اجباری بوده و به نظر عدم اظهار صریح در مورد اجبار حجاب در ابتدای انقلاب و نیز رخداد تدریجی آن امری اتفاقی نبوده؛ بلکه بنا به مصلحتی بوده که انقلابیون برای توفیق در تغییر ظواهر جامعه اندیشیده بوده اند.

باری، به هر جهت همین سخنان کافی بود تا در تیر ماه ۱۳۵۹ بنی صدر نخستین کسی باشد تا طی بخشنامه ای ورود زنان بی حجاب را به ادارات دولتی ممنوع کند. با این حال تا زمان صدر نشینی مرحوم بهشتی بر دستگاه قضا، تغییر پوشش در دادگستری موضوع اجبار حاکمیت قرار نگرفت. تا این که در سال ۱۳۶۲ مجلس شورای ملی وقت با تصویب تبصره ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات، عدم رعایت حجاب اسلامی را جرم انگاری کرد و مقرر داشت: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر می شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکم می شوند».

این تبصره قانونی که منافی با اصل قانونی بودن جرایم و مجازت ها و نیز قواعد شریعت و حتی فتاوی قائل به وجوب پوشش موی سر است تاکنون در قالب تبصره ماده ۶۳۸ تعزیرات در نظام کیفری ایران استوار بوده و همواره موجب گردیده تا سلایق شخصی دولت ها و قضات که برخواسته از فرهنگ های مختلف هستند، آزادی زنان را با خدشه جدی مواجه سازند.

این تبصره حجاب شرعی را تبیین نمی کند و مفهوم آن را در پرده ای از ابهام قرارداده است، چه آن که در شریعت هنوز نظریه واحدی در خصوص حدود حجاب وجود ندارد. چنان که مرحوم احمد قابل اساساً حدود وجوب حجاب شرعی را پوشش بدن تعریف و پوشیدگی موی سر را از باب استحباب می داند، و در کتاب خویش نظرات مختلفی از فقهای متقدم را در این باب به عنوان شاهد می آورد و ثابت می کند که این موضوع در شریعت اجماعی نیست. یا مرحوم ملا احمد نراقی در کتاب “مستند الشیعه” پوشیدن آن قسمت از موی سر که بلند شده و به روی صورت قرار می گیرد و گوش و گردن را واجب نمی داند؛ هرچند در مورد پوشش گوش و گردن قایل به احتیاط است. هم چنین فقهایی نظیر آقایان خمینی اراکی، مکارم شیرازی، سیستانی و غیره صرف پوشاندن مو ها و بدن را از جهت ستر کافی می دانند و تقیدی بر رنگ و تنگی لباس و غیره نداشته و فقط برخی از باب مصلحت پوشیدن حجم بدن را تنها در صورتی که سبب ریبه باشد، واجب دانسته اند. حتی آقای مکارم شیرازی در فتوایی پوشیدن بلوز و شلوار را به نحوی که سبب ستر باشد، برای تحقق حجاب کافی دانسته اند.

نکته مهم دیگر این که فقهایی که قایل به شمول پوشش موی سر برای تحقق حجاب هستند، دختران نابالغ و نیز زنان یائسه را مستثنی از این قاعده دانسته و دلیل ایشان بر این فتوا آیه ۶۰ سوره نور است که می فرماید: «النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. و بر زنان وانشسته ای که امید ازدواجی ندارند گناهی نیست که لباس های خود را کنار بگذارند بی آن که زینتی را ظاهر سازند، و عفت ورزیدن برای آنان بهتر است، و خدا شنوا و دانا است».

همه این ها در حالی است که بر خلاف این فتاوی، قواعد سخت گیرانه ای برای حجاب وجود دارد. با این که در فقه و شریعت از واجباتی که جزو ارکان دین هستند تحت عنوان فروع دین یاد می شود و حجاب در هیچ یک از منابع قدیم و جدید جزو این فروع نیست، اصراری وجود دارد که این حکم غیر اجماعی فقهی جزوی از ضروریات دین بر شمرده شود و در اجرای آن نیز پای از حدود شرعی فراتر نهاده شود. چه آن که می بینی دختران غیر بالغ در مدارس مجبور به گذاردن حجاب هستند، زنان یائسه و اقلیت های دینی که موضوع وجوب حکم حجاب نیستند در صورت عدم رعایت ضوابط تعریف شده، ممکن است مورد تعقیب کیفری قرار گیرند یا با این که بنا به فتاوی پیش گفته پوشیدن بلوز و شلوار یا بلوز و دامن در تحقق حجاب شرعی کفایت می کند، گشت های ارشاد برخورد سختگیرانه یا گاه توأم با خشونتی با افرادی دارند که لباس هایی غیر از مانتو و شلوارهای تعریف شده در سلایق شخصی مسئولین وقت بپوشند. این سخت گیری ها حاکی از آن است که مسئله حجاب فراتر از یک قضیه فقهی برای حاکمیت ایران تبدیل به یک گفتمان شده است. گفتمانی که امروز مورد انتقاد بسیاری از کنشگران مدنی ایران و حتی روحانیون در جریان های اصول گرا، اصلاح طلب و مستقل قرار گرفته است.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید