خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶, 19th of November 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۶/۰۸/۱۷ ساعت ۲۰:۴۶:۳۳

    خانه  > slide, اصناف  >  “چوب الف”ی که حالا دست معلمان است/ احمد مدادی

“چوب الف”ی که حالا دست معلمان است/ احمد مدادی

ماهنامه خط صلح – شنیدن همخوانی “یار دبستانی من” در خیابان های تهران کافی است تا هر کدام از نسل ما را پرت کند به روزهای پر التهاب و پر شور اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی.‌ آن روزها تجمعاتی که عموماً در محیط‌های دانشگاهی و یا با حضور جوانان در خارج از دانشگاه تشکیل می‌شد، منتهی می‌ شد به همخوانی حماسی یار دبستانی من؛ صدای مصمم جوانانی که با رگ‌ های برآمده همخوانی می‌کردند:‌ با من و همراه منی، ‌چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی، ‌حک شده اسم و من تو، رو تن این تخته سیاه …

احمد مدادی

اما اگر ویدئوی جدیدترین همخوانی “یار دبستانی من” را در شبکه‌ های اجتماعی دیده باشید، حتماً متوجه شده ‌اید که این بار صدای پر شور و حرارت دختران و پسران پرشور و حرارتی نیست که بخواهند تا فلک را سقف بشکافند. این بار زنان و مردان میانسالی فریادگر یار دبستانی هستند که بعضاً گرد سپیدی نیز بر موهایشان نشسته است. از آن خروش ‌های حماسی خبری نیست و با لحنی که نه آن قدر هیجان دارد که قبلاً داشت، یار دبستانی را بازخوانی می‌ کنند. این تصویر آخر برای تجمع سراسری روز جهانی معلم امسال است که با فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌ های صنفی فرهنگیان همزمان در ۲۰ استان و بیش از ۷۰ شهر کشور برگزار شد.

این مقایسه نمادین بین تجمعات سال های دورتر با سال های اخیر، به شکل خوب و دقیقی جغرافیا و متخصات فعالیت های مدنی و تجمعات مدنی را تصویر می ‌کند. البته برای کامل شدن این تصویر نمادین چند فریم دیگر را هم باید بیفزاییم. تصویری از تجمع یک نفره یک معلم در مهاباد در مقابل سازمان آموزش و پرورش، تصویر تجمع دونفره معلمان در آزادشهر گلستان، فریم حضور محسن عمرانی معلم دربند بوشهری که از فرصت مرخصی از زندانش برای حضور در تجمع استفاده کرده و دست آخر فریم تصویر بزرگداشت مراسم روز جهانی معلم در بند ۳۵۰ زندان اوین با سخنرانی دو تن از فعالان صنفی معلمان:‌ محمود بهشتی و اسماعیل عبدی.

طی چند سال اخیر فعالان صنفی و تشکل های صنفی-مدنی معلمان، فعال‌ ترین بخش جامعه مدنی ایران بوده‌ ‌اند و می ‌شود گفت تنها بخش از جامعه مدنی ایران هستند که توانایی سازماندهی و برگزاری تجمعات سراسری را در شرایط امروز ایران دارند. اما چه شد که فعالان صنفی معلمان به این سطح از کار جمعی و سازمانی و شبکه ‌‌ای دست یافتند؟ چگونه و طی چه فرآیندی این حجم از همبستگی اجتماعی پیرامون مطالبات صنفی-مدنی در معلمان ایجاد شد؟ و از همه مهم ‌تر این که آیا شیوه فعالیت‌ معلمان در بسط و توسعه فعالیت مدنی-صنفی و نحوه استفاده آنان از حق خود برای تشکل ‌یابی و برگزاری تجمعات مسالمت ‌آمیز، قالبیت دارد که تبدیل به الگویی بومی برای جامعه مدنی ایران شود؟

پاسخ دادن به سوال‌ های بالا نیازمند بررسی سیر تاریخی شکل‌ گیری و توسعه فعالیت های صنفی-مدنی معلمان در حداقل پانزده سال گذشته و تشریح مکانیسم درونی تشکل ‌یابی و شبکه‌ یابی معلمان است که یادداشت جداگانه‌ ای را می‌ طلبد. این یادداشت سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که حرکت های اعتراضی معلمان چه ویژگی‌ هایی دارد که شایسته است از سوی سایر فعالان جامعه مدنی ایران الگوبرداری شود. لازمه الگو برداری از تجربه نسبتاً موفق معلمان در استفاده از حقوق شهروندی برای تشکل ‌یابی و راه ‌اندازی تجمعات و اعتصابات سراسری توسط سایر بخش های جامعه مدنی ایران، شناخت و تمرکز بر ویژگی های فعالیت های صنفی معلمان است تا از دل آن نقشه ‌راهی برای تکثیر و توسعه آن در جامعه مدنی ایران به دست آید. 

ویژگی های فعالیت ‌های صنفی و حرکت ‌های اعتراضی معلمان

تاکید بر رویکرد مدنی و هویت صنفی

طی یک دهه گذشته، نسلی از معلمان در دل جامعه مدنی ایران پرورش یافته و رشد کرده است که بر قدرت و غنای جامعه مدنی ایران افزوده است. نسل جدید فعالان معلمان با تاکید بر هویت صنفی به فعالیت های مدنی و اجتماعی می ‌پردازد، نگاهی مدنی ‌تر دارد و از روش حل مسئله به جای درانداختن طرح های ناممکن استفاده می ‌کند. این نسل فهم درستی از منطق و دینامیسم حاکم بر مناسبات قدرت و جامعه مدنی در جامعه ایران دارد و به افق ‌‌های جدیدی در اتمسفر آموزشی ایران می اندیشد. این نسل شاید اولین نسلی است که آگاهانه در جهت سیاست‌ زدایی از فعالیت‌های مدنی و صنفی ایران گام برداشته است.

جزیی ‌گرایی در مقابل کلی ‌گرایی حاکم بر فضای فعالیت ‌های مدنی

ویژگی و وجه تمایز فعالیت های صنفی معلمان در دوره اخیر با سایر فعالیت های صنفی و مدنی از جمله در مقایسه با دانشجویان و زنان -به عنوان دو بخش همواره فعال جامعه مدنی-، دوری از فضای انتزاعی، روشنفکری و کلی ‌گرای حاکم بر فعالان مدنی و در پیش گرفتن رویکرد کاملاً عملگرا و نتیجه ‌گرا بوده است. معلمان، هوشمندانه اهداف محدود،‌ در دسترس و قابل اندازه گیری تعریف می ‌کنند که میزان تحقق آن را می توانند کاملاً با عدد و رقم اندازه بگیرند و بیان کنند.

فراگیری و غلبه بر مشکل تاریخی “مرکز گرایی” در فعالیت ‌های مدنی

بر خلاف سایر فعالیت های مدنی و اجتماعی،‌ حرکت صنفی-مدنی معلمان توانسته است بر مشکل تاریخی “مرکز گرایی” فایق آید. اگرچه تعدادی از فعال ‌ترین تشکل ‌های صنفی معلمان در تهران مستقرند، اما فعالان صنفی معلمان با هوشمندی توانستند به سرعت شبکه فعالان صنفی را در بیش تر نقاط کشور گسترش دهند و از تمرکز فعالان و تصمیم‌ گیران در تهران جلوگیری کنند. شورای مرکزی “شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان”‌ از روز تشکیل در اوایل دهه هشتاد توسط کانون ‌های صنفی شهرستان ها اداره شده است و میزان تاثیرگذاری تشکل‌ ها و فعالان صنفی شهرستان ها نسبتاً چشمگیر بوده است. به عنوان یک نمونه نمادین از چهار معلمی که در روز جهانی معلم امسال ۹۶ در زندان بودند،‌ دو تن عضو کانون صنفی معلمان تهران (محمود بهشتی و اسماعیل عبدی)، یک تن عضو کانون صنفی معلمان بوشهر (محسن عمرانی)  و یک تن عضو کانون صنفی معلمان کردستان (مختار اسدی) بوده ‌‌اند که گستره جغرافیایی فعالیت های صنفی معلمان را به شکل نمادین ترسیم می کند.

فراگیری در فعالیت ‌های معلمان از گسترده جغرافیایی فراتر رفته و محتوای فعالیت ها را نیز شامل می ‌شود. توجه به آموزش زبان مادری در قطعنامه‌ها و مطالبات معلمان، که عموما مطالبه مناطق دور ار مرکز است، نشان می دهد که چگونه با غلبه بر “مرکزگرایی افراطی” در تعیین دستورکار و سرفصل‌ فعالیت ‌‌های مدنی، می ‌توان حمایت حداکثری جامعه هدف را برای فعالیت‌ های مدنی و صنفی جلب کرد.

استمرار در فعالیت همراه با استقامت حداکثری بر مطالبات حداقلی

اصرار و وسواس فعالان صنفی معلمان بر فاصله‌ گذاری هوشمندانه بین فعالیت های صنفی و سیاسی و جلوگیری از رادیکالیزه شدن اعتراضات و فراتر رفتن از مطالبات صنفی است. معلمان و فعالان صنفی و مدنی معلمان به سطحی از آگاهی مدنی رسیده‌ اند که مسئولیت های شهروندی، صنفی و مدنی خود را به دور از هیجان زدگی و شعارزدگی،‌ با عملی ‌ترین شیوه ممکن و البته با استقامت و پایداری قابل تحسین پیگیری می‌ کنند. این سطح از التزام و تعهد و پایبندی به لوازم و تبعات فعالیت های مدنی و مسالمت‌ آمیز در حوزه جامعه مدنی ایران که فعالان صنفی معلمان از خود به نمایش گذاشته اند، پدیده کم نظیری در حیات مدنی سه دهه گذشته است. فعالان صنفی و معلمان زیادی طی سال های گذشته بارها بازداشت شدند و با احکام طولانی مدت در زندان بودند؛ اما بیش تر آنان بلافاصله پس از آزادی، به ادامه فعالیت های مدنی-صنفی مشغول شده‌ اند؛ بدون این که تغییری در رویکرد و حتی ادبیات آنان ایجاد شده باشد یا رادیکال ‌تر شده باشند. معلمان دریافته ‌اند که فعالیت مدنی در ایران حرکتی بسیار آرام و تدریجی است که با موانع زیادی روبه رو است و نیازمند صبر و شکیبایی بسیار است؛ همان ویژگی که سلاح سرکوب قضایی- امنیتی معلمان را عملاً از کار انداخته است. معلمان در برابر سرکوب و تهدید و تحدید فعالیت هایشان به جای رادیکال ‌شدن، عمق بیشتری به فعالیت هایشان داده ‌اند و بر وجه کارشناسی و تخصصی مطالبات خود افزوده ‌‌اند. اگر در اوایل دهه هشتاد مشکلات معیشتی معلمان موتور محرکه فعالان صنفی معلمان بود، امروز فهرست بلند بالایی از معضلات نهاد آموزش به لیست مطالبات فعالان معلمان تبدیل شده است. مطالباتی که این ظرفیت را دارد که ساختار اداری آموزش و پرورش را نیاز با فعالان صنفی همراه کند. مسائل و مشکلاتی از جمله: کودکان کار، آموزش زبان مادری، کودکان بازمانده از تحصیل، خشونت در مدارس، کیفیت نازل آموزشی، پولی سازی خدمات آموزشی و غیره.

نقش بی ‌بدیل سازماندهی و تشکل‌ یابی

استفاده از حق اعتراض و استمرار آن برای نزدیک به ۱۵ سال بدون سازماندهی و تشکل‌ یابی مناسب امکان پذیر نبوده است. اولین حرکت اعتراضی منسجم معلمان در دی و بهمن ۱۳۸۰ بلافاصله و در فاصله چند هفته بعد به تشکیل اولین جلسه هماهنگی تشکل ‌های صنفی در اسفند ماه ۱۳۸۰ انجامیدکه طی چند سال به شبکه‌ وسیعی از ۴۵ تشکل صنفی در سراسر کشور گسترش پیدا کرد. فعالان صنفی معلمان از کوچک ترین فرصت ها برای حق تشکل‌ یابی استفاده کرده ‌‌اند. با این که بیش تر تشکل‌ های صنفی معلمان پس از اعتراضات و تجمعات سراسری سال ۱۳۸۶ از سوی دولت وقت غیرقانونی اعلام شدند. اما شبکه ارتباطی معلمان به شیوه ‌های مختلف و ابتکاری (از جمله در قالب تعاونی‌ های اقتصادی و مسکن) موجودیت خودش را حفظ کرد. برساختن هویت صنفی-سازمانی از جمله نکات مهم و موفقیت ‌آمیز شبکه‌ فعالان صنفی معلمان در دهه اخیر بوده است. حمایت‌ مالی و معنوی از معلمان زندانی و خانواده ‌هایشان از جمله کلیدی تریت نکات در برساختن این هویت صنفی-سازمانی بوده است. حقوق ماهانه فعالان صنفی با مشارکت همکاران آن ها در طول ماه ‌های دربند بودنشان پرداخته شده و حتی معلمان زندانی که پس از آزادی امکان بازگشت به کار را نداشته ‌اند، از این حمایت ‌‌های مالی برخوردار بوده‌ ‌اند.

هوشمندی،‌ شجاعت و مسئولیت پذیری نهادهای صنفی از جمله کانون صنفی معلمان و شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان کل کشور، و البته استفاده گسترده از تکنولوژی و ظرفیت شبکه‌‌ ها و اپلیکیشن ‌های اجتماعی نقش اصلی را در شکل گیری و استمرار اعتراضات اخیر داشته ‌اند.

استراتژی هم ‌افزایی و در پیش ‌گرفتن رویکرد بُرد-بُرد

در اویل دهه هشتاد بخشی از انرژی فعالان صنفی معلمان صرف متقاعدسازی مسئولان نهاد آموزش و پرورش می ‌شد که از حق تشکل ‌یابی و فعالیت صنفی معلمان دفاع کنند و آن را در تضاد و تعارض و با ماموریت ‌های نهاد آموزش و یا رقابت را مسئولان نهاد آموزش نبینند. اما به نظر می ‌رسد که امروز حداقل بخشی از مسئولان نهاد آموزش به این نتیجه رسیده باشند که فعالیت های صنفی معلمان ارزش هم ‌افزایی داشته و توان لابی ‌گری و قدرت نرم آنان را درون ساختار حاکمیت به ویژه در فصل های مثل فصل بودجه ریزی افزایش می ‌دهد.

از سوی دیگر فعالان صنفی معلمان توانسته ‌‌اند با فاصله ‌گذاری با دولت مردان و جناح‌ های سیاسی به یک رویکرد دو جناحی و یا فراجناحی دست پیدا کنند؛ به این معنا که هر دو جناح سیاسی داخل حاکمیت تا حدی اطمینان کسب کرده‌‌ اند که شبکه فعالان صنفی معلمان، متحد یک جناح سیاسی در بزنگاه ها و درگیری ‌های سیاسی نیست. کسب این سطح از اطمینان البته با یک حرکت آرام و تدریجی و به مرور و البته با پرداخت هزینه ‌‌های سنگین توسط فعالان صنفی معلمان همراه بوده است.

***

همیشه در دوران دانشجویی‌‌ ام برایم جای سوال بود که چرا ترانه “یار دبستانی من” با آن که بیش تر تصویرسازی از فضای درس و مشق و تخته سیاه مدرسه است، اما به نماد دانشجویان و جریان دانشگاهی تبدیل شده است. به نظر می ‌رسد شیفتی در فضای جامعه مدنی ایران در حال وقوع است (و یا به وقوع پیوسته است). همسو با این تحول ساختاری، جامعه مدنی هم در محتوا و هم در فرم و هم در استفاده از نماد‌ها دارد پوست‌‌اندازی می ‌کند. یک مثال نمادین برای این شیفت تاریخی در جامعه مدنی ایران ترانه “یار دبستانی من” است که گویا “چوب الف” “یار دبستانی من”‌ هم قرار است به دست معلمان برگردد. اگر در دهه هفتاد و هشتاد، دانشجویان یا زنان پرچم ‌داران جامعه مدنی ایران بودند، بدون شک دهه ۹۰ را باید دهه پرچمداری فعالان صنفی معلمان دانست.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید