خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶, 18th of November 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۶/۰۶/۱۷ ساعت ۲۰:۱۶:۲۰

    خانه  > slide, فرهنگی  >  ساز پنهان و راز آشکار/ مصطفی عزیزی

ساز پنهان و راز آشکار/ مصطفی عزیزی

ماهنامه خط صلح – پس از پیروزی انقلاب که موضوع اداره‌ کشور در میان بود، گروه‌ های مختلف مدل هایی داشتند از کمونیسم و سوسیالیسم تا سوسیال دموکراسی و لیبرالیسم؛ اما آیت الله خمینی و اطرافیانش طرح و برنامه‌ مشخصی نداشتند برای همین تا پیش از پیروزی انقلاب هم موضوع این بود که روحانیت به حوزه های علمیه بروند و اداره‌ کشور را به تکنوکرات‌ های مسلمان بسپارند. در واقع روحانیت و شخص آقای خمینی نقد بنیادی به سیستم اداره‌ ای و مالکیت خصوصی نداشتند و تنها نگران حذف روحانیت از عرصه‌ اجتماع بودند؛ اما روند رویدادها به گونه‌ ای رقم خورد که روحانیت و شخص آقای خمینی دیدند اگر قدرت را مستقیم در قبضه نداشته باشند، حذف خواهند شد. در واقع آنان باید می دانستند که این روند تاریخ است که آنان را حذف کرده است نه روبنای سیاسی؛ اما به هر حال برای کسب قدرت سیاسی، آن هم بر پایه اجتماعی عمدتاً حاشیه نشین شهری و بعد روستایی و بخشی از طبقه متوسط، مجبور بودند از سویی شعارهای مستضعف گرایانه بدهند و از سوی دیگر در اخبار و احدایث بگردند و چیزی بیرون بکشند و مشغولیاتی ایجاد کنند و اهداف مقدس بتراشند. قوانینی چون قصاص، حجاب اجباری و محدودیت های سینما و موسیقی از یک سو و ملی کردن بانک ها و شرکت های بیمه، مصادره‌ کارخانه های بزرگ و غیره از سوی دیگر، این خواست را برآورد می کرد. اما از آن جا که شیوه‌ تولید، مُهر خود را بر شیوه‌ زندگی می زند، پس از تسلط کامل و حذف رقیبان اولین چیزی که مورد یورش قرار گرفت، همان خصوصی سازی ها و مصادره‌ ها بود و آخرین چیز موضوعات روبنایی؛ اما به هر حال همان منطق طبیعی رشد و توسعه اقتصادی و فرهنگی که پیش از انقلاب روحانیان را داشت حذف می کرد، اکنون بعد از نزدیک چهل سال که قدرت در دست روحانیت بوده است آقای علم الهدی می گوید روحانیت دارد حذف می شود.

مصطفی عزیزی

برخورد با موسیقی نیز چنین روندی طی کرده است؛ از ممنوعیت حمل و نقل “ساز” در اول انقلاب، فعلاً ممنوعیت نشان دادن تصویرش مانده و تلاش برای جلوگیری از اجرای کنسرت هم مانند خانه روشنی پیش از مرگ می ماند. این که صدا و سیما چرا در این زمینه عقب ‌نشینی نمی کند و خود را با سینما و تلویزیون های اینترنتی هماهنگ نمی کند هم، بر می گردد به این موضوع که در حال حاضر بخش عمده بینندگان تلویزیون، کسانی هستند که اعتقادات مذهبی حکومتی یا سنتی دارند و میانه چندانی با موسیقی و یا آن چه بدحجابی می گویند، ندارند و بقیه کسانی هم که گاه و بی گاه و موردی تلویزیون را نگاه می کنند اساساً توقعی از صدا و سیما ندارند و برایشان پذیرفته شده است که این نهاد، نهادی برای آنان نیست؛ نه به اخبارش توجه دارند نه به برنامه های هنری‌ آن.

به هر چیزی که همه‌ تشکیل دهندگان جمهوری اسلامی -از اصول‌گرا تا اصلاح ‌طلبش-، در آن مشترک هستند حفظ نظام است و می دانند جمهوری اسلامی بدون اجبار در پوشش و با آزادی هنر از بین می رود؛ پس نمی خواهند در نهایت حرکتی کنند که مردم جسور شده و دیگر در کانال تنگ انتخاب بین بد و بدتر حرکت نکنند و خوب را بخواهند. تجربه پیش از انقلاب را دارند که وقتی فضا اندکی باز شد ناگهان دمینووار، همه ‌چیز فروپاشید.

در حال حاضر صدا و سیما می داند هرگز با نشان دادن ساز یا بدون نشان دادن آن، نمی تواند مخاطب زیادی به دست آورد و نگران این است که همین مخاطب خود را هم از دست بدهد؛ زیرا اساساً حیات و ممات جمهوری اسلامی علی رغم اعلام برنامه های پرطمطراق بلند مدت و شعارهای تا هزار و چهارصد، حیاتی روز به روز است و همواره آینده را می فروشد تا حال را بخرد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید