خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵, 20th of February 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۱۲/۱۵ ساعت ۲۳:۱۹:۱۹

    خانه  > slide, اندیشه و بیان  >  کنشگری و آفت سلبریتی‌های مجازی/ مهدی عربشاهی

کنشگری و آفت سلبریتی‌های مجازی/ مهدی عربشاهی

ماهنامه خط صلح – دنیای فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی تا همین یک دهه قبل، جهان ساده‌تری بود. هنوز فناوری‌های ارتباطی پیشرفت چندانی نکرده بود و خبری از شبکه‌های اجتماعی آنلاین نبود. آرام آرام فیسبوک و توییتر از راه رسیدند و تبدیل به ابزارهایی برای رساندن پیام سیاسی- اجتماعی و سازماندهی نیروهای مدنی شدند.

مهدی عربشاهی

در ایران برای اولین بار در انتخابات ۸۸ بود که این ابزار جدی گرفته شد و نقش مهمی در اعتراضات پس از انتخابات و جنبش سبز داشت. برخی تحلیلگران خارجی حتی این اعتراضات را انقلاب توییتر و شبکه‌های اجتماعی نام نهادند.

پاسخ حاکمیت همان پاسخ همیشگی به هر پدیده‌ی جدید و تازه‌ای بود: حرام است و غیرقانونی و باید فیلتر شود.

فعالان سیاسی و اجتماعی اما شادمان بودند که برای نخستین بار ابزاری دارند که می‌توانند با آن سانسور حکومتی را دور بزنند؛ هرچند اگر نیاز به فیلترشکن باشد. این‌گونه بود که سرمایه‌گذاری نسبی آن‌ها روی شبکه‌های اجتماعی آنلاین آغاز شد.

اما این پدیده‌ی نو، مثل هر پدیده‌ی‌ دیگری در کنار مزایایی که داشت معایبی را هم همراه خود می‌آورد.

ظهور سلبریتی‌های مجازی

موفقیت در فضای شبکه‌های اجتماعی اما آ‌ن‌قدر ساده نبود که کنشگران سیاسی و مدنی تصور می‌کردند. این فضا شرایط خاص خودش را داشت و برای استفاده‌ی موفق از آن باید به تکنیک‌های آن آشنا می‌شدی. آن‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی سرشناس شدند، الزاماً همان‌هایی نبودند که در دنیای واقعی تجربه‌ی کار عملی در فضای سیاسی و اجتماعی را داشتند. در دنیای فعالیت تشکیلاتی، شما باید سال‌ها وقت می‌گذاشتی و پله پله مسیری را طی می‌کردی تا شاید روزی در موقعیت ممتازی نقش‌آفرینی کنی. این‌گونه بود که چهره‌های درجه یک و دو در این عرصه همه یکدیگر را می‌شناختند و اگر هم از سوابق هم باخبر نبودند، می‌توانستند با کمی پرس‌و‌جو دریابند که فلان فرد از کدام زمینه می‌آید و چه گذشته‌ای داشته است.

سلبریتی‌های مجازی اما این‌گونه نبودند. آن‌ها خاک صحنه‌ی کنشگری سیاسی اجتماعی را نخورده بودند و به پشتوانه‌ی لایک‌های خود یک‌شبه سری در سرها در آورده بودند. برخی اندک سرمایه‌ای از فعالیت در دنیای واقعی را داشتند و گروهی از همین اندک سابقه‌ی فعالیت واقعی هم بی‌بهره بودند.

تهمت بزن لایک بگیر!

الگوریتم شبکه‌های اجتماعی، مانند فیسبوک، معمولاً به شکلی طراحی شده است که اگر پست شما لایک و کامنت بیش‌تری بگیرد، برای نفرات بیش‌تری هم نمایش داده می‌شود. بر اساس این الگوریتم کسانی موفق می‌شوند که عشق و نفرت بیش‌تری را بربیانگیزند. هرقدر مطالب جنجالی‌تری بنویسی، گروه بیش‌تری آن را لایک می‌زنند و کسانی در موافقت یا مخالفت با آن کامنت می‌گذارند. این‌گونه است که پست شما در تایملاین تعداد بیش‌تری از افراد دیده می‌شود و باز هم بیش‌تر لایک و کامنت می‌گیرد. همین الگوریتم است که مشوق ایجاد دوقطبی‌های کاذب اما به شدت دشمن با یکدیگر است. گروهی گروه دیگر را خائن به منافع ملی می‌خوانند، و گروه دومی گروه اول را امنیتی و نفوذی حکومت خطاب می‌کنند. اما آن‌ها که تن به این بازی نمی‌دهند، همان‌هایی هستند که کم‌تر از همه دیده می‌شوند و شوری ایجاد نمی‌کنند؛ همان‌ها که لایک و کامنت و شیر نمی‌گیرند و کم‌کم به حاشیه می‌روند و فراموش می‌شوند.

گروه فشار مجازی

در جنگی چنین سخت و بی‌رحمانه، سلبریتی‌های مجازی به کمک هم نیاز دارند و ائتلاف‌های مشروط شکل می‌گیرد: لایکم کن تا لایکت کنم!

این ائتلاف‌ها شامل چند سلبریتی مجازی و تعداد بیش‌تری از هواداران آن‌هاست. هوادارانی که مجذوب سلبریتی مجازی شده‌اند و آرزو دارند که شاید روزی خودشان یکی از این سلبریتی‌ها باشند. اما فعلا در حال شاگردی اساتید هستند!

گروه‌های فشار مجازی با هر محتوایی که باشد، در عمل از همان منطق گروه‌های فشار در دنیای واقعی پیروی می‌کنند: هر صدای متفاوتی را باید با ارعاب و تهدید در نطفه خفه کرد!

موضوع دعوا هرچندوقت یک‌بار عوض می‌شود؛ اما تیم‌ها تقریباً همان است که بود. گاهی باید در مورد “موضوع تحریم‌ها” دنبال دوگانه‌ی خائن- خادم یا مستقل- وابسته به حکومت گشت و گاهی موضوع دعوا مسابقات شطرنج جهانی زنان در تهران است. هدف هم تنها خفه کردن صدای روبرو و منکوب کردن آن‌وری‌ها است.

ضرورت پالایش عرصه‌ی عمومی مجازی

این روزها فضای مجازی به شدت آلوده شده است. اگر روزگاری دنیای آنلاین چشم‌انداز ایجاد یک عرصه‌ی عمومی جدید بود که تاحدودی از دست‌اندازی حاکمیت در امان است، حالا این صحنه آن‌قدر آلوده شده که خردمندان یا آن را ترک کرده‌اند یا ترجیح می‌دهند بیش‌تر نظاره‌گر باشند تا کنشگر. فضایی که بیش از آن‌که مساعد گفتگوی انتقادی باشید، شبیه فضای استادیوم‌های ورزشی شده است. باید بوق بزنی و شعار بدهی و هرچه صدایت بلندتر باشد، بهتر دیده می‌شوی.

شاید باید طرحی نو درانداخت و با نادیده گرفتن دسته‌جمعی این سلبریتی‌های مجازی و گروه‌های فشار آن‌ها، زمینه را برای پالایش دوباره‌ی این عرصه فراهم کرد. بی‌شک از شبکه‌های اجتماعی هنوز هم می‌توان استفاده‌های بهتری کرد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید