خبرگزاری هرانا
امروز پنج شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۴, 23rd of October 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۴/۰۵/۲۸ ساعت ۰:۲۸:۴۷

    خانه  > سایر گروهها  >  زندگی و مرگ فعال ایرانی جمال حسینی / حمید یزدان پناه

زندگی و مرگ فعال ایرانی جمال حسینی / حمید یزدان پناه

روز ۴ آگست سال ۲۰۱۴ سید جمال حسینی سر میز کار خود در آپارتمان کوچکش در ترکیه مشغول به کار بود. جمال یک پناهنده درتبعید روزهای زیادی را به تنهایی در مقابل کامپیوترش صرف هدایت کردن و راه اندازی یک سیستم و شبکه مخفی و زیر زمینی برای فعالان حقوق بشر درایران نمود. اقدامات خستگی ناپذیر و بی وقفه وی باعث کسب احترام و ارزشی ویژه در میان ایرانیان در تمام جهان برای وی شد، در حالی که همین امرجمال را به عنوان یک هدف برای حاکمان ایران نیز قرار داد.

و درشب حادثه جمال دیگر هرگز از سر میز خود تکان نخورد و پلیس بدن بی جان او را روز بعد در کنار میز کارش یافت.

در حالی که تمامی توجهات جهانی درگیر مذاکرات اتمی و قرارداد با ایران است، کمترین نظری به وضعیت حقوق بشر در ایران و فعالان حقوق بشر نمی شود. رژیم ایران در حال حاضر رتبه اول اعدامها در جهان را نسبت به درصد جمعیت از آن خود کرده و بدترین سابقه حقوق بشردر جهان را داراست. ایران همچنین یکی از با سابقه ترین کشورهایی است که به قتلهای زنجیره ای وترورخاموش مخالفان خود درتبعید می پردازد.

جمال به عنوان رئیس خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) و همچنین یکی از بنیانگذاران “فعالان حقوق بشر در ایران” بخوبی میدانست که او می تواند یک هدف بسیار آسیب پذیراز طرف رژیم ایران باشد. تلاش او برای مخفی نگهداشتن هویت واقعیش؛ برای نجات جانش کافی نبود.

شرایطی که باعث مرگ جمال شد همچنان در پرده ابهام است، اما بسیاری از جوامع ایرانی معتقدند که جمال به احتمال بسیار توسط رژیم ایران مورد هدف قرار گرفته است.

من جمال را به عنوان یک دوست و همکار عزیز به خاطر دارم. اولین بار با او در تابستان ۲۰۱۳ زمانی که با هم اخبار، ایده و نظراتمان را رد و بدل می کردیم ارتباط برقرار کردم. او به من گفت که نامش نادر بازرگان ( یکی از نامهای مستعاری که او استفاده می کرد) است و یکی از اعضای ارگان “مجموعه فعالان حقوق بشر” است که در آمریکا زندگی می کند. و این او بود که به من در انتشار مقاله کودکان کار در ایران در مجله صلح این ارگان کمک کرد.

زمانی که من گزارش مرگ سردبیر هرانا را شنیدم به مردی که او را به نام نادر می شناختم تماس گرفتم و آنوقت بود که دریافتم که “نادر” در واقع خود جمال حسینی سردبیر هرانا بوده است. این خبر برای من بسیار شوکه آوربود.

اوایل زندگی جمال

جمال پدر خود را در کودکی از دست داده و در نتیجه از همان ابتدا خود را یک فرد مستقل و مسئول احساس کرد. عموی جمال یکی از هزاران فعال سیاسی بود که توسط رژیم ایران در قتل عام زندانیان سیاسی در سال۱۹۸۸ اعدام شد. شهادت عمو نقطه عطفی برای او شد که تا آخر عمر تاثیرکامل در زندگی جمال داشت.

از همان عنفوان جوانی جمال یک انقلابی بود. او از اولین گروه جوانان ایرانی بود که توانست از اینترنت به عنوان یک وسیله برای ارائه نظریات فکری و عقیدتی و ایجاد وبلاگهای کاملا سیاسی و طرح مسائل تیز و روشن بر علیه رژیم استفاده کند.

او شبها اقدام به پخش شبنامه های سیاسی در شهر زنجان پرداخت و در جنبش دانشجویی یکی از فعالان این جنبش به شمار می رفت، فعالیتهایی که باعث زندانی شدن وی برای مدت کوتاهی شد.

در سال ۲۰۰۵ اداره آگاهی و امنیت (موس) وبلاگ او را شناسایی کرده و به خانه او هجوم بردند در حالی که وی در خانه نبود. در سن ۲۴ سالگی بود که جمال دریافت که ماندن وی در ایران دیگر غیر ممکن است و همین موضوع باعث آن شد که از ایران خارج شده و به ترکیه برود. جمال اینچنین خانه ، زندگی و خانواده خود و همه آنچه را که داشت به ناچار ترک کرده و یک زندگی جدید در غربت وتنهایی بدون چشم انداز و آینده ای روشن را آغاز نمود.

علیرغم هجرت فیزیکی و جسمی او از ایران، جمال هیچگاه فکر و روحش را از ایران خارج نکرد و تا آخرین روز حیاتش همچنان تمامی توجهش معطوف به مسائل حقوق بشر در ایران بود.

زندگی در تبعید و تولد مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

در یک شهر کوچک ترکیه به نام وان، جمال خانه کوچکی به همراه یک کامپیوتر ساده را برای ادامه کارش انتخاب کرد. در حالی که امکانات بسیار محدودی در اختیار داشت، او خیلی زود توانست چند کمیته در حمایت از زندانیان سیاسی تشکیل داده ودر راه اندازی چندین کمپین درافشای وضعیت مخالفان رژیم و موقعیت زندانیان درانتظار حکم اعدام پیشقدم شد.

در سال ۲۰۰۶، جمال و کیوان رفیعی “مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران” را بنیان گذاری کردند. که ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر(هرانا ) نیز بخشی از این نهاد میباشد. جمال به عنوان یک پل و رابط مهم میان فعالان حقوق بشر که بصورت مخفی و زیرزمینی در ایران فعالیت می کنند و جوامع حقوق بشرجهانی و فعالان دفاع از حقوق بشرایفای نقش می کرد. و توسط همین شبکه وسیع ارتباطی فعالان سیاسی و حقوق بشربود که نهاد “مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران” به عنوان یکی از سازمانهای مورد احترام و قابل اعتماد حامی حقوق بشر رشد و گسترش یافت.

جمال در شکل گیری و فعالیت “مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران” نقش کلیدی و بسزایی داشت. وظایف جمال شامل کارهای فنی و تکنیکی ، نویسندگی و تهیه و ترجمه گزارش بود. او تحصیلاتش را در زمینه حقوق، روزنامه نگاری وآمار، چاپ و نشر و روابط عمومی بصورت فشرده و بی وقفه پی می گرفت تا بتواند درنقش خود و کارهایش ارتقاء ایجاد کند. آقای رفیعی که شاهد همه کارها و تلاشهای سخت و پی گیر جمال بود در باره جمال می گوید: ” همه روزه و برای سالهای متمادی، جمال تمامی زندگیش را وقف مبارزه با تبعیض و بی عدالتی و در حمایت از همه گروهها و افراد محروم وبی پناه جامعه ایران نمود”.

جمال مصرانه در تلاش برای حمایت از همه ایرانیان بدون در نظر گرفتن تفاوتها ،سابقه و گذشته آنها و یا اعتقادات و باورهایشان بود. بنا بر گفته آقای رفیعی: ” بارزترین میراث جمال حقوق بشر برای همه ، بود که بخوبی در عملکرد، کارهاو اقدامات او در همه زمینه ها و برای کلیهٌ اقشار جامعه ،اقلیتهای مذهبی و قومی و گروهها در ایران بارز و نمایان بود.”

زمانی که آقای رفیعی درسال ۲۰۰۶ درایران دستگیر شد جمال نقش برجسته تری درارگان “مجموعه فعالان حقوق بشر” ایفا نمود. نقش رهبری کننده وی تضمینی بود برای تداوم ارگان در آن شرایط سخت و طاقت فرسا.

رشد مستمر و بی وقفه “مجموعه فعالان حقوق بشر” مصادف با تظاهراتهای گسترده و بزرگ در ایران و در هنگام انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ بود.گزارشات گروه خبری هرانا وسیله موٌثری برای پخش و انتشار اخبار و گزارشات حقوق بشردر شرایط قیام بود.

در سال ۲۰۱۰ رژیم ایران شروع به حملات سیستماتیک و گسترده علیه “مجموعه فعالان حقوق بشر” و اعضای آن نموده و دست به محاصره و تحت فشار قرار دادن اعضا و حامیان آن وهمچنین سعی در ترور شخصیت هر دو بنیانگذار این گروه نمود. این حملات و فشارها به این گروه نوپا باعث خروج زیرساختها و شبکه ارتباطی آن از ایران شد.

بی عملی و شکست کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل

جمال موضوع تهدیدات مستقیم و متعدد از سوی دولت ایران بود. درابتدای سال ۲۰۰۷ او تلفنهای مشکوک و ناشناس زیادی دریافت کرد که به مرور بر تعداد آن افزوده شده و در سال ۲۰۱۰ شدت آن توسط اداره امنیت ترکیه نیز تذکر داده شد. در سال ۲۰۱۲ اداره امنیت ترکیه در تماسی با “مجموعه فعالان حقوق بشر” به آنها اطلاع داد که یک مرد ایرانی با مراجعه به آنها اعتراف کرده که توسط دولت ایران به ترکیه فرستاده شده تا اعضای “مجموعه فعالان حقوق بشر” منجمله جمال را ترور نماید.

نگرانی در رابطه با این مسائل امنیتی جمال را وادارنمود تا از شهر وان که فقط سه ساعت با مرز ایران فاصله داشت به شهر نوشهیر در غرب ترکیه نقل مکان کند.

جمال که معمولا یک هم اطاقی داشت، دو هفته قبل از مرگش به تنهایی زندگی می کرد.هنگامی که جمال برای ده ساعت به تلفنهای دوستانش پاسخ نداد آنها به پلیس ترکیه خبردادند و آنزمان بود که پلیس جسد بی جان او را در خانه اش یافت. قطره های خون روی بدن جمال و اطراف آپارتمان او یافت شد. دادستان شهر نوشهیردر گزارش خود پرونده جمال را یک “قتل مشکوک” ذکر نموده است.

برخلاف این واقعیت که جمال به عنوان یک پناهنده سیاسی توسط کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل متحد پذیرفته شده بود ولی طی پنجسالی که در ترکیه زندگی کرد هیچگاه تلاشی برای فرستادن او به کشورثالث صورت نگرفت. به قول آقای رفیعی: ” کوتاهی کمسیون عالی پناهندگان سازمان ملل در رابطه با جمال یک شکست بود.”

در اطلاعیه مجموعه فعالان حقوق بشر آمده است در حالی که تحقیقات گسترده و وسیعی در مورد مرگ جمال صورت گرفته و جسد او نیز کالبد شکافی شده اما مسئولین ترکیه هیچ دلیل و توجیح رسمی برای مرگ وی ارائه نکرده اند. ۱۵ صفحه گزارشی که توسط مسئولین مربوطه در ترکیه ارائه شده ادعا می کند که دلیل قتل بدلیل تاخیر درکالبد شکافی نامعلوم می باشد.

آقای رفیعی نگرانی خود در رابطه با این تاخیررا چنین ابراز می نماید : ” یکی از سوالات ما از دولت ترکیه این است که چرا برای اجرای کالبد شکافی تاخیر کرده اند؟”

تیم وکلای مجموعه فعالان حقوق بشربه پیگیری و فشار خود برای تحقیقات بیشتر در رابطه با قتل جمال ادامه داده و اصرار می ورزند. اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر و خانواده جمال معتقدند که مرگ جمال یک تصادف نبوده است. آنها معتقدند که جمال از سلامت کامل برخوردار بوده و هیچ نشانی از مرگ طبیعی دیده نشده است.

همسر جمال که به آمریکای شمالی مهاجرت کرده بود و در انتظار آمدن و انتقال جمال بود همچنان چشم براه او ماند.

مخالفان مورد هدف قرار می گیرند

مرگ جمال نه فقط بیانگر استمرار مبارزه و تلاش برای حقوق بشر در ایران است بلکه در عین حال یک نمونه بارز از بی توجهی و شکست جامعه جهانی و کمسیون عالی پناهندگان سازمان ملل درایجاد حمایت ، امنیت و حفاظت از مخالفان آسیب پذیر نظام حاکم بر ایران است.

تا به امروز تعداد بسیاری ازایرانیان مبارز که با مجموعه فعالان حقوق بشر در ارتباط هستند به زندگی در ترکیه ادامه میدهند و در انتظار رفتن به کشور ثالث بسر می برند. سالگرد مرگ جمال یاد آور این نکته وهم آوراست که زندگی تمامی این پناهندگان تا زمانی که در دسترس رژیم ایران باشند همچنان درمعرض یک خطر جدی است.

میراث باز مانده از جمال

درحالی که یک سال از مرگ جمال می گذرد ، ما همچنان به او می اندیشیم. برای ایرانیان پناهنده و فعال حقوق بشر داستان جمال بیانگر تلاش و مبارزه برای یافتن معنی زندگی در تبعید است، و در عین حال که ما بدور از وطن بسر می بریم اما خواهان ایجاد تغییر هستیم. کارها و تلاشهای جمال حتی پس از مرگ به زندگی و تلاشهای روزانه ما معنی و مفهموم مقاومت میدهد، کارهایی همچون نوشتن وبلاگ ، پیگیری قیام دانشجویان در ایران و یا حمایت از پناهندگان و رسیدگی به نیازهای آنان. همکاری من با جمال برای من معنا و ارزشی ویژه دارد، ومن آنرا به عنوان قسمتی از یک تلاش بزرگ و گسترده برای بازگرداندن آزادی به ایران می بینم.

از دست دادن جمال برای مجموعه فعالان حقوق بشر یک ضربه بزرگ و سخت بود. اما فلسفه زندگی او و این واقعیت که او حتی در آخرین لحظات زندگی همچنان در پای میز کارش مشغول کار و تلاش بوده منشاء انگیزه و الهام برای تمامی ایرانیان فعال در زمینه حقوق بشر در سراسر جهان بوده و خواهد بود.

مرگ زودرس و نا بهنگام جمال، هر چند بسیار سخت و جانگداز بود اما یک سند و نمونه ای از شهامت ، پایداری و عزمی راسخ است که بخوبی شناخته شده است. آقای رفیعی در این باره می گوید: ” حمایت گسترده و احترام ویژه برای جمال بعد از مرگش، کسی که در سکوت و گمنامی کار و تلاش کرد، بخوبی نشان داد که انسانهای واقعی و فداکار که برای حقوق بشر تلاش می کنند جایگاه ویژه و خاصی در قلب مردم ایران دارند.”

در زمانی که سیاست تحت سلطه عده محدودی برای دسترسی به قدرت و کنترل قرار دارد، جمال با افتخار و فداکاری بی شائبه ایستادگی و مقاومت کرد. او بخوبی نشان داد که در هر گوشه دنیا هر فرد هر چند دور و تنها می تواند از امکانات پیرامون خود برای تغییر بهره برده و استفاده کند تا رژیمهای دیکتاتور را به چالش بکشد.

اهمیت آنچه جمال برای ما به ارث گذاشته نه فقط بعنوان یک سمبل و نمونه از فداکاری است بلکه به ما یاد آوری می کند که تلاش و مبارزه برای حقوق بشر در ایران همچنان ادامه دارد و پیشتازان این مبارزه جدی بهای سنگینی برای آن می پردازند.

منبع: persian2english

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید