خبرگزاری هرانا – یک زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، با اعلام رضایت اولیای دم از مجازات مرگ رهایی یافت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، یک زندانی از اعدام رهایی یافت.
براساس این گزارش، در یکی از روزهای دیماه سال ۱۳۹۹، وقوع درگیری مرگبار در خانهای واقع در یکی از استانهای اطراف تهران به مأموران پلیس گزارش شد. با حضور تیمهای امدادی و مأموران انتظامی در محل حادثه مشخص شد که پسری ۱۹ ساله به نام کیارش در پی اصابت ضربه چاقو به ناحیه حساس گردن دچار خونریزی شدید شده و پیش از انتقال به مراکز درمانی، جان خود را از دست داده است. با تأیید مرگ این جوان، بلافاصله بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان پلیس آگاهی در محل جنایت حاضر شدند تا ابعاد این واقعه را بررسی کنند.
تحقیقات اولیه نشان داد عامل این جنایت کسی جز ناپدری کیارش شخصی به نام اردلان نیست. متهم که در محل حضور داشت، توسط پلیس بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. اردلان در همان مراحل نخست تحقیقات به قتل پسرخواندهاش اعتراف کرد، اما مدعی شد که این اتفاق ناخواسته رخ داده است. وی در تشریح جزئیات حادثه به بازپرس پرونده گفت: آن روز به کیارش اعتراض کردم که چرا مدام سرش در گوشی تلفن همراه است و در کارهای خانه به مادرش یا من کمک نمیکند. همین موضوع باعث شروع بحث و مشاجره لفظی میان ما شد. وقتی دعوا بالا گرفت، در یک لحظه عصبانیت چاقویی را به سمت او پرتاب کردم که متأسفانه به گردنش اصابت کرد و جانش را گرفت.
با تکمیل تحقیقات قضایی و بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست متهم صادر و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه کیفری استان ارسال شد. در دادگاه، مادر کیارش، همسرش را بخشید اما پدر کیارش درخواست اعدام قاتل را کرد. وی اصرار داشت که یک مرد میانسال باید از مرگبار بودن ضربه چاقو آگاه باشد. در نهایت، با توجه به اعترافات متهم و مدارک موجود، دادگاه حکم به اعدام اردلان داد؛ حکمی که مدتی بعد در دیوان عالی کشور نیز مهر تأیید خورد.
در نهایت، پدر کیارش با حضور در شعبه اجرای احکام، اعلام کرد که از اعدام قاتل پسرش گذشته و خواهان ثبت رضایت بیقیدوشرط خود است.
وی در تشریح علت این تصمیم ناگهانی به قاضی اجرای احکام گفت: سالها قبل از همسرم جدا شدم و مهناز با اردلان ازدواج کرد. شرط همسرم این بود که پسرمان نزد او بماند و من هم با وجود مخالفت اولیه، به ناچار قبول کردم. در تمام سالهای گذشته، جستهوگریخته میشنیدم که رابطه آنها با هم خوب نیست و مدام با کیارش تماس میگرفتم تا نزد من بیاید؛ اما او پیش مادرش ماند تا اینکه من برای کار به خارج از کشور رفتم و این حادثه تلخ رخ داد.
پس از باخبر شدن از مرگ تنها فرزندم، کارم را در اروپا رها کردم و سراسیمه به ایران بازگشتم. در تمام این مدت، خانواده اردلان به سراغ من آمدند و پیشنهاد مبالغ زیادی پول دادند تا رضایت دهم، اما من نیازی به پول نداشتم به همین دلیل در تمامی جلسات صلح و سازش فقط خواهان اعدام بودم. با اینکه هنوز هم از ته دل اردلان را نبخشیدهام، اما تصمیم گرفتم با خدای خود معامله کنم. من به احترام اربعین حسینی و امام حسین(ع) از اعدام قاتل پسرم گذشت کردم تا روح کیارش در آرامش باشد. با ثبت رسمی رضایت پدر مقتول، اردلان از طناب دار رهایی یافت و بهزودی پرونده او جهت رسیدگی از جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری ارسال خواهد شد.













































بدون نظر
نظر بگذارید