خبرگزاری هرانا – حکم یک زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، مورخ ۱۶ تیرماه در زندان لاکان رشت اجرا شد. همچنین یک زن از بابت اتهام قتل توسط شعبه سوم دادگاه کیفری یک تهران به مجازات مرگ محکوم شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، یک زندانی در زندان لاکان رشت اعدام شد.
هویت این زندانی که روز سه شنبه ۱۶ تیرماه، به چوبهدار آویخته شد، الیاس آذرپیرا، ۴۸ ساله، اهل بندرانزلی و پدر دو کودک ۱۱ و ۱۷ ساله گزارش شده است.
براساس این گزارش، آقای آذرپیرا حدود چهار سال پیش از بابت اتهام قتل در یک نزاع خیابانی بازداشت و سپس توسط دادگاه کیفری به اعدام محکوم شده بود.
وی در جلسه دادگاه اظهار داشته است که به دلیل وضعیت معیشتی و فشارهای اقتصادی تحت فشار بوده است و قصد به قتل رساند مقتول را نداشته است.
تا لحظه نگارش این گزارش، اعدام این زندانی توسط مسئولین زندان و نهادهای متولی اعلام نشده است.
صدور حکم اعدام برای یک متهم در تهران
به گزارش اعتماد، یک زن از بابت اتهام قتل زنی دیگر به اعدام محکوم شد.
براساس این گزارش، دو سال پیش رسیدگی به قتل زن میانسالی به نام زهرا با کشف جسد غرق در خون او در خانهاش واقع در شرق تهران در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. در بررسیهای ابتدایی مشخص شد اولین کسی که با جسد زهرا مواجه شده پسر او بوده است. به این ترتیب، پسر مقتول اولین فردی بود که هدف تحقیقات قرار گرفت و به ماموران گفت: مدتی قبل پدرمان فوت کرد و از آن روز به خاطر تنهایی مادرمان هر روز به او سر میزدیم. روز حادثه خواهرم به من گفت چند بار با مامان تماس گرفته، اما او جواب نمیدهد من خیلی تعجب کردم، چون مطمئن بودم قرار نبود جایی برود و از طرفی خریدهایش را هم من انجام میدادم. برای همین سراسیمه خودم را به خانه مادرم رساندم و جسد او را در حالی که غرق در خون وسط هال خانه افتاده بود دیدم.
وی ادامه داد: وقتی به خانه مادرم رسیدم، طبق روال معمول ابتدا زنگ در را زدم، اما وقتی بعد از یکی دو دقیقه او در را باز نکرد کلید انداختم. قفل در سالم بود و حتی شیشه پنجرهها هم نشکسته بود. همهچیز تا قبل از باز شدن در آپارتمان طبیعی به نظر میرسید و من مطمئنم شخصی که وارد خانه مادرم شده و چنین بلایی بر سرش آورده است غریبه نبوده و بهزور یا با تخریب قفل وارد خانه نشده است. از سویی مادر من یک زن محجبه بود ولی وقتی با جسدش مواجه شدم روسری سر نداشت. برای همین شکی ندارم که عامل جنایت محرم او بوده یا اینکه زنی بوده که مادرم الزامی بر حفظ حجاب برای خودش ندیده است. همچنین، مادرم همیشه چند النگو در دستش بود که هنگام کشف جسد آنها از دستش درآمده بودند.
بازپرس ویژه قتل در اولین گام از بررسیهای جنایی دستور بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل وقوع جنایت را صادر کرد.
سرانجام از تصویر یک دوربین نصبشده در نزدیکی محل وقوع جنایت تصویر زن جوانی به دست آمد که کیسه زبالهای در دست داشت، اما به طرز مشکوکی آن را در نزدیکی خانه خودشان در سطل نینداخت. این دختر کیسه زباله را دو کوچه بالاتر از خانهشان در سطل زبالهای دورتر رها کرد و سپس به خانهشان برگشت.
کارآگاهان جنایی که به رفتار این فرد مشکوک شده بودند با توجه به حساسیت موضوع وقوع قتل و همزمانی این حرکت مشکوک با جنایت آن هم در نزدیکی محل زندگی زهرا، با زیر نظر گرفتن این دختر جوان، متوجه شدند که او سارا نام دارد و همراه مادرش در طبقه چهارم ساختمان محل سکونت زهرا زندگی میکند. به این ترتیب سارا تحت تحقیقات قرار گرفت و درباره علت رفتار مشکوک خود گفت: همسایههای ما به رها کردن زباله مقابل خانه اعتراض کرده بودند و من برای جلوگیری از تنش با همسایهها زبالهها را دورتر از خانه بردم. اما همسایههای زهرا گفتند تابهحال نه به سارا و مادرش و نه به هیچ ساکن دیگری درباره زباله تذکر نداده بودند. همین باعث شد ماموران بیشتر از قبل به سارا مظنون شوند و بازجوییها از این دختر ۳۰ساله وارد فاز تخصصی شد.
سارا در جریان بازجوییهای تخصصی در نهایت لب به اعتراف گشود گفت: مدتی بود همراه مادرم در همسایگی زهرا آپارتمانی اجاره کرده بودیم. زهرا زنی تنها بود و هر بار من یا مادرم را میدید به او میگفتیم اگر کمکی از دستمان برمیآید به ما بگوید و او گاهی برای انجام کارهایش از ما کمک میگرفت. روز حادثه او را در راهپله دیدم که گفت کمی ناخوش است. علت را پرسوجو کردم که او گفت کمرش دچار گرفتگی شده و من به او گفتم اگر بخواهد میتوانم ماساژش دهم. زهرا استقبال کرد و من به خانهاش رفتم. بعد از ماساژ به من گفت رنگوروی خودت هم پریده و از من خواست یک قرص ویتامین بخورم، اما وقتی قرص را خوردم احساس گیجی کردم و ناگهان دیدم زهرا با یک چاقو بالای سرم است و دستش بالا بود. فهمیدم او قصد جانم را کرده برای همین در یک پلک بر هم زدن چاقو را از او گرفتم و با آن ضرباتی به مقتول زدم. بعد برای اینکه وانمود کنم فردی به عنوان سارق وارد خانه زهرا شده، النگوهای او را برداشتم و همراه چاقو به سطل زبالهای در چند خیابان بالاتر انداختم. من دزد نیستم و قصدم سرقت از زهرا نبود.»
با اعتراف متهم به قتل و تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت. پروندهی سلامت روان متهم نیز مورد بررسی قرار گرفت و سلامت روان وی تایید شد.
سپس در جلسات دادگاه، فردی که به عنوان همدست سارا بازداشت شده بود، اما قرار منع تعقیب برای او صادر شد که دادگاه تحقیقات درباره نقش این فرد در جنایت را کافی ندانست. سارا نیز از بابت سرقت به هفت سال حبس و از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شد.













































بدون نظر
نظر بگذارید