خبرگزاری هرانا – در شرایطی که آموزش مجازی قرار بود راهکاری موقت برای ادامه تحصیل دانشآموزان در دوران بحران جنگ باشد، اکنون بسیاری از خانوادهها و معلمان میگویند این شیوه بیش از آنکه جایگزینی پایدار برای مدرسه باشد، به تجربهای فرساینده و بیثبات تبدیل شده است. گزارش پیش رو که توسط هرانا و بر اساس گفتوگو با خانوادههای دانشآموزان، معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی تهیه شده، تلاش دارد ابعاد بحران آموزش غیرحضوری در ایران را بررسی کند؛ بحرانی که از اختلال گسترده اینترنت و ضعف زیرساختهای آموزشی تا کمبود تجهیزات، فشار اقتصادی بر خانوادهها و نبود برنامهریزی روشن برای یک دوره نامعلوم پیش رو را در بر میگیرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تبدیل «آموزش مجازی» از یک راهکار موقت به یک بستر اجباری و فرساینده، نظام آموزشی کشور با چالشهای ساختاری عمیقی مواجه شده است.
بررسیهای میدانی و گزارشهای دریافتی هرانا نشان میدهد که اختلالات تعمدی و ساختاری در شبکه اینترنت، فقدان زیرساختهای پلتفرمی، قطع مکرر برق، تبعیض در توزیع امکانات رقمی (دیجیتال) و سیاستگذاریهای متناقض مسئولان، نه تنها کیفیت یادگیری را به حداقل رسانده، بلکه حق دسترسی برابر به آموزش مندرج در اسناد حقوق بشری و قوانین داخلی را به شکلی جدی نقض کرده است.
این گزارش بر اساس شهادتها و گفتگوهای اختصاصی با دهها تن از والدین، معلمان، مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی تنظیم شده است؛ مستنداتی که نشان میدهند بار اصلی این ناکارآمدی ساختاری بر دوش طبقات محروم جامعه سنگینی میکند.
اختلال در پلتفرمهای تحمیلی؛ از سامانه ناکارآمد «شاد» تا ناامنی فنی «روبیکا»
یافتههای هرانا حاکی از آن است که پس از تعطیلی اجباری آموزش حضوری، پلتفرمهای تحمیلی دولتی و شبهدولتی توانایی پوشش نیازهای اولیه دانشآموزان را نداشتهاند. ترجیح منافع امنیتی و انحصار پلتفرمی بر منافع آموزشی، منجر به کوچ اجباری مدارس از سامانه کاملاً فلجشدهی «شاد» به اپلیکیشن «روبیکا» شده است؛ سامانهای که خود کانون اختلالات فنی، قطع صدا و تصویر و عدم امکان ارسال فایلهای آموزشی است.
یکی از والدین دانشآموزان در این رابطه به گزارشگر هرانا گفت: «بعضی روزها بچهها بیشتر از اینکه درس بخوانند، دکمه رفرش را میزنند تا شاید کلاس وصل شود. در نهایت یا معلم خسته میشود یا اینترنت کاملاً قطع شده و کلاس نیمهکاره رها میشود. هزینه اینترنت و تلفن همراه هم بار مضاعفی بر دوش ما گذاشته، بدون اینکه کیفیتی در کار باشد.»
مادر یک دانشآموز دبستانی نیز با انتقاد از قطع ارتباط مؤثر آموزشی به هرانا گفت: «تمام وقت کلاس به جملاتی مثل “خانم صدا قطع شد” یا “تصویر نمیاد” میگذرد. بعضی وقتها کلاس اصلاً بالا نمیآید و نصف درس عقب میماند.»
تعمیق شکاف طبقاتی و محرومیت سیستماتیک از ابزارهای آموزشی
عدم حمایت دولت از دانشآموزان کمبرخوردار و ناتوانی خانوادهها در تأمین هزینههای سرسامآور ابزارهای هوشمند، به یک محرومیت تحصیلی آشکار دامن زده است. در بسیاری از موارد، چند دانشآموز در یک خانواده مجبور به استفاده از یک ابزار مشترک هستند.
پدر یک دانشآموز در مناطق حاشیهای جنوب تهران در گفتگو با هرانا اظهار داشت: «سه بچه مدرسهای دارم اما تنها یک گوشی تلفن همراه در خانه داریم. وقتی ساعت کلاسهای آنها همزمان میشود، عملاً یکی دو نفر از آنها از درس و کلاس محروم میشوند.»
همزمان، ضعف شدید آنتندهی و پهنای باند در مناطق محرومتر، نابرابری آموزشی را تشدید کرده است. یک دبیر مقطع متوسطه در این خصوص به هرانا گفت: «بعضی دانشآموزان تنها با گوشی والدین خود امکان ورود به کلاس را دارند و اگر پدر یا مادر سر کار باشند، آن روز از آموزش محروم میشوند. آموزش مجازی عملاً به یک حضور و غیاب صوری محدود شده است؛ وقتی آخر کلاس میپرسم چیزی متوجه شدید، با سکوت مواجه میشوم چون خیلیها اصلاً نتوانستهاند وارد سیستم شوند.»
علاوه بر این، بحران قطع مکرر برق به عنوان عاملی مخل، بارها دانشآموزان را در میانه امتحانات یا کلاسهای آنلاین از سیستم خارج کرده و موجب بروز استرس شدید در آنان شده است. یک دانشآموز پایه یازدهم به هرانا میگوید: «بعضی وقتا نیم ساعت طول میکشد تا وارد کلاس شویم. وقتی هم وصل میشویم معلم میگوید وقت نداریم و سریع درس میدهد و رد میشود.»
سرگردانی مدیریتی، دستورالعملهای متناقض و سیاست آمارسازی
بخش دیگری از مستندات هرانا نشاندهنده بلاتکلیفی کادر آموزشی و صدور بخشنامههای متناقض از سوی مقامات آموزش و پرورش است. تلاش برخی مدارس برای جبران افت تحصیلی از طریق برگزاری کلاسهای حضوری محدود به دلیل نبود بسترهای امن و مشخص، با مقاومت والدین مواجه شده است. برخی مدارس حتی پیشنهادهای غیراستانداردی مانند برگزاری کلاس در مساجد یا فضاهای اجارهای را مطرح کردهاند که کمی بعد با دستور منع مطلق آموزش حضوری ملغی شده است.
یکی از مدیران مدارس در تشریح این وضعیت به هرانا گفت:«یک روز میگویند کلاس حضوری محدود برگزار کنید، دو روز بعد میگویند لغو کنید. هیچکس تکلیف را نمیداند.»
همچنین معلمان از اعمال فشارهای اداری غیررسمی برای جلوگیری از مردودی دانشآموزان و آمارسازیهای مثبت خبر میدهند. یک دبیر به گزارشگر هرانا گفت: «عملاً تأیید شده که کسی نباید مردود شود و در صورت ضعف، معلم باید کلاس جبرانی بگذارد. در این شرایط ارزیابی واقعی دانشآموزان کاملاً غیرممکن شده است.»
پیامدهای روانی و اخطار کارشناسان نسبت به «نسل سوخته آموزشی»
کارشناسان آموزشی و مشاوران در گفتگو با هرانا نسبت به پیامدهای جبرانناپذیر افت تحصیلی مفرط، انزوای اجتماعی و آسیبهای روحی دانشآموزان هشدار میدهند.
یکی از مشاوران آموزشی در این رابطه به هرانا گفت: «ترکیب آموزش ناپایدار، فشار اقتصادی بر خانوادهها و قطع ارتباطات اجتماعی، بخشی از دانشآموزان را دچار فرسودگی، بیانگیزگی و اضطراب دائمی کرده است.»













































بدون نظر
نظر بگذارید