خانه  > slide, سایر گروهها  >  روز نخست جنگ آمریکا-اسرائیل و ایران؛ گزارش اولیه از دامنه حملات و پیامدهای انسانی آن

روز نخست جنگ آمریکا-اسرائیل و ایران؛ گزارش اولیه از دامنه حملات و پیامدهای انسانی آن

خبرگزاری هرانا – در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، داده‌های اولیه گردآوری‌شده از منابع میدانی و گزارش‌های منتشرشده، تصویری از یک عملیات چندموجی و گسترده ارائه می‌دهد: ثبت دست‌کم ۵۹ رخداد در ۱۸ استان، برآورد حداقلیِ ۳۳۳ آسیب‌دیده غیرنظامی، ثبت تلفات نظامی، آسیب به زیرساخت‌ها و مراکز آموزشی، اختلال شدید و چندمرحله‌ای اینترنت، و موجی از واکنش‌های حقوقی، سیاسی و بشردوستانه در داخل و خارج از ایران قسمتی از این تحولات است.

این گزارش، تصویری اولیه و داده‌محور از ابعاد حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ایران ارائه می‌کند؛ تصویری که همزمان چند لایه بحران را در کنار هم نشان می‌دهد: الگوی عملیاتی حملات، هزینه انسانی، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، و واکنش‌های بین‌المللی و داخلی.
در این مرحله، ارقام و برآوردها با رویکردی محافظه‌کارانه و با هدف نزدیک شدن به واقعیت تنظیم شده‌اند؛ به این معنا که در موارد دارای احتمال هم‌پوشانی یا دوباره‌شماری، از جمع‌بندی شتاب‌زده پرهیز شده و داده‌ها بر پایه موارد قابل تفکیک و قابل اتکاتر خوانده شده‌اند. از همین رو، این متن را باید نخستین تصویر منسجم از یک وضعیت در حال تحول دانست؛ تصویری که با تکمیل راستی‌آزمایی‌ها و روشن‌تر شدن جزئیات میدانی، در بخش‌های بعدی گزارش دقیق‌تر خواهد شد.

بخش اول: نمای کلی حملات و الگوی اولیه رخدادها

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از حملات امروز، دست‌کم ۵۹ رخداد در ۱۸ استان ایران ثبت شده است؛ رخدادهایی که از نظر نوع حمله، پراکندگی جغرافیایی و زمان وقوع، تصویری از یک عملیات چندموجی و گسترده ارائه می‌دهند.

در این میان، حملات موشکی با اختلاف، الگوی غالب ثبت‌شده بوده‌اند و حدود ۷۳ درصد از رخدادها را تشکیل می‌دهند. پس از آن، مواردی با روش نامشخص حمله (حدود ۱۷ درصد) و حملات پهپادی (بیش از ۱۰ درصد) قرار دارند. در سطح ابزار مورد استفاده نیز، داده‌های اولیه نشان می‌دهند که بخش عمده حملات ثبت‌شده با موشک‌های کروز انجام شده‌اند.

از نظر جغرافیایی، تهران بیشترین تعداد رخداد ثبت‌شده را داشته و پس از آن آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند. همچنین در استان‌های بوشهر، فارس، هرمزگان، سیستان‌و‌بلوچستان، خوزستان و البرز نیز چندین رخداد ثبت شده که نشان‌دهنده دامنه پراکندگی حملات در مناطق مختلف کشور است.

تحلیل زمان‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که بیش از نیمی از رخدادها در یک بازه زمانی فشرده در ساعات صبح ثبت شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که حدود ۵۶ درصد موارد در فاصله ۹ تا ۹:۳۰ صبح قرار می‌گیرند. یک موج دوم نیز در حوالی ساعت ۱۹ دیده می‌شود. این تمرکز زمانی می‌تواند نشان‌دهنده اجرای حملات در چند مرحله باشد، هرچند در برخی موارد ممکن است زمان ثبت رخداد با زمان دقیق وقوع یکسان نباشد.

در مرحله فعلی، بخش بزرگی از اهداف هنوز از نظر ماهیت نهایی در حال تعیین هستند. در داده‌های اولیه، نزدیک به ۷۰ درصد اهداف در دسته «نامشخص» قرار گرفته‌اند، در حالی که حدود ۱۹ درصد به‌عنوان اهداف نظامی و نزدیک به ۱۲ درصد به‌عنوان اهداف غیرنظامی ثبت شده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که فرآیند راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی حقوقی اهداف همچنان ادامه دارد و با تکمیل اطلاعات می‌تواند تغییر کند.

همچنین در رخدادهای ثبت‌شده، هیچ موردی از هشدار قبلی پیش از حمله ثبت نشده است.

بخش قابل توجهی از رخدادها در وضعیت راستی‌آزمایی «تأییدشده» قرار دارند، اما در بسیاری از موارد هنوز ارزیابی نهایی از شدت خسارت تکمیل نشده و بخشی از خسارت‌ها همچنان «نامشخص» باقی مانده‌اند.

این تصویر اولیه نشان می‌دهد که حملات امروز، هم از نظر دامنه جغرافیایی و هم از نظر حجم رخدادهای ثبت‌شده، در سطحی گسترده انجام شده‌اند؛ با این حال، جزئیات مربوط به نوع اهداف، میزان خسارت، و تلفات انسانی در گزارشات بعدی و با تکمیل روند راستی‌آزمایی با دقت بیشتری روشن خواهد شد.

بخش دوم: تلفات غیرنظامی و برآورد اولیهِ نزدیک‌تر به واقعیت

با بازخوانی و پالایش داده‌های اولیه تلفات غیرنظامی، و با حذف آمارهای تجمیعیِ هم‌پوشان و نیز کنار گذاشتن موارد مبهم، برآورد حداقلیِ قابل اتکای این بخش نشان می‌دهد که تاکنون دست‌کم ۱۳۳ غیرنظامی کشته و ۲۰۰ غیرنظامی مجروح شده‌اند؛ یعنی در مجموع حداقل ۳۳۳ آسیب‌دیده غیرنظامی در مواردی که به‌صورت موردی و با عدد مشخص ثبت شده‌اند.

این برآورد، یک عدد حداقلی است؛ زیرا در چند مورد، اصل وقوع آسیب ثبت شده اما تعداد دقیق مجروحان اعلام نشده و بنابراین در جمع نهایی منظور نشده است. به‌عبارت دیگر، شمار واقعی تلفات غیرنظامی به احتمال زیاد بیش از این رقم خواهد بود.

در کنار این برآورد موردی، یک آمار تجمیعی کشوری نیز تا ساعت ۲۰:۴۵ منتشر شده که از ۲۰۱ کشته و ۷۴۷ مصدوم خبر می‌دهد. با این حال، این آمار به‌دلیل احتمال هم‌پوشانی با گزارش‌های استانی و شهری و نیز تفاوت در دامنه پوشش، در جمع‌بندی موردی این بخش ادغام نشده است تا از دوباره‌شماری جلوگیری شود.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، بیشترین ارقام صریح ثبت‌شده در این بخش مربوط به هرمزگان و فارس است. در هرمزگان، گزارش‌های ثبت‌شده از یک رخداد در میناب و یک رخداد در بندر جاسک، در مجموع از تلفات قابل توجهی حکایت دارند. در لامرد (استان فارس) نیز آمارهای ثبت‌شده از کشته و مجروح شدن غیرنظامیان در یک سالن ورزشی و منطقه مسکونی خبر می‌دهد. افزون بر این، مواردی از آسیب‌دیدگی غیرنظامیان در تهران، قزوین و خوزستان نیز ثبت شده است.

از منظر نوع محل‌های آسیب‌دیده، داده‌های اولیه نشان می‌دهد که مدارس و فضاهای مرتبط با کودکان و دانش‌آموزان در میان محل‌های آسیب‌دیدگی دیده می‌شوند؛ موضوعی که از نظر انسانی و حقوقی اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین در برخی موارد، آسیب‌دیدگی در مناطق شهری و نقاط غیرنظامی دیگر، از جمله مناطق مسکونی و محدوده‌های کاری، گزارش شده است.

در عین حال، بخشی از داده‌ها همچنان نیازمند تکمیل و راستی‌آزمایی بیشتر است. در یک گزارش استانی، آمار کشته و مجروح دریافت شده اما در همان گزارش تصریح شده که غیرنظامی یا نظامی بودن افراد مشخص نیست؛ به همین دلیل این موارد در برآورد نهایی این بخش لحاظ نشده‌اند. همچنین در چند ثبت دیگر، از عباراتی مانند «تعدادی مجروح» یا «تعداد نامشخص» استفاده شده که امکان تبدیل آنها به عدد دقیق را در این مرحله سلب می‌کند.

اطلاعات جمعیتی قربانیان نیز هنوز کامل نیست. اگرچه در برخی موارد به کودک بودن قربانیان یا دانش‌آموز بودن آسیب‌دیدگان اشاره شده، اما در بسیاری از ثبت‌ها هنوز تفکیک دقیق سن، جنسیت، و نسبت کودکان و بزرگسالان انجام نشده است. بنابراین انتظار می‌رود با ادامه روند راستی‌آزمایی و تکمیل جزئیات، هم شمار نهایی و هم تصویر دقیق‌تری از ترکیب جمعیتی قربانیان روشن‌تر شود.

در مجموع، آنچه تاکنون از این بخش برمی‌آید، نشان‌دهنده تلفات قابل توجه غیرنظامیان در چندین استان و وجود خلأهای اطلاعاتی طبیعی در مرحله اولیه ثبت است؛ خلأهایی که با تکمیل گزارش‌های میدانی و تفکیک بهتر داده‌ها می‌تواند به برآورد دقیق‌تری از ابعاد انسانی حملات منجر شود.

بخش سوم: تلفات نظامی و برآورد اولیهِ محافظه‌کارانه

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از تلفات نظامی، و با حذف موارد تجمیعیِ هم‌پوشان و نیز کنار گذاشتن مواردی که هنوز در مرحله بررسی مستقل قرار دارند، برآورد حداقلیِ قابل اتکای این بخش نشان می‌دهد که تاکنون دست‌کم ۸ نیروی نظامی کشته و ۲ نفر مجروح شده‌اند؛ یعنی در مجموع حداقل ۱۰ مورد تلفات و جراحت نظامی در مواردی که به‌صورت مجزا و قابل تفکیک ثبت شده‌اند.

این برآورد، یک عدد حداقلی و محافظه‌کارانه است. دلیل آن این است که بخشی از گزارش‌های اولیه به‌صورت کلی و بدون عدد دقیق منتشر شده‌اند (برای مثال با عباراتی مانند «تعدادی کشته و مجروح») و بخشی دیگر نیز هنوز در مرحله بررسی و تأیید مستقل قرار دارند. این موارد برای جلوگیری از دوباره‌شماری یا بزرگ‌نمایی ناخواسته، در جمع‌بندی اصلی این بخش لحاظ نشده‌اند.

در عین حال، گزارش‌های جداگانه‌ای نیز از کشته شدن برخی چهره‌های ارشد نظامی-دفاعی منتشر شده که در داده‌های موجود همچنان در وضعیت «در دست بررسی» قرار دارند. در صورت تأیید نهایی این موارد، شمار کشته‌های نظامی ثبت‌شده می‌تواند بیش از برآورد حداقلی فعلی باشد.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، موارد ثبت‌شده در این بخش عمدتاً در تهران، سیستان‌و‌بلوچستان (از جمله کنارک و چابهار) و آذربایجان غربی (از جمله شاهین‌دژ) متمرکز هستند. این الگو نشان می‌دهد که تلفات نظامی ثبت‌شده، صرفاً محدود به یک منطقه نبوده و در چند نقطه با اهمیت عملیاتی در کشور گزارش شده است.

در میان موارد ثبت‌شده، هم افراد نام‌دار و هم موارد بدون هویت اعلام‌شده دیده می‌شود. بخشی از ثبت‌ها به‌صورت موردی و با نام کامل انجام شده و بخشی دیگر بدون ذکر هویت فردی اما با اشاره به یک رخداد مشخص ثبت شده‌اند. با توجه به اینکه این مواردِ بدون نام به رخدادهای جداگانه و وضعیت‌های متفاوت (کشته/مجروح) متصل هستند، در برآورد حداقلی به‌عنوان موارد مستقل حفظ شده‌اند.

از نظر وضعیت راستی‌آزمایی نیز، تصویر این بخش ترکیبی است: بخشی از موارد در سطح تأییدشده ثبت شده‌اند و بخشی دیگر در سطح تأیید اولیه قرار دارند. این موضوع نشان می‌دهد که اگرچه اصل وقوع تلفات نظامی در چند نقطه قابل اتکاست، اما جزئیات نهایی درباره شمار دقیق، هویت کامل قربانیان، و نسبت نیروهای وابسته به شاخه‌های مختلف نظامی هنوز در حال تکمیل است.

در مجموع، داده‌های اولیه این بخش نشان می‌دهد که حملات امروز علاوه بر تلفات غیرنظامی، به تلفات نظامی قابل توجهی نیز منجر شده‌اند؛ با این تفاوت که در این حوزه، به‌دلیل ملاحظات امنیتی، محدودیت انتشار اطلاعات، و انتشار گزارش‌های کلی و غیرعددی، روند تثبیت آمار نهایی ممکن است با تأخیر بیشتری همراه باشد.

بخش چهارم: آسیب به زیرساخت‌ها و تأسیسات و تصویر اولیه از نوع اهداف

با بازخوانی و پالایش داده‌های اولیه، در این مرحله دست‌کم ۱۴ هدف متمایز در ۷ استان ثبت شده است. این برآورد، بر مبنای مواردی است که به‌صورت جداگانه قابل تفکیک بوده‌اند و از دوباره‌شماریِ یک هدف در یک رخداد جلوگیری می‌کند.

بر پایه این داده‌ها، بخش عمده اهداف ثبت‌شده را پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی تشکیل می‌دهند. از مجموع اهداف ثبت‌شده، ۹ مورد (حدود ۶۴ درصد) در دسته اهداف نظامی قرار می‌گیرند. در کنار آن، ۳ مورد زیرساخت غیرنظامی یا دارای کاربری دوگانه (حدود ۲۱ درصد) و ۲ مورد مرکز آموزشی-مدرسه (حدود ۱۴ درصد) ثبت شده است. این الگو نشان می‌دهد که اگرچه تمرکز اصلی حملات ثبت‌شده بر اهداف نظامی بوده، اما آسیب به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی نیز در داده‌های اولیه به‌طور مشخص دیده می‌شود.

از نظر پراکندگی جغرافیایی، بیشترین تعداد اهداف ثبت‌شده در هرمزگان و سیستان‌و‌بلوچستان (هر کدام ۳ مورد) دیده می‌شود. پس از آن، تهران، کردستان و فارس (هر کدام ۲ مورد) و سپس مرکزی و یزد (هر کدام ۱ مورد) قرار می‌گیرند. این پراکندگی نشان می‌دهد که آسیب به تأسیسات، صرفاً محدود به یک محور جغرافیایی نبوده و در جنوب، جنوب‌شرق، غرب و مرکز کشور نیز گزارش شده است.

در میان اهداف غیرنظامی یا دوکاربرده ثبت‌شده، مواردی مانند فرودگاه مهرآباد، یک شهرک صنعتی، و نیز مدارس و یک سالن ورزشی کودکان دیده می‌شود. از منظر انسانی و حقوقی، ثبت آسیب به مراکز آموزشی و فضاهای مرتبط با کودکان اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این دسته از اهداف در ارزیابی‌های بعدی می‌تواند در تعیین ابعاد اثرگذاری حملات بر جمعیت غیرنظامی نقش مهمی داشته باشد.

در بخش محدودی از داده‌ها که وضعیت فعالیت پس از حمله ثبت شده، تصویر اولیه نشان می‌دهد که در ۴ مورد اطلاعات کافی برای ارزیابی وضعیت پس از حمله وجود داشته است. در این میان، ۳ مورد پس از حمله از چرخه فعالیت خارج شده‌اند (غیرعملیاتی شده‌اند) و ۱ مورد همچنان عملیاتی گزارش شده است. نکته قابل توجه این است که موارد غیرعملیاتی ثبت‌شده در این مرحله، عمدتاً به مراکز آموزشی کودکان مربوط می‌شوند.

از نظر راستی‌آزمایی، بخش عمده این موارد در مرحله‌ای قرار دارند که می‌توان آنها را نسبتاً پایدارتر از سایر بخش‌های داده دانست: ۱۲ هدف در وضعیت تأییدشده و ۲ مورد در وضعیت تأیید اولیه ثبت شده‌اند. همچنین در بخشی از موارد، شواهد تصویری (ویدئو) نیز در کنار گزارش‌های خبری وجود دارد که می‌تواند برای بررسی‌های تکمیلی و تطبیق میدانی اهمیت داشته باشد.

با این حال، داده‌های این بخش نیز هنوز کامل نیست. در اغلب موارد، برآوردی از تعداد افراد متاثر از آسیب به زیرساخت ثبت نشده و به همین دلیل در این مرحله نمی‌توان یک جمع‌بندی عددی قابل اتکا درباره دامنه اثرات انسانی غیرمستقیم (مانند اختلال در حمل‌ونقل، آموزش یا خدمات عمومی) ارائه کرد. همچنین ارزیابی اثرات محیط‌زیستی در بیشتر ثبت‌ها یا «بدون اثر» گزارش شده یا هنوز نیازمند تکمیل است.

در مجموع، تصویر اولیه این بخش نشان می‌دهد که حملات امروز علاوه بر اهداف نظامی، به زیرساخت‌ها و برخی مراکز غیرنظامی و آموزشی نیز آسیب رسانده‌اند. با تکمیل داده‌ها و روشن‌تر شدن وضعیت عملیاتی اهداف، انتظار می‌رود ارزیابی دقیق‌تری از شدت خسارت، پیامدهای خدماتی، و دامنه اثر بر جمعیت غیرنظامی در دسترس قرار گیرد.

بخش پنجم: اختلالات اینترنت و ارتباطات و اثر آن بر جریان اطلاعات

بر پایه داده‌های اولیه گردآوری‌شده از وضعیت ارتباطات، در روز حملات دست‌کم سه ثبتِ متمایز از اختلال اینترنت در سطح سراسری ثبت شده است؛ ثبت‌هایی که نه به‌عنوان سه رویداد جداگانه، بلکه به‌عنوان مراحل پی‌درپی یک اختلال ملی قابل خواندن‌اند. به همین دلیل، در این بخش از جمع‌زدن ساده این موارد به‌عنوان «سه قطعی مستقل» پرهیز شده تا تصویر نهایی به واقعیت نزدیک‌تر بماند.

این داده‌ها نشان می‌دهد که اختلال اینترنت در یک بازه زمانی کوتاه، از مرحله کاهش محسوس دسترسی به مرحله افت شدید اتصال ملی رسیده است. در نخستین ثبت، سطح اتصال اینترنت در ایران به حدود ۵۴ درصد وضعیت عادی کاهش یافته بود؛ رقمی که نشان‌دهنده اختلال گسترده، اما نه قطع کامل، در بخش‌هایی از کشور است.

تنها حدود ۲۳ دقیقه بعد، در ثبت بعدی، سطح اتصال ملی به حدود ۴ درصد وضعیت عادی سقوط کرده است؛ افتی بسیار شدید که عملاً نشان‌دهنده از کار افتادن بخش بزرگی از دسترسی عمومی به اینترنت در مقیاس کشور است. این فاصله زمانی کوتاه میان دو ثبت، نشان‌دهنده تشدید سریع اختلال در خلال ساعات اولیه بحران است.

در ثبت بعدی که در ساعات پایانی روز گزارش شده، از آفلاین بودن ۱۲ ساعته کشور پس از اعمال قطع سراسری اینترنت خبر داده شده است. این ثبت، در کنار دو داده قبلی، تصویری از یک الگوی چندمرحله‌ای ارائه می‌دهد: کاهش دسترسی، سقوط شدید اتصال، تداوم خاموشی/آفلاین‌بودن در مقیاس ملی.

از نظر دامنه جغرافیایی، هر سه ثبت موجود ماهیت ملی-سراسری دارند و محدود به یک استان یا شهر مشخص نیستند. همین ویژگی، اهمیت این بخش را دوچندان می‌کند؛ زیرا در شرایط حملات نظامی، اختلال سراسری اینترنت صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه مستقیماً بر جریان اطلاع‌رسانی، امکان راستی‌آزمایی میدانی، دسترسی شهروندان به اطلاعات ایمنی، و ارتباط خانواده‌ها با یکدیگر اثر می‌گذارد.

از منظر مستندسازی نیز، این وضعیت پیامد مهمی دارد: هرچه سطح اتصال پایین‌تر می‌آید، ثبت و ارسال شواهد میدانی (از جمله تصویر، ویدئو، و گزارش محلی) دشوارتر می‌شود و فاصله زمانی میان وقوع رخداد و ثبت-انتشار آن افزایش می‌یابد. به همین دلیل، انتظار می‌رود بخشی از داده‌های مربوط به تلفات و خسارات در ساعات و روزهای بعد، با رفع نسبی اختلالات، تازه وارد چرخه ثبت و راستی‌آزمایی شود.

در مجموع، تصویر اولیه این بخش نشان می‌دهد که همزمان با حملات، ایران با اختلال شدید و چندمرحله‌ای در اینترنت مواجه بوده؛ اختلالی که به‌احتمال زیاد بر کیفیت دسترسی به اطلاعات، سرعت امدادرسانی غیررسمی، و روند ثبت مستقل رخدادها اثر گذاشته است. با تکمیل داده‌ها و تطبیق زمان‌بندی اختلالات با سایر رخدادهای ثبت‌شده، می‌توان ارزیابی دقیق‌تری از رابطه میان زمان حملات و الگوی قطع ارتباطات ارائه کرد.

بخش ششم: واکنش‌ها و اظهارنظرها؛ غلبه نگرانی‌های حقوقی و انسانی در کنار هشدار امنیتی داخلی

بر پایه اظهارنظرهای ثبت‌شده در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، دست‌کم ۸ موضع‌گیری از سوی نهادهای بین‌المللی، مقام‌های دولتی، احزاب سیاسی و یک چهره فرهنگی درباره حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران منتشر شده است. مرور این مواضع نشان می‌دهد که بخش عمده واکنش‌ها بر سه محور اصلی متمرکز بوده‌اند: نگرانی درباره جان غیرنظامیان، تاکید بر موازین حقوق بین‌الملل و ضرورت کاهش تنش.

در میان این موضع‌گیری‌ها، سهم قابل توجهی به نهادهای بین‌المللی و بازیگران مرتبط با حقوق بشر و حقوق بشردوستانه اختصاص دارد. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران این حملات را نقض منشور ملل متحد و فاقد مجوز شورای امنیت توصیف کرده است. همچنین ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ضمن محکوم کردن حملات نظامی و حملات تلافی‌جویانه بعدی، نسبت به جان غیرنظامیان ابراز نگرانی کرده است. همزمان، رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نیز در واکنشی همسو با نگرانی‌های بشردوستانه، خواستار احترام فوری به قوانین جنگ شده است.

در سطح دولت‌ها نیز، واکنش‌ها عمدتاً بر نگرانی انسانی و ضرورت کاهش تنش متمرکز بوده است. وزارت امور خارجه ترکیه با انتشار بیانیه‌ای، نگرانی عمیق خود را درباره جان غیرنظامیان اعلام کرد. نخست‌وزیر اسپانیا نیز حمله نظامی آمریکا و اسرائیل را محکوم و بر کاهش فوری تنش‌ها در منطقه تاکید کرد. این الگو نشان می‌دهد که حتی در مواضعی که وارد بحث حقوقی تفصیلی نشده‌اند، نگرانی از گسترش بحران و تبعات انسانی آن محور اصلی واکنش‌ها بوده است.

در داخل ایران نیز یک واکنش رسمی با رویکردی متفاوت ثبت شده است. دادستانی با صدور هشدار، افرادی را که به گفته این نهاد در فضای مجازی و دیگر عرصه‌ها به «القای ترس، شایعه‌سازی یا تهدید امنیت شهروندان» اقدام کنند، مورد خطاب قرار داده است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که در کنار ابعاد نظامی و انسانی بحران، نهادهای داخلی بر کنترل روایت، مدیریت فضای عمومی و مقابله با شایعات نیز تمرکز کرده‌اند.

رسانه های خبری نزدیک به نهادهای امنیتی نیز با هشدار به منتقدان احتمالی داخلی، تهدید کردند که “یگان های ایست و بازرسی در سراسر کشور، مسلح شدند و مجوز قانونی برای شلیک گرفته اند.”

در مجموع، تصویر اولیه واکنش‌ها نشان می‌دهد که مواضع منتشرشده در این مرحله عمدتاً حول نگرانی از پیامدهای انسانی و حقوقی حملات شکل گرفته‌اند، در حالی که در داخل ایران، همزمان با این تحولات، رویکرد امنیتی نسبت به فضای اطلاع‌رسانی و روایت‌سازی نیز برجسته شده است. با ادامه تحولات و انتشار مواضع بیشتر از سوی دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، احتمالاً خطوط اصلی شکاف‌ها و همسویی‌های سیاسی در قبال این حملات روشن‌تر خواهد شد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید