خانه  > زنان, زندانیان  >  محاکمه پسر جوان متهم به قتل ناموسی مادر در دادگاه کیفری خراسان رضوی

محاکمه پسر جوان متهم به قتل ناموسی مادر در دادگاه کیفری خراسان رضوی

خبرگزاری هرانا – جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات یک پسر هجده ساله که مادر خود را با انگیزه ناموسی به قتل رسانده است، در دادگاه کیفری یک خراسان رضوی برگزار شد. متهم این پرونده مدعی است که با تحریک پدر بزرگ و اطرافیانش دست به این اقدام زده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خراسان، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پسری که پیشتر مادر خود را به قتل رسانده بود، برگزار شد.

براساس این گزارش، متهم این پرونده که هویت اختصاری او «علی.ی» هجده ساله گزارش شده است، چندی پیش در یکی از روستاهای استان خراسان رضوی به دلایل ناموسی مادر خود را قتل رسانده است. متهم به قتل اواخر هفته گذشته در شعبه ششم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی به ریاست قاضی هادی دنیا دیده و مستشاری علی اکبریان پای میز محاکمه ایستاد.

متهم در دفاعیات خود اظهار کرد: شب قبل از قتل، وارد یک مجلس عروسی در روستا شدم. پدرم در آن مجلس حضور نداشت و من به تنهایی قدم در جشنی گذاشتم که همه غرور و احساسم شکست. آن جا نگاه های مردم به من طور دیگری بود. احساس سرخوردگی می کردم گویی همه مهمانان عروسی با چشمانی خیره به من می نگریستند. نگاه های طعنه آمیز و سرزنش گونه آنان افکارم را به هم ریخت. ناگهان به یاد حرف ها و جملات تحریک آمیز پدر بزرگم افتادم که درباره مادرم بازگو می کردند. این حرف های تهمت گونه را قبلا هم شنیده بودم به همین دلیل دیگر نتوانستم این نگاه های وحشتناک را تحمل کنم. به یاد حرف های اطرافیانم افتادم که میگفتند “اگر قتل خانوادگی باشد، هیچی نمی شود” آن ها به من دلداری داده بودند حمایتم می کنند و اتفاقی برایم نمی افتد و …

قاضی از متهم پرسید: این افراد چه کسانی بودند که چنین جملاتی را به تو گفتند؟

پسر جوان پاسخ داد: همین سه نفری که در دادگاه حضور دارند. پدربزرگ و دو تن از عموهایم بودند! من با حرف ها دلگرم شدم؛ آن ها با مادرم ارتباطی نداشتند و حتی پدرم را هم به خاطر حمایت از مادرم به خانه خودشان راه نمی دادند! من هیچ تصوری از قتل و دعوا نداشتم! ولی وقتی تحت تاثیر حرف های تحریک آمیز آنان قرارگرفتم در فضای مجازی جست وجو کردم که چگونه می شود طناب دار درست کنم! البته در فیلم و سریال ها نحوه اعدام و شکل طناب دار را دیده بودم اما تا آن روز شناختی از این ماجرا ها نداشتم. خلاصه طنابی را که در گوشه اتاقم قرار داشت به دست گرفتم و به آرامی به طبقه پایین آمدم و یکسره سراغ مادرم رفتم. البته قبل از آن با مادرم درباره حرف هایی که پشت سرش می زدند، صحبت کردم ولی او نه تنها این ها را رد کرد بلکه به من هم ناسزا گفت که بیشتر عصبانی شدم.

متهم هجده ساله افزود: وقتی با طناب پایین آمدم او همچنان مشغول کار بود که ناگهان طناب را از پشت سر به دور گردنش انداختم و آن را کشیدم. سپس او را در همان حال از پله ها بالا بردم و بقیه طناب را هم از پشت سر به دستانش گره زدم. با آن که او مادرم بود و مرا دوست داشت. او مرا بزرگ کرده بود ولی من آن قدر عصبانی شدم که حال خودم را نمی فهمیدم. البته طناب دستانش را کمی شل بستم تا بتواند خودش را نجات دهد چون قصد قتل او را نداشتم و نمی خواستم بلایی سرش بیاید. فقط به قصد گرفتن «زهر چشم» چنین کاری کردم!

وی افزود: پس از این ماجرا از خانه بیرون زدم و به منزل پدربزرگ پدری ام رفتم. دو تن از عموهایم نیز آن جا بودند. وقتی ماجرای قتل مادرم را برای مادربزرگم بازگو کردم، او مرا از خانه بیرون کرد و گفتند که ما حوصله شر نداریم! با تعجب به آن ها می نگریستم چرا که تصور می کردم آن ها از من حمایت می کنند! دیگر حیرت زده مانده بودم و نمی دانستم چه کنم! سوار پراید پدرم شدم و از خلیل آباد کاشمر به طرف بجستان به راه افتادم. گوشی تلفنم را هم خاموش کرده بودم می خواستم به سیستان و بلوچستان فرارکنم که در مسیر راه نیروهای انتظامی محاصره ام کردند و دستگیر شدم .

متهم در جواب به این سوال قاضی که “چگونه تحت تاثیر تحریک خانواده پدربزرگت قرارگرفتی”، پاسخ داد: حدود ۲ ماه بود که همه سرزنشم می کردند و می گفتند مانند پدرت بی غیرت هستی! حرف های آن ها بر روح و روانم تاثیر می گذاشت که باید بلایی به سر مادرم بیاورم!

در ادامه جلسه محاکمه، پدربزرگ متهم در جایگاه متهمان ایستاد و رئیس دادگاه با تفهیم اتهام معاونت در قتل عمد، از وی خواست از خودش دفاع کند. وی گفت: من پسرم را از حدود دو ماه قبل زمانی “عاق” کردم که او با همسرش آشتی کرد. آن ها با هم قهر بودند و اختلاف داشتند ولی روزی که فهمیدم آشتی کرده اند و دوباره به زندگی مشترک خودشان ادامه می دهند، دیگر خودم و خانواده ام ارتباطمان را به طور کامل با پسرم و عروسم قطع کردیم به طوری که تاکنون هیچ گاه نه او را دیده ام و نه با اعضای خانواده اش صحبتی کرده ام…

در پایان رئیس دادگاه و مستشاران وارد شور شدند تا به زودی رای خود را درباره این پرونده صادر کنند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید