خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]
امروز شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹, 14th of August 2020      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۹/۰۳/۳۱ ساعت ۲۰:۴۸:۰۷

    خانه  > سایر گروهها, کودکان  >  کودک آزاری؛ اقدام به خودکشی دختر ۱۳ ساله در کرمان برای رهایی از ازدواج اجباری

کودک آزاری؛ اقدام به خودکشی دختر ۱۳ ساله در کرمان برای رهایی از ازدواج اجباری

خبرگزاری هرانا – یک دختر ۱۳ ساله در روستای جعفر آباد کرمان که توسط عموی خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، دست به خودکشی زد. ضرب و شتم زهره توسط عمویش به دلیل مقاومت او در مقابل ازدواج اجباری صورت گرفته بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک دختر ۱۳ ساله در روستای جعفر آباد کرمان دست به خودکشی زد.

دور بی بی، مادر زهره در این خصوص گفت: “شوهر من ۹ سال است که به رحمت خدا رفته و پولی برای امرار معاش نداریم. اما تمام تلاشم را می کنم که با یارانه زندگی را بگذرانیم و دو دختر نوجوانم طعم بی پدری را نچشند. عموهای زهره می خواهند او به اجبار با پسر عمویش ازدواج کند. اما زهره نمی خواهد ازدواج کند. چند بار دخترکم را کتک زده اند و حتی زمانی که خواستم جلوی آنها را بگیرم، مرا نیز کتک زدند و تهدید کردند که باید از خانه ام بروم”.

وی افزود: “به دلیل فشار زیادی که به زهره آوردند تا او را مجبور به ازدواج با پسرعمویش کنند، او قرص خورد تا خودش را بکشد؛ اما تا رسیدم آمبولانس را خبر کردم. زهره یک هفته بیمارستان بود تا بهتر شد ولی زمان مرخص شدن دکتر توصیه کرد برای ادامه درمان او را نزد روانپزشک ببرم اما من پولی در بساط ندارم. دخترکم از عموهایش می ترسد و نمی خواهد به زور و اجبار ازدواج کند”.

این مادر که دو دختر را سرپرستی می کند، ادامه داد: “چند بار شکایت کرده ام اما هنوز دستم به جایی بند نیست. دخترم از نظر روحی بسیار آسیب دیده است. سه دختر دارم. دختر اولم در ۱۳ سالگی عروس خاله ام شد. زهره هم الان ۱۳ ساله است. خودش می گوید من می خواهم درس بخوانم اما عموهایش می خواهند به زور عروسش کنند. چند بار به منزل ما آمده اند و هم زهره و هم مرا کتک زده اند. به دادگاه و کلانتری شکایت کردیم اما هنوز امنیت جانی نداریم. آنها می خواهند خانه ام را از من بگیرند و هم دخترم را و بعد مرا به زور از خانه بیرون کنند. دادگاه اول را رفتیم ولی آنها نیامدند. آنها هم به شورای حل اختلاف مراجعه کرده اند. بعد از شکایت نیز دو روز پیش دوباره عموها و زن عموها و ۱۰ نفری جمع شدند و به خانه ما آمدند و مرا و دخترم را کتک زدند. الان فقط این راه حل به ذهنم می رسد که دخترانم را بردارم و از اینجا فرار کنم”.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید