خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > زنان, سایر گروهها  >  تن فروشی به خاطر یک لقمه نان؛ گزارشی از وضعیت ناگوار زنان بی خانمان در جنوبی ترین منطقه تهران

تن فروشی به خاطر یک لقمه نان؛ گزارشی از وضعیت ناگوار زنان بی خانمان در جنوبی ترین منطقه تهران

خبرگزاری هرانا – زنان بی خانمان ساکن جنوبی‌ترین منطقه تهران در شرایط بسیار ناگواری روز خود را شب می‌کنند. برخی از آنها در چادرهای مسافرتی سکونت دارند و برخی دیگر با یک زیرانداز زیر آفتاب گیرها یا همان آلاچیق‌های آهنی زندگی می‌کنند. اکثر آنها ساکنان اطراف مقبره آیت‌الله خمینی و بهشت زهرا هستند. این گزارشی به وضعیت زنان بی‌خانمان این منطقه پرداخته است. یکی از زنان کارتن‌خواب این منطقه میگوید که “شاید باورتان نشود اما چند وقت پیش بعد از دو روز دل ضعفه و گرسنگی مجبور شدم تن به خواسته جنسی سه مرد بدهم. مردم وقتی می‌فهمند که ما اینجا زندگی می‌کنیم به ما کار نمی‌دهند. اینجا زنان و مردانی هستند که به آخر خط رسیده‌اند”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، خبرگزاری رکنا در گزارشی به وضعیت زنان بی‌خانمان در جنوبی‌ترین منطقه تهران پرداخته است.

ثریا، یکی از زنان بی خانمانی است که از سرنوشت و رنجهای تکان دهنده خود و دیگر زنان کارتن خواب این منطقه سخن گفته است. ثریا می‌گوید از کودکی از قبر می‌ترسید اما دیگر همه جاهایی که در سرما و باران جان پناه آنها است، تفاوتی با داخل قبر ندارند.

ثریا می‌گوید : “اینجا اعتیاد و موادمخدر بیداد می‌کند. بیا با هم راه برویم. ببین چقدر معتاد این اطراف هستند و دارند مواد مخدر مصرف می‌کنند. در مقبره آیت‌الله خمینی روزهای خاصی غذا پخش می‌شود. البته همیشگی نیست… شاید باورتان نشود اما چند وقت پیش بعد از دو روز دل ضعفه و گرسنگی مجبور شدم تن به خواسته ۳ مرد بدهم. اصلا شده که دو روز دل‌ضعفه داشته باشی و خودت را فقط با آب سیر کنی؟ هیچ وقت فکر نمی‌کردم برای یک ساندویچ فلافل شب تاریک داخل قبرها تن به خواسته‌های جنسی سه مرد بدهم. اینجا که باشی آدم‌های عجیب و غریب زیاد می‌بینی بعضی مردها در قبرها هم به خواسته‌هایشان می‌رسند. گاهی اوقات بخاطر دلایلی نمی‌گذارند که اینجا بمانیم. خیلی زرنگ باشیم در گوشه و کنار پنهان می‌شویم و شب‌ها به راهروهای کنار توالت‌ها پناه می‌بریم. بعضی که زرنگ نیستند مجبور می‌شوند از پول کارت متروی خود کم کنند و به پارک های شهر پناه ببرند. اما پارک‌ها برای زن‌ها زیاد امن نیست. اینجا یک جورایی مثل محله خودمان شده و همدیگر را می‌شناسیم و اگر مشکلی پیش بیاید، هستند کسانی که به ما کمک کنند. اینجا خانه ما است”.

ثریا دنبال کار است و تاکید می‌کند: “اگر کار ظرفشویی هم پیدا کنم هم می‌روم. اما مردم وقتی می‌فهمند ما اینجا زندگی می‌کنیم به ما کار نمی‌دهند. اینجا زنان و مردانی هستند که به آخر خط رسیده‌اند”.

او در پاسخ به این سوال که چرا خود را به جمعیت زنان معرفی نمی‌کند؟ می گوید: “همین مدد اجتماعی را می گویید؟ اینجا همیشه بسته است. سه سال پیش یک خانمی آمد اینجا گفت عضو شورای شهر است. عطرش آدم را مست می‌کرد. با او حرف زدیم. اما چه اتفاقی افتاد؟ هیچی. ما هنوز اینجا هستیم. جزو آمارها به حساب نمی آییم. خیلی‌ها اینجا شناسنامه ندارند”.

یکی دیگر از زنان که مجبور شده است در این منطقه زندگی کند می‌گوید: “همه دارایی زندگی‌ام را در یک کوله جا داده‌ام. اگر بخواهیم وارد مقبره آیت‌الله خمینی بشویم باید کوله یا ساک هایمان را به امانتداری آنجا بسپاریم. امانتداری هم بیشتر از ۳ ساعت وسایلمان را نگه نمی‌دارد. وقتی خیلی سرد باشد و نتوانیم سرما را تحمل کنیم، سه ساعت وسایلمان را به امانت داری می‌دهیم و داخل حرم می‌رویم. کمی گرم می‌شویم و دوباره برمی‌گردیم. اگر بیشتر از ۳ ساعت در حرم بمانیم، با بدبختی می‌توانیم وسایلمان را پس بگیریم”.

در این گزارش آمده است؛ در بررسی های میدانی مشخص شد مسئولان سازمان‌های حمایتی مانند بهزیستی و … در ساماندهی زنان و مردان بی خانمان و گرسنه مقصران اصلی هستند. آیا سبد معیشتی به بی خانمان‌ها و کارتن خواب‌ها هم می رسد؟

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید