خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > اعدام  >  بخشش ۲ محکوم به مرگ همزمان با صدور و تایید ۳ حکم اعدام

بخشش ۲ محکوم به مرگ همزمان با صدور و تایید ۳ حکم اعدام

خبرگزاری هرانا – دو زندانی در تهران و نقده که پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده بودند، با رضایت اولیای دم از مرگ نجات یافتند. همچنین دو زندانی دیگر در تهران در دو پرونده جداگانه از بابت اتهام “قتل” توسط شعبه های دهم و دوم دادگاه کیفری استان تهران، به اعدام محکوم شدند. بنا بر خبری دیگر، حکم محکومیت یک زندانی که پیشتر توسط شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران از بابت اتهام “تجاوز” به اعدام، ۱۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود، در دیوان عالی کشور تایید شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه ایران، زندانی جوان که متهم است، به خاطر اختلاف بر سر معامله یک ملک ۵ میلیاردی مرتکب قتل شده، در حالی که فقط چند قدم با اجرای حکم قصاص فاصله داشت موفق شد از خانواده مقتول رضایت بگیرد.

بر اساس این گزارش، عصر ۲۱ آذر سال ۹۳ گزارش ناپدید شدن پیرمردی ثروتمند به پلیس اعلام شد. پسر پیرمرد مدعی بود که پدرش به تازگی یک ملک ۵ میلیارد تومانی را فروخته است و او به خریدار ملک که مرد جوانی به‌نام احمد است شک دارد.

بدین ترتیب احمد بازداشت شد، مرد ۴۰ ساله در تحقیقات اولیه مدعی شد که صبح روز ناپدید شدن پیرمرد او را دیده و بعد از آن دیگر خبری ندارد. اما اظهارات ضد و نقیض مرد جوان باعث شد که پلیس بیشتر به او شک کند و تحقیقات از او ادامه یافت.

در نهایت متهم جوان به قتل و سوزاندن جسد پیرمرد اعتراف کرد. مأموران راهی باغ مورد نظر شده و جسد مرد ثروتمند پیدا شد. با بازسازی صحنه قتل از سوی مرد جوان و تکمیل تحقیقات پرونده این پرونده به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.

با درخواست اولیای دم برای اعدام، متهم جوان پای میز محاکمه رفت و با درخواست بخشش از سوی اولیای دم گفت: “سال‌ها بود که در کار ساخت و ساز فعالیت داشتم و با یک گروه که ملک‌های گرانقیمت را در قبال اجناس نفیس مانند فرش معاوضه می‌کردند آشنا شده بودم. من ملک پیرمرد را وکالتی از او خریدم و در عوض یک چک ضمانت ۵ میلیاردی به او دادم. قرار شد بعد از معاوضه ملک، فرش‌های نفیس را بفروشم و پول ملک را به پیرمرد بپردازم اما وقتی یک کارشناس را برای ساخت و ساز به آنجا بردم گفت این ملک روی تپه قرار گرفته و موقعیت ساخت و ساز ندارد. از شنیدن این موضوع شوکه شده بودم به همین خاطر با پیرمرد تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم”.

این متهم افزود: “وقتی شنید از معامله منصرف شده‌ام عصبانی شد و به دیدنم آمد و از شدت عصبانیت به صورتم مشت زد. من هم با دستم گردن او را گرفتم. همان موقع کنترل ماشین از دستم رها شد و با جدول کنار خیابان برخورد کرد. پیرمرد شربتی را که همراه داشت نوشید و حالش بد شد. دیگر نفس نمی‌کشید از ترسم جنازه‌اش را به باغی در کرج که پاتوق معتادان بود بردم”.

درخواست اولیای دم برای اعدام و اعترافات متهم جوان به قتل و مدارک موجود در پرونده باعث شد تا دادگاه حکم اعدام را برای مرد جوان صادر کند. با صدور این حکم، پرونده به دیوانعالی کشور ارجاع شد و این رأی به تأیید قضات دیوانعالی کشور درآمد.

با تأیید حکم، پرونده به دادسرای جنایی تهران ارجاع شد و مرد جوان در چند قدمی چوبه دار قرار گرفته بود که واحد صلح و سازش دادسرای جنایی تهران وارد عمل شد.

در نهایت زندانی جوان موفق شد با پرداخت دیه، از اولیای دم رضایت بگیرد و از چند قدمی مرگ به زندگی بازگردد.‌

رهایی از اعدام یک زندانی در نقده

به گزارش موکریان، متهم به اعدام در نقده از چوبه دار رهایی یافت.

سلطانی رییس دادگستری شهرستان نقده گفت: “حکم اعدام این متهم در نقده بر اساس احکام صادره و با تأیید دیوان عالی کشور ابلاغ شده بود”.

وی افزود: “این فرد به به جهت ارتکاب قتل یک زن ۵۸ ساله به اعدام محکوم شده بود که امروز توسط اولیای دم پرونده بخشیده شد. متهم در سال ۹۴ در پی اختلاف خانوادگی مادر زن خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود”.

به گفته سلطانی؛ حکم اعدام متهم به قتل، از سوی شعبه دادگاه کیفری یک مهاباد صادر و جهت اجرا به شعبه اجرای احکام کیفری نقده ارسال شده بود نهایتاً با تلاشها و پیگیری های مستمر شعبه اجرای احکام کیفری نقده و انجمن حمایت از زندانیان این شهرستان و رضایت اولیاء دم پرونده منتهی به صلح و سازش شد.

صدور حکم اعدام برای یک متهم در تهران

به گزارش روزنامه ایران، یک زندانی که متهم است، نیمه شب با ورود به خانه همسایه مرد صاحبخانه را به قتل رسانده بود پس از محاکمه در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به اتهام قتل به اعدام محکوم شد”.

بر اساس این گزارش، این کارگر ساختمانی که شب‌ها در یک ساختمان نیمه ساز می‌خوابید نیمه شب نقابی به صورتش زد تا با ورود به یک خانه ویلایی خود را به زن جوان همسایه برساند اما به محض ورود به اتاق خواب، مرد صاحبخانه از خواب پرید و هنگامی که با هم گلاویز شدند، مرد با ضربات چاقو او را کشت و سپس از روی دیوار خانه پا به فرار گذاشت.

کارآگاهان جنایی هنگامی که در محل حضور یافتند در نخستین مرحله تحقیقات دریافتند مرد نقابدار کارگر ساختمان روبه‌روی خانه ویلایی است که هنگام  گلاویز شدن با مرد صاحبخانه نقاب از صورتش افتاده و زن جوان او  را دیده بود. مأموران پلیس با انجام تحقیقات و چهره نگاری توانستند یک روز بعد متهم را دستگیر کنند و این متهم در بازجویی به قتلی که مرتکب شده بود اعتراف کرد.

پس از صدور کیفرخواست متهم به قتل که یک جوان افغانستانی بود در شعبه دهم دادگاه کیفری محاکمه شد و در ابتدای جلسه همسر مقتول به نیابت از فرزند خردسالش گفت: “من خواستار اعدام متهم به قتل همسرم هستم. او زندگی‌ام را نابود کرد. پسرم تازه به دنیا آمده بود که این مرد شوهرم را کشت و او را یتیم کرد. برادر همسرم از محل کار شوهرم ماهانه پانصد هزار تومان برای معیشت من و فرزندم پول واریز می‌کند و من هم‌اکنون با پسرم نزد پدر و مادرم در سلماس زندگی می‌کنیم و زندگی را به سختی می‌گذرانیم”.

بعد هم خواهران و برادران مقتول خواستار اعدام متهم شدند.

آنگاه متهم در حالی که هیچ دفاعی از خودش نداشت اتهام قتل را پذیرفت و گفت: “من قصد کشتن آن مرحوم را نداشتم اما آن شب وقتی او و زنش چهره مرا دیدند و با هم درگیر شدیم ناخواسته او را کشتم. من کارگر ساختمان هستم نمی‌دانم چرا آن شب شیطان مرا وسوسه کرد و اینگونه زندگی‌ام تباه شد”.

در پایان محاکمه، قاضی قربانزاده و مستشارش وارد شور شده و متهم را به اعدام محکوم کردند.‌

صدور حکم اعدام برای یک زندانی در تهران

به گزارش رکنا، یک زندانی که متهم است، برای به قتل رساندن شوهر سابق یک زن با او همکاری کرده بود، از سوی دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد.

بر اساس این گزارش، این قتل شامگاه ۱۳ آبان سال ۹۴ در خانه محمدرضا ۶۰ ساله واقع در آجودانیه تهران اتفاق افتاد.

با افشای این ماجرا پلیس در نخستین گام از تحقیقاتش همسر سابق محمدرضا به نام مهرنوش را بازداشت کرد. این زن ادعا کرد از نحوه مرگ شوهر سابقش بی اطلاع است ولی در بازجویی های بعدی به طراحی نقشه قتل خانوادگی با همدستی پدرش و دختر نوجوانش به نام آریسا و یک وکیل دادگستری به نام احمد و دوستش اعتراف کرد.

این زن ۳۸ ساله گفت: “من و همسرم اختلاف سنی زیادی با هم داشتیم به همین دلیل هیچ وقت رابطه مان با هم خوب نبود. او مدتی قبل مدارکی علیه من جور و ادعا کرد من با افراد غریبه در ارتباط هستم. به همین دلیل مرا طلاق داد. می‌خواستم هر طور شده حضانت دختر و پسرم را قبول کنم اما او حاضر نبود سرپرستی فرزندانم را به من بدهد. به همین خاطر ماجرا را به پدرم گفتم. پدرم با وکیل دادگستری به نام احمد که دوست او بود مشورت و احمد پیشنهاد قتل شوهرم را مطرح کرد. قرار بود پدرم در ازای کشتن شوهرم ۳۰۰ میلیون تومان به احمد بدهد. پدرم ۱۰۰ میلیون تومان هم به عنوان پیش پرداخت به او داد”.

این زن در تشریح جزئیات ماجرا گفت: “آن شب تولد پسرم بود. دختر ۱۳ساله‌ام از خانه بیرون آمد و به من پیامک فرستاد و گفت در خانه را باز گذاشته است. طبق نقشه، احمد و دوستش حبیب وارد خانه شوهرم شدند و با همدستی یکدیگر او را خفه کردند. همان زمان سند خانه شوهرم را که از قبل برداشته بودم در اختیار احمد گذاشتم و او توانست خانه شوهرم را به ارزش دو میلیارد تومان با سند جعلی بفروشد”.

با اظهارات این زن احمد و حبیب بازداشت شدند و مشارکت در قتل را گردن گرفتند.

احمد ۳۳ ساله گفت: “من و حبیب طبق نقشه وارد خانه محمدرضا شدیم. او به محض روبه‌رو شدن با ما شوکه شد که من دستمال گردن او را باز کردم و دور گردنش پیچیدم و حبیب هم دهان و بینی او را با دستانش گرفت تا خفه شد. حبیب نیز مشارکت در قتل را پذیرفت و به همدستی در قتل اعتراف کرد”.

پدر مهرنوش هم اتهام معاونت در قتل را پذیرفت و گفت: “من به خاطر دخترم حاضر شدم به وکیل دادگستری پول بدهم تا شوهرش را از میان بردارد”.

دختر ۱۳ ساله قربانی نیز گفت: “می‌خواستم با مادرم زندگی کنم به همین دلیل حاضر شدم با او همکاری کنم”.

با اعتراف متهمان برای احمد و حبیب به اتهام مشارکت در قتل و برای مهرنوش، پدر و دخترش به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر و پرونده شان به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و آن‌ها به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار از خود دفاع کردند.

در این جلسه اولیای دم برای متهمان حکم اعدام خواستند. اما دختر قربانی که حالا ۱۷ سال دارد به قضات دادگاه گفت: “من از متهمان هیچ شکایتی ندارم ولی باور کنید از این ماجرا اطلاع نداشتم و نمی‌دانستم مادرم نقشه قتل پدرم را کشیده است. من در آگاهی اذیت شدم و به همین دلیل معاونت در قتل پدرم را پذیرفتم”.

سپس حبیب به دفاع پرداخت و گفت: “من هیچ نقشی در این ماجرا نداشتم و مشارکت در قتل را قبول ندارم”.

وقتی احمد در جایگاه ویژه ایستاد گفت: “من وکیل دادگستری هستم. وقتی مهرنوش بازداشت شد بی دلیل مرا به عنوان متهم به قتل شوهرش معرفی کرد. من بی گناهم و فقط اتهام جعل سند و فروش مال غیر را قبول دارم. مهرنوش سند خانه شوهرش را به من داد و من آن را برایش با سند جعلی فروختم”.

پدر زن قربانی نیز گفت: “من کارخانه دار هستم و نیاز مالی نداشتم تا بخواهم به خاطر تصاحب اموال دامادم نقشه قتل او را بکشم. من هیچ انگیزه‌ای برای قتل داماد سابقم و فروش اموال او نداشتم و نمی‌دانم چه کسی او را کشته است”.

وی به قضات دادگاه گفت: “پلیس به دلیل این که گوشی موبایل من در منطقه کشته شدن دامادم آنتن دهی داشته است مرا بازداشت کرد. اما خانه من در نزدیکی خانه دخترم قرار داشت و طبیعی بود که موبایلم در آن منطقه آنتن‌دهی داشته باشد. من هیچ پولی به وکیل دادگستری ندادم و او را برای کشتن دامادم اجیر نکردم”.

مهرنوش آخرین متهمی بود که از خود دفاع کرد. وی گفت: “اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. من در آگاهی تحت فشار روانی بودم که با طراحی نقشه قتل اعتراف کردم”.

در پایان جلسه هیئت قضایی وارد شور شد و سپس احمد را به اعدام، حبیب را به خاطر معاونت در قتل به ۱۵ سال زندان، مهرنوش را به پنج سال و پدرش را به دو سال زندان محکوم کرد. دختر قربانی نیز از همدستی در این ماجرا تبرئه شد.

تایید حکم اعدام یک زندانی در تهران

به گزارش رکنا، دیوان عالی کشور حکم اعدام یک زندانی را که متهم است، یک دختر نوجوان را در جوی آب مورد تجاوز قرار داده ‌بود، تأیید کرد.

بر اساس این گزارش، مرداد دو سال قبل مردی به همراه نیلوفر دختر ۱۶ ساله‌اش به پلیس مراجعه کرد و گفت دخترش مورد آزار و اذیت یک جوان قرار گرفته ‌است. این مرد گفت وقتی از دخترش که به‌شدت آشفته به خانه آمده بود، پرسش کرد متوجه شد او آزار دیده ‌است.

پلیس از دختر نوجوان بازجویی کرد. او گفت: “من از مدرسه به خانه می‌آمدم که حوالی یکی از ایستگاه‌های مترو در شرق تهران مردی به من حمله کرد. او من را داخل جوی آب انداخت و مورد آزار و اذیت قرار داد. من با ترس و التماس از دستش فرار کردم، می‌خواست من را بکشد اما التماس کردم و از او خواستم این کار را نکند و گفتم به کسی چیزی نمی‌گویم. مرد جوان قبول کرد رهایم کند و زمانی که کسی آن اطراف نبود، به من گفت از جوی بیرون بیایم و بروم. وقتی به خانه رفتم لباس‌هایم پاره و کثیف شده و حال خودم خیلی بد بود، موضوع را به پدر و مادرم گفتم و آنها تصمیم گرفتند شکایت کنند”.

با شکایت این دختر و والدینش تحقیقات مأموران آغاز شد، اما سرنخی از عامل این تجاوز به دست نیامد تا اینکه مدتی بعد پدر دختر نوجوان به مأموران گزارش داد پسر متجاوز را شناسایی کرده است. مأموران خود را به محل رساندند و جوان موتورسواری را که پدر دختر نوجوان شناسایی کرده و با مشخصاتی که دختر نوجوان داده ‌بود همخوانی داشت، مشاهده کردند. به این ترتیب مأموران متهم را بازداشت کردند. او در تحقیقات به تجاوز به دختر نوجوان اعتراف کرد اما وقتی در برابر قضات قرار گرفت آن را انکار کرد.

با توجه به اینکه در پرونده‌های تجاوز، قضات دادگاه کیفری از مراحل ابتدای بازجویی باید تحقیقات را انجام دهند، پرونده در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت.

بعد از انجام بازجویی‌ها و پایان آن متهم برای محاکمه آماده ‌شد. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده، دختر نوجوان در جایگاه قرار گرفت.

او درخواست مجازات متهم را کرد و گفت: “من داشتم از مدرسه برمی‌گشتم که مورد حمله مرد جوان قرار گرفتم. خیلی به او التماس کردم اما قبول نکرد. او از پشت‌سر به من حمله کرد من را داخل جوی آب انداخت و مورد تجاوز قرار داد. بعد از این حادثه پیش روان‌پزشک می‌روم تا شاید حالم بهتر شود، اما زندگی برایم یک کابوس است. نمی‌توانم تنها به خیابان بروم. از همه می‌ترسم و فقط در خانه احساس امنیت می‌کنم و وضعیت روحی خوبی ندارم. خانواده‌‌ام میلیون‌ها تومان هزینه کرده‌اند تا کمی حالم بهتر شود، اما اصلا تأثیر ندارد حتی این موضوع روی درس خواندنم هم تأثیر گذاشته ‌است”.

دختر نوجوان گفت: “پدرم من را به مدرسه می‌برد و می‌آورد و من از اتفاقی که برایم افتاده ‌است، خجالت می‌کشم. در مدرسه با هیچ‌کس در این باره صحبت نکرده‌ام و هربار که برای دادگاه می‌آیم به معلم‌ها می‌گویم برای رفتن به دکتر باید از مدرسه مرخصی بگیرم. من خیلی وضع روحی بدی دارم”.

سپس پدر دختر در جایگاه قرار گرفت. او درباره اینکه متهم را چطور شناسایی کرد، گفت: “وضعیت روحی دخترم آن‌قدر بد بود که نمی‌توانستم دست روی دست بگذارم. کارم را رها کردم و از صبح تا شب در منطقه‌ای که دخترم مورد تعرض قرار گرفته بود، قدم می‌زدم. مدت‌ها این کار را کردم تا اینکه جوانی را با همان مشخصاتی که دخترم داده و همان موتوری که دخترم دیده ‌بود، شناسایی کردم. وقتی مطمئن شدم خودش است که آن پسر به زنی جوان حمله کرد و او را داخل جوی آب انداخت. بلافاصله به پلیس ۱۱۰ زنگ زدم و خودم هم به کمک آن زن رفتم و بعد هم پسر جوان را گرفتم و منتظر پلیس شدم. این جوان افغانستانی است. وقتی صحبت کرد از لهجه‌اش این را فهمیدم”.

در ادامه نوبت به متهم رسید. او اتهام را رد کرد و گفت: “من با این دختر کاری نکردم و هرچه می‌گویند دروغ است، من فقط او را به داخل جوی آب پرت کردم تا کیفش را سرقت کنم. من کیف این دختر را برداشتم و قبول دارم”.

سپس وکیل مدافع متهم در جایگاه قرار گرفت و دفاعیات خود را مطرح کرد. پسر جوان با اینکه منکر همه‌چیز بود، اما بعد از دادگاه به پای دختر جوان افتاد و درخواست بخشش کرد.

قضات در پایان جلسه دادگاه وارد شور شدند و با توجه به همه شواهد از جمله اعتراف اولیه متهم، نظریه پزشکی قانونی درباره تأیید تجاوز به دختر نوجوان و سایر دلایل موجود در پرونده متهم را به اعدام، ۱۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کردند. رأی صادرشده مورد اعتراض متهم قرار گرفت اما در نهایت از سوی دیوان عالی کشور تأیید شد. این پرونده برای طی‌کردن مراحل دیگر قضائی و اجرای حکم به دادسرای جنایی تهران ارسال شد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید