خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷, 19th of November 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۷/۰۷/۳۰ ساعت ۱۸:۲۸:۱۶

    خانه  > سایر گروهها  >  ادامه‌ی دردهای “لقمان وحید”؛ کولبری هستم قربانی “مین” که نزدیک است عفونت به تمام تنم سرایت کند

ادامه‌ی دردهای “لقمان وحید”؛ کولبری هستم قربانی “مین” که نزدیک است عفونت به تمام تنم سرایت کند

خبرگزاری هرانا – “لقمان وحید” کولبرِ اهلِ شین آباد پیرانشهر که اسفند ماه سال گذشته روی مین رفته، از ادامه نگرانی‌ها و رنج‌های معیشتی خود می‌گوید. او که یک پایش را در حادثه مین از دست داده و چشمانش به شدت آسیب دیده، توانسته هزینه‌های عمل قرنیه را با هزار مکافات جور کند و چشمانش را عمل کند اما هنوز روند درمانِ پرهزینه برای او ادامه دارد. لقمان نگران آینده است؛ آینده‌ای که اگر نتواند پاهایش را عمل کند، همه زندگی و سلامتی‌اش به خطر می‌افتد؛ لقمان می‌گوید که “نمی‌خواهم فرزندانم بی‌پدر شوند؛ شما بگویید به کجا پناه ببرم؟!”.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، لقمان وحید، کولبر قربانی مین، از پرداخت هزینه‌های عمل جراحی پا ناتوان است؛ چراکه هیچ بیمه حمایتی یا پوشش اجتماعی شامل حال او نمی‌شود.

وحید می‌گوید: “دو مشکل اساسی داشتم؛ یکی جریمه‌ی «ردِ مرز» که آن را در دادگاه ارومیه، بخشیدند و خوشبختانه از پرداخت جریمه با کمک وکلای دادگستری خلاص شدم اما مشکل بزرگ دیگری که دارم، موضوع هزینه جراحی عفونت پا هست”.

لقمان وحید باید پاهایش را عمل کند وگرنه عفونت به همه اندام‌هایش سرایت خواهد کرد؛ این عمل جراحی نیز چند ده میلیون تومان هزینه دارد اما این کولبر بینوا، فاقد یک بیمه درمانی ساده است و نمی‌داند چگونه باید این هزینه‌ها را تامین کند. از آنجا که آن سوی مرز روی مین رفته، مشمول پرداخت سهمیه جانبازی و بازماندگان ادوات جنگی نمی‌شود؛ پرونده او به همین علت در کمیسیون ماده یک، مختومه شده‌ است.

او که همسرش نیز یک کشاورز روزمزد با روزی چهل هزار تومان درآمد است، می‌گوید: “بحث بیمه کولبران به سرانجام نرسید؛ ما کولبران بین زمین و آسمان آویزانیم؛ نمی‌دانم چطور هزینه‌های درمان را بپردازم؛ آن بار برای عمل قرنیه چشم، مردم و فعالان مدنی به من کمک کردند؛ باید باز دست به دامان مردم و خیرین شوم؛ ما را که از زور بی‌پولی مجبور به کولبری و تحمل خطرها شده‌ایم، مجرم می‌دانند؛ می‌گویند «قاچاقچی»؛ درحالیکه فقط به دنبال راهی برای تامین هزینه‌های زندگی هستیم؛ مطمئن باشید اگر راهی بود، سراغ کولبری نمی‌رفتیم”.

لقمان نگران آینده است؛ آینده‌ای که اگر نتواند پاهایش را عمل کند، همه زندگی و سلامتی‌اش به خطر می‌افتد؛ می‌گوید: “نمی‌خواهم فرزندانم بی‌پدر شوند؛ شما بگویید به کجا پناه ببرم؟!”

هرانا پیشتر گزارش کرده بود، لقمان وحید، کولبری حدودا سی ساله، اهلِ شین آباد پیرانشهر است، کولبری که یک چشم و یک پایش را در اثر انفجار مین از دست داده، می‌گوید که “فقط انجمن‌های مدنی سراغم را گرفتند”. زندگیِ این روزهایش مکافات است، مکافاتِ بار بر پشت نهادن، کول بردن، مکافات اینکه خواسته لقمه‌ای نان از دل کوه‌های پیرانشهر بیرون بکشد تا تن بچه‌هایش لخت نماند، تا سفره‌شان، نان خالی و به قول خودش نمک داشته باشد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید