خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷, 23rd of July 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۷/۰۴/۲۰ ساعت ۲۰:۲۱:۰۲

    خانه  > اعدام  >  مهلت برای جلوگیری از اعدام یک زن/ ۴ زندانی از اعدام رهایی یافتند

مهلت برای جلوگیری از اعدام یک زن/ ۴ زندانی از اعدام رهایی یافتند

خبرگزاری هرانا – زن جوان که متهم است هفت‌سال قبل شوهر معتادش را به قتل رسانده قبل از اجرای حکم موفق به گرفتن مهلت از اولیای‌دم شد. متهم در صورتی که نتواند در مهلت تعیین شده رضایت اولیای‌دم را جلب کند اعدام خواهد شد. بنابر خبری دیگر، روابط عمومی زندان مرکزی اراک اعلام کرد که یک زندانی که به اتهام “قتل” مدت ۱۳ سال در زندان به سر می‌برد با گذشت خانواده مقتول از پای چوبه دار به زندگی برگشت. در خبری دیگر فردی به نام عباس که دوازده سال پیش در حالی که ۱۷ سال بیشتر نداشت مرتکب قتل شده بود با گذشت اولیای دم مقتول از اعدام رهایی یافت. همچنین عبدالرضا علیمحمدی دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان چهارمحال و بختیاری از رهایی دو نفر محکوم به اعدام خبر داد و گفت که دو فرد محکوم که قرار بود صبح امروز به اتهام قتل عمد اعدام شوند، با رضایت اولیای دم از مرگ رهایی یافتند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین مورخ ۱۸ تیرماه ۱۳۹۷، زن جوان که بانو نام دارد، عصر روز یک‌شنبه ۲۳ خرداد‌ سال ۹۰ شوهر ‌۳۶‌ ساله‌اش به نام فرید را در گاوداری در روستای کلاته ورامین به قتل رساند و جسد او را در میان انبوهی از علوفه مخفی کرد.

بانو ساعتی بعد از حادثه وقتی صاحب گاوداری وارد شد عذاب وجدان گرفت و راز ناپدید شدن شوهرش را بر ملا کرد.

بدین ترتیب با تماس صاحب گاوداری تیمی از مأموران پلیس ورامین همراه بازپرس ویژه قتل در محل به تحقیق پرداختند.

مأموران در محل حادثه با جسد فرید که طنابی دور گردنش گره زده شده بود روبه‌رو شدند که حکایت از این داشت وی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده است.

صاحب گاوداری گفت: “مقتول نگهبان گاوداری بود و همراه همسر و دختر خردسالش در اتاق نگهبانی زندگی می‌کرد. ساعتی قبل وقتی وارد گاوداری شدم سراغ فرید را از همسرش گرفتم. او در حالی که چهره‌اش بر افروخته بود مدعی شد که همسرش برای انجام کاری به شهر رفته است”، اما ساعتی بعد هنگام جابه‌جا کردن علوفه‌ها با جسد او روبه‌رو شدم که همسرش شروع به گریه کرد و گفت: “فرید را به قتل رسانده است”.

متهم پس از بازداشت با اظهار پشیمانی به قتل شوهرش اعتراف کرد.

وی گفت: “هشت‌سال قبل با فرید ازدواج کردم. او مرد خوبی بود و زندگی شیرینی را با هم آغاز کردیم و یک‌سال بعد هم تنها دخترمان به دنیا آمد. روز به روز زندگی ما بهتر می‌شد تا اینکه پای دوستان خلافکارش به زندگی ما باز شد. هر چقدر تلاش کردم ارتباطش را با آن‌ها قطع کند فایده‌ای نداشت و در نهایت او معتاد به مواد مخدر شد. شوهرم هر چه داشتیم و نداشتیم را دود کرد و زندگی ما رو به سیاهی رفت تا اینکه در این گاوداری مشغول به کار شدیم. فرید آنقدر عصبانی بود که به هر بهانه‌ای با ما درگیر می‌شد و من و دختر خردسالم را کتک می‌زد. او مرا مجبور می‌کرد کار‌های گاوداری را انجام بدهم و حتی دخترم را برای خرید سیگار به مغازه می‌فرستاد”.

چند روز قبل دخترم که برای خرید سیگار به مغازه‌ای رفته بود دست خالی برگشت و گفت: “سیگار گران شده و نتوانسته برای او سیگار بخرد. فرید با شنیدن این حرف با کابل به جان دخترم افتاد و بدن او را کبود کرد. وقتی مانع او شدم مرا هم به شدت کتک زد. پس از این حادثه به دادگاه رفتم و تقاضای طلاق دادم”.

شوهرم وقتی متوجه شد، گفت: “اگر طلاق بگیرم به من اجازه نمی‌دهد دخترم را ببینم و باید برای همیشه او را فراموش کنم. زندگی برای من جهنم شده بود و راه فراری هم نداشتم تا اینکه روز حادثه یکی از دوستانم به دیدنم آمد. او قرص آرامبخش می‌خورد که تعدادی از قرص‌های او را گرفتم و در لیوانی قهوه حل کردم و به شوهرم خوراندم. لحظاتی بعد در میان گاوداری از هوش رفت و من هم با طناب بسته‌بندی یونجه او را خفه و جسدش را در میان علوفه‌ها مخفی کردم”.

وی در حالی که گریه می‌کرد، ادامه داد: “پس از حادثه به شدت پشیمان شدم و ساعتی گریه کردم و بعد هم موضوع را به خانواده‌ام اطلاع دادم تا اینکه صاحب گاوداری آمد و حادثه را برای او هم توضیح دادم”.

متهم پس از تحقیقات تکمیلی در شعبه ۱۱۳‌دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و با تقاضای اولیای‌دم به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام متهم پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد تا اینکه در نهایت متهم چند روز قبل در زندان پای چوبه دار حاضر شد.

در حالی که طناب دار به گردن متهم آویخته شده بود اولیای‌دم با گذاشتن شرایطی و به خاطر تنها دختر مقتول به متهم مهلت دادند.

بدین ترتیب متهم از پای چوبه دار به سلولش بازگشت.

مرد محکوم به اعدام به زندگی برگشت

به گزارش ایران مورخ ۱۹ تیرماه ۱۳۹۷، یک زندانی محکوم به اعدام با رضایت خانواده مقتول پس از ۱۳ سال از مرگ رهایی یافت.

بنابراطلاع روابط عمومی زندان مرکزی اراک، میانجیگری واحد مددکاری و پیگیری های گروه سفیران نجات این زندان باعث شد تا یک زندانی که به جرم قتل عمد مدت ۱۳ سال در زندان به سر می‌برد با گذشت خانواده مقتول از پای چوبه دار به زندگی برگردد.

به گفته حسین ونکی -مدیر زندان اراک- از ابتدای سال تاکنون ۳ پرونده اعدام منتهی به صلح و سازش و رضایت از شاکی‌ها شده و در سال گذشته نیز با پیگیری مسئولان و گروه سفیران نجات زندان مرکزی شهرستان اراک، ۲۳ زندانی محکوم به اعدام با رضایت خانواده مقتول از مرگ نجات یافته‌اند.

فرصت دوباره برای یک محکوم به مرگ؛ اعدام پایان ماجرا نبود

به گزارش شهروند مورخ ۱۹ تیرماه ۱۳۹۷، آزادی بعد از ١٢‌سال حبس؛ نجات و فرصت دوباره‌ای برای زندگی آن هم برای کسی که فقط چند قدم تا طناب دار فاصله داشت.

عباس چند ماه است که از زندان آزاد شده است.

او وقتی به جرم قتل بازداشت شد، فقط ١٧‌سال داشت.

دانش‌آموز بود، اما یک لحظه غفلت و ناتوانی در کنترل خشم او را به جرم قتل به زندان انداخت و او را تا پای چوبه دار برد.

عباس طناب دار را از نزدیک دید؛ همان طنابی که با آن خیلی دیگر را مثل او بالا کشیدند اما بخت با او یار شد.

خانواده‌ای که ١٢‌سال فقط به دنبال اعدام او بودند و هر کاری کردند تا حکم او اجرا شود، یک‌شبه نظرشان تغییر کرد و عباس را بخشیدند.

چرا و چگونه‌اش را خودش هم به درستی نمی‌داند اما هر چه که بوده برای عباس و خانواده‌اش یک معجزه است؛ معجزه‌ای که به او یک فرصت دوباره برای زندگی داده است.

جزییات این پرونده و سرگذشت عباس را در ادامه می‌خوانید.

چه شد که به اعدام محکوم شدی؟

سال ٨۴ بود، از سر کار برمی‌گشتم. برادرزن مقتول هم همراه من بود. نزدیک خانه رسیدیم دیدم چند نفری جلوی خانه ما جمع شدند. داد و فریاد می‌زدند، کسی هم به جز مادرم خانه نبود، من هم عصبانی شدم با آنها درگیر شدم، اما تعدادشان خیلی زیاد بود. من هم یک نفری نمی‌توانستم کاری بکنم. یکی از آنها خیلی قلدری می‌کرد، سردسته بود. من هم یک چاقو کوچک داشتم، می‌خواستم او را بترسانم تا فرار کنند. اصلا قصد ضربه‌زدن نداشتم. همان موقع یکی از همسایه‌ها برای پادرمیانی پرید وسط دعوا، یک‌دفعه دیدم که چاقو و دستم خونی شده؛ چاقو اشتباهی به او خورده بود. درواقع من، فامیل دوستم که همراه من بود را با چاقو زدم. از شانس بد هم چاقو رگ اصلی او را قطع کرد. وقتی او را به بیمارستان رساندند، از شدت خونریزی فوت کرد .

یعنی کسی را زدی که ربطی به درگیری و دعوا نداشت؟

بله؛ متاسفانه به اشتباه او را زدم؛ درواقع چاقو به او خورد. من اصلا قصد نداشتم کسی را بزنم؛ فقط می‌خواستم آنها را بترسانم

بعدش چه شد؟

من فرار کردم؛ اما پس از چند روز خودم را معرفی کردم چون عمدی نداشتم؛ اصلا با مقتول درگیری نداشتم. با خود فکر کردم که اینها باعث می‌شود که در مجازاتم تخفیف بگیرم.

آن موقع چند‌سال داشتی؟

١٧ سالم بود. دانش‌آموز بودم. بعد از مدرسه همراه با دوستم سر ساختمان کار می‌کردیم. آن روز از مدرسه رفتیم سر کار که در مسیر بازگشت به خانه این اتفاق افتاد.

دادگاه تو را به اعدام محکوم کرد؟

به اعدام محکوم شدم اما این حکم هم برای خودش داستان مفصلی دارد. از آن‌سال تا تأیید نهایی حکم من حدود ١٠‌سال طول کشید. نوع حادثه طوری بود که حکم اعدام من چندبار نقض شد؛ حتی شهر رسیدگی به دادگاه هم تغییر کرد اما درنهایت حکم اعدام تأیید شد.

کمی بیشتر توضیح بده.

در همان دادگاه اول من به اعدام محکوم شدم اما دیوان حکم را تأیید نکرد. بعد به شعبه هم‌عرض رفت، آن‌جا هم دوباره حکم اعدام گرفتم اما باز هم دیوان حکم را برگرداند. در نامه دیوان نوشته شده بود که این قتل غیرعمد است. اگر شواهد و مدارک دیگری مبنی بر قتل عمد وجود دارد، باید ارایه شود. حتی بحث قسامه هم مطرح شد و بعد پرونده به بروجرد منتقل شد. با این‌که این حادثه در خرم‌آباد رخ داده بود و ما هم ساکن آنجا بودیم، اما پرونده به بروجرد منتقل شد. آنجا هم برای من حکم قصاص صادر شد.

بعد شعبه ۴ تجدیدنظر هم این حکم را تأیید کرد. دیوان هم این‌بار اعدام من را تأیید کرد به اجرای احکام رفت، اما استیذان من هم طولانی شد. یعنی‌سال ٨٨ حکم نهایی من به اجرای احکام رفت، ولی استیذان‌سال ٩٢ گرفته شد. دوباره پرونده نواقصی داشت که به دادگاه خرم‌آباد ارسال شد. ٢سال هم نقص پرونده زمان برد.‌سال ٩۵ همه نواقص برطرف شد. رسیدگی و نهایی‌شدن پرونده من خیلی زمانبر شد.

در همه این مدت هم تو زندان بودی؟

دراین مدت سه‌بار زندانم را تغییر دادند. ١١سال بعد از آن حادثه حکم اعدام گرفتم.

در این مدت اقدامی برای جلب رضایت اولیای دم مقتول انجام ندادی؟

من که در زندان بودم، خانواده پیگیر بودند، اما آنها اهل رضایت نبودند. فقط اعدام می‌خواستند. من هم در زندان نگران و مضطرب منتظر بودم تا شاید از مرگ نجات پیدا کنم، اما همه تلاش‌ها ظاهرا بی‌فایده بود. من امید را از دست داده بودم. البته به قول بچه‌ها روزشماری نمی‌کردم، اما خوب با خودم فکر می‌کردم که دیر یا زود اعدام می‌شوم. فکرش هم من را آزار می‌داد. واقعا شرایط سختی است. این‌که بدانی یک روز صدایت می‌زدند تا پای چوبه دار بروی.

پس چطور رضایت گرفتی؟

هنوز هم باورم نمی‌شود. با این‌که چندماه است که از زندان خلاص شدم، اما هنوز هم خواب آن‌جا را می‌بینم. مثل یک معجزه بود. انگار خدا دلشان را نرم کرد. یک روز در زندان بودم که مطلع شدم آنها رضایت می‌دهند. اولش باورم نمی‌شد، چون به خیلی از زندانی‌ها و محکومان به اعدام مثل من چنین حرف‌هایی زده می‌شود. اینها را می‌گویند تا زندانی خودش را نبازد. شرایط روحی محکومان به اعدام خیلی خراب است. فضای زندان هم که سنگین و دلگیر. من هم باورم نشد، اما بعد از چند روز فهمیدم که انگار موضوع جدی است. وقتی از مسئولان زندان شنیدم، مطمئن‌تر شدم، اما حالا مشکل دیگری هم بود. جورکردن پول دیه. خانواده من پولی نداشتند. خودم هم بچه بودم، به زندان افتادم. یعنی ما هیچ پولی نداشتیم.

از خیرین کمک گرفتی؟

بله، جمعیت امام علی خیلی کمک کرد. بیش از ٢٣٠میلیون تومان برای آزادی من جمع‌آوری شد. من آزادی و فرصت دوباره زندگی‌ام را ابتدا به خدا و بعد هم به خیرین این جمعیت مدیونم.

چه تاریخی از زندان آزاد شدی؟

دوازدهم آذر‌سال ٩۶. تقریبا همان تاریخی که آن حادثه اتفاق افتاد. آن درگیری پنجم آبان‌ سال ٨۴ بود که چند روز بعد خودم را معرفی کردم و بازداشت شدم.

١٢سال بعد زندان را تحمل کردی؟

واقعا سخت است. هر روز یک عمر می‌گذرد. فقط امید و توکل من را نگه داشت. روراست بعضی روزها حالم خیلی خراب می‌شد. مخصوصا آن روزها و ماه‌های آخر، که فکر می‌کردم کارم تمام است.

وقتی بعد از این‌همه‌سال از زندان آزاد شدی، چه حسی داشتی؟

غیرقابل توصیف است. با هیچ کلمه‌ای نمی‌توانم از حال آن روز و لحظه آزادی از زندان بگویم. من به قول بچه‌های زندان زیر تیغ بودم. در چندقدمی طنابِ دار. حال من را فقط یک زیرحکمی آزادشده می‌فهمد.

الان چه کار می‌کنی؟

کار درست و حسابی که ندارم. بازار که کلا خراب است. چه برسد به من که سابقه‌دار هستم. با این‌همه خداروشکر کارگر روزمزد ساختمان هستم، گهگاهی هم درقصابی کار می‌کنم. همان خدایی که من را از مرگ نجات داد، روزی‌ام را هم می‌رساند.

با رضایت اولیای دم؛ دو فرد محکوم به اعدام از مرگ رهایی یافتند

به گزارش رکنا مورخ ۲۰ تیرماه ۱۳۹۷، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان چهارمحال و بختیاری گفت: “با تلاش معتمدین و پیگیری قضات مربوطه و همکاری اولیای دم دو فقره اعدام، منجر به سازش شد”.

عبدالرضا علیمحمدی دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان چهارمحال و بختیاری از رهایی دو نفر محکوم به اعدام خبر داد.

وی در این رابطه اظهار کرد: “با تلاش معتمدین و پیگیری قضات مربوطه، دو فرد محکوم که قرار بود صبح امروز به اتهام قتل عمداعدام شوند، از مرگ رهایی یافتند”.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید