خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷, 22nd of June 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۷/۰۲/۲۹ ساعت ۲۳:۲۵:۵۱

    خانه  > اعدام  >  رهایی از اعدام ۳ زندانی در ۳ پرونده جداگانه

رهایی از اعدام ۳ زندانی در ۳ پرونده جداگانه

خبرگزاری هرانا – سه زندانی که در ۳ پرونده جداگانه به اعدام محکوم شده بودند، با گذشت اولیای دم از مرگ رهایی یافتند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین، مرد محکوم به اعدام که به اتهام قتل برادرش در زندان به سر می‌برد، با گذشت اولیای‌دم از مرگ نجات یافت.

سیزدهم شهریور‌سال‌۹۲، مأموران پلیس پایتخت از قتل مرد جوانی باخبر و راهی محل شدند.

جسد متعلق به مردی‌۴۰‌ساله به نام احسان بود که در جریان درگیری با برادر ۴۲‌ساله‌اش هومن با ضربات چاقو کشته شده بود.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی عامل قتل که در محل حاضر بود بازداشت شد.

متهم در بازجویی‌ها به قتل برادر معتادش اعتراف کرد و گفت: «احسان دو فرزند داشت اما به خاطر بداخلاقی‌های همسرش سالها با هم اختلاف داشتند. از طرفی برادرم معتاد به مواد مخدر بود و همسرش از این ماجرا سوءاستفاده می‌کرد و بیشتر اذیت می‌کرد. این مشکلات گریبان‌گیر زندگی ما هم شده بود و آرامش را از ما گرفته بود.‌»

متهم در ادامه گفت: «بی‌اخلاقی‌های همسر برادرم ما را خسته کرده بود به همین دلیل از احسان خواستیم تا او را طلاق دهد. بالاخره او تصمیمش را گرفت و شش‌ماهی بود که با اصرار من و خانواده‌ام همسرش را طلاق داده بود، اما این اواخر قصد داشت دوباره زندگی مشترکش را با همان زن آغاز کند. وقتی از تصمیم برادرم باخبر شدم صحبت کردم تا او را منصرف کنم، اما بی‌فایده بود همین بهانه درگیری شد. در آن درگیری برادرم چاقو کشید و من هم در دفاع از خودم چاقو را گرفتم و چند ضربه به او زدم.‌»

با اقرارهای متهم و بازسازی صحنه جرم، پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

متهم در اولین جسله محاکمه بنا به درخواست مادرش و فرزندان مقتول به اعدام محکوم شد.

این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد و بعد از تأیید در آستانه اجرا قرار داشت اما متهم توانست با جلب رضایت اولیای دم از مرگ فاصله بگیرد.

به این ترتیب پرونده بار دیگر روی میز هیئت قضایی به ریاست قاضی قربان‌زاده قرار گرفت و متهم در آخرین دفاعش در حالیکه سرش پایین بود، گفت: «پشیمانم برای اینکه در زندگی برادرم دخالت کردم. او تصمیم درستی نگرفته بود، اما نباید اصرار می‌کردم. اصرارهایم باعث شد پنج‌سال در زندان با عذاب وجدان زندگی کنم و حالا شرمنده خانواده و فرزندان برادرم هستم.‌»

متهم در آخر گفت: «در مدتی که زندان بودم درسم را ادامه دادم و در حرفه‌های مختلف آموزش دیدم. حالا بعد از آزادی قصد دارم درسم را تا جائیکه امکان دارد ادامه دهم و کار کنم. همه تلاشم برای این است بعد از آزادی زندگی خوبی برای برادرزاده‌هایم فراهم کنم تا شاید آنها کمبود پدرشان را کمتر احساس کنند.‌»

در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.

با گذشت اولیای دم یک محکوم به اعدام در گلستان بخشیده شد

به گزارش میزان، رئیس دادگستری شهرستان مراوه تپه گفت: “با پادرمیانی مسئولان قضایی شهرستان و ریش سفیدان، خانواده مقتول از اجرای اعدام یک محکوم منصرف شدند”.

مرتضی اسعدی رئیس دادگستری شهرستان مراوه تپه گفت: “یک جوان ۲۷ ساله که سال ۹۱ زمانی که فقط ۲۱ سال داشت با چاقو دوستش را به قتل رسانده بود با گذشت اولیای دم بخشیده شد”.

وی افزود: “قاضی پس از رسیدگی به پرونده و درخواست خانواده مقتول، برای این جوان حکم اعدام صادر کرد”.

به گفته‌ اسعدی حکم اعدام پس از تایید در دیوان عالی کشور و اجازه‌ اجرای حکم (استیذان) از سوی رئیس قوه قضاییه، در نوبت اجرا بود که با پادرمیانی مسئولان قضایی شهرستان و ریش سفیدان، خانواده مقتول از حق شرعی و قانونی خود گذشتند و از اجرای اعدام منصرف شدند.

گفتنی است: “سال گذشته نیز ۷ نفر از محکومین به اعدام نفس در سال ۹۶ بخشیده شدند”.

بخشش مردی که همسر برادرش را کشت

به گزارش شرق، مرد جوانی که همسر برادرش را در پی یک سوءظن به قتل رسانده‌ است، با رضایت اولیای‌دم بعد از سال‌ها از اعدام نجات پیدا کرد.

متهم چهار سال قبل در جریان درگیری با همسر برادرش، او را به قتل رساند و مدعی‌ شد به‌‌دلیل ترس از آبروریزی دست به این کار زده است.

ماموران پلیس سال ۹۳ در جریان قتل زنی جوان قرار گرفتند که به‌دست برادرشوهرش به قتل رسیده‌ بود. متهم که مرد جوانی بود، بعد از بازداشت گفت همسر برادرش را کشته چون او آبروریزی کرده است‌ و خانواده‌اش را زیر سوال برده‌ بود.

متهم گفت: “مدت‌ها بود حرف‌هایی درباره همسر برادرم گفته می‌شد و من از این موضوع خیلی ناراحت بودم. چندبار خودم این موضوع را با همسر برادرم مطرح کردم و او انکار کرد تا اینکه موضوع را به برادرم گفتم. برادرم با همسرش صحبت کرد و به من گفت تو اشتباه می‌کنی. برادرم قبول نمی‌کرد همسرش کارهایی می‌کند که حیثیت خانوادگی ما زیر سوال می‌رود. متهم ادامه داد: این مسئله خیلی برای من مهم شده و باعث آبروریزی شده‌ بود و دوستانم مدام به من متلک می‌گفتند و غیرتم را زیر سوال می‌بردند. یک‌بار دیگر مسئله را با برادرم در میان گذاشتم، اما او با من دعوا کرد و گفت حق نداری در زندگی من دخالت کنی و همسرم به من مربوط است و اگر هم مسئله‌ای هست من باید با او حل کنم و تو دخالت نکن. ضمن اینکه او اصلا قبول نمی‌کرد همسرش کارهای خلاف می‌کند. تا اینکه روز حادثه به خانه برادرم رفتم تا یک‌بار دیگر خودم با همسر برادرم صحبت و او را راضی کنم دست از کارهایش بردارد. وقتی وارد خانه شدم و موضوع را مطرح کردم، همسر برادرم پرخاشگری کرد و با عصبانیت از من خواست که از خانه‌اش بیرون بروم”.

او گفت: “من هر طور دلم بخواهد زندگی می‌کنم و به کسی مربوط نیست که چه می‌کنم و تو هم حق نداری درباره من حرفی بزنی یا تصمیمی بگیری. این موضوع من را خیلی ناراحت کرد و آن‌قدر عصبانی شدم که دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. با همسر برادرم درگیر شدم و دستانم را روی گلوی او گذاشتم و فشار دادم. وقتی رهایش کردم او فوت شده ‌بود. بعد از خانه بیرون آمدم و فرار کردم، اما دستگیر شدم”.

بعد از گفته‌های متهم و تکمیل تحقیقات و شکایت اولیای‌دم، پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد.

در جلسه رسیدگی، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهم را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد و سپس فرزندان مقتول به‌عنوان اولیای‌دم درخواست صدور حکم اعدام کردند.

در ادامه همسر مقتول در جایگاه حاضر شد.

او گفت: “همسر من زن پاکدامنی بود و من نمی‌دانم چرا برادرم مدام او را متهم به بی‌اخلاقی می‌کرد. من مسئله‌ای با همسرم نداشتم و زندگی خوبی با هم داشتیم. در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد”.

او گفت: “مردم درباره همسر برادرم حرف‌هایی می‌زدند که من را خیلی ناراحت می‌کرد و آبروی خانوادگی ما را برده بود. اگر برادرم درباره مسئله‌ای که به او گفتم، بیشتر سخت‌گیری می‌کرد این اتفاق نمی‌افتاد. من از اینکه همسر برادرم را کشتم پشیمانم، اما باید بگویم که حرف‌های مردم من را تحریک کرد”.

با پایان گفته‌های متهم و وکیل او، هیئت قضات وارد شور شدند و متهم را به اعدام محکوم کردند.

رای صادره ازسوی دیوان عالی کشور تایید شد و پرونده برای اجرای حکم به دادسرای جنایی تهران فرستاده‌ شد تا اینکه متهم بعد از تلاش زیاد موفق شد فرزندان برادرش را برای گذشت راضی کند. متهم در نهایت رضایت اولیای‌دم را گرفت و پرونده برای رسیدگی به جنبه عمومی جرم به دادگاه ارسال شد.

متهم یک‌بار دیگر پای میز محاکمه رفت.

او گفت: “از اتفاقی که افتاده است، پشیمانم؛ من نباید زود قضاوت می‌کردم و نباید در زندگی برادرم دخالت می‌کردم. آن روز هم اگر همسر برادرم عصبانی نمی‌شد و فحاشی نمی‌کرد، من هم از خود بی‌خود نمی‌شدم. من همچنان از کرده خودم پشیمانم و درخواست بخشش دارم. در سال‌هایی که زندان بودم توانستم برای خودم شغلی یاد بگیرم تا بعد از اینکه از زندان بیرون آمدم کار کنم”.

هیئت قضات با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید