خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷, 22nd of June 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۷/۰۲/۲۴ ساعت ۱۳:۵۸:۱۰

    خانه  > سایر گروهها  >  بلاتکلیفی ۲ زندانی متهم به قتل پس از ۹ سال

بلاتکلیفی ۲ زندانی متهم به قتل پس از ۹ سال

خبرگزاری هرانا – دو مرد متهم به قتل که در ماجراهای جداگانه مرتکب قتل همسرانشان شده بودند، بعد از گذشت ۹ سال به دلیل پیگیری نکردن اولیای‌دم بار دیگر محاکمه شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین، اولین پرونده مربوط به متهم ۳۰‌ساله به نام حمید است که دهم آذر‌ سال‌۸۸ در حالی‌که دختر سه ساله‌اش را در آغوش گرفته بود به کلانتری رباط‌کریم رفت و به مأموران گفت همسرش مهری ۲۶‌ساله را به قتل رسانده است.

او به مأموران گفت: «شب گذشته همسرم را در خانه‌مان کشتم و بعد از قتل جسد را داخل کمد شکسته‌ای گذاشته و سپس حوالی ریل راه‌آهن رها کردم. می‌خواستم فرار کنم، اما عذاب وجدان باعث شد به اداره پلیس برگردم و خودم را معرفی کنم.‌»بعد از اظهارات مرد جوان، پلیس به منطقه مورد نظر رفت و با کمد شکسته‌ای روبه‌رو شد که جسد زن جوان داخل آن قرار داشت. با دستور قضایی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و حمید تحت بازجویی قرار گرفت.

او در توضیح به مأموران گفت: «همسرم زن بد‌اخلاقی بود. او هر بار به بهانه‌ای دخترمان را کتک می‌زد به همین خاطر چند بار با هم درگیر شده بودیم. بارها در این مورد به او تذکر داده بودم اما گوشش بدهکار نبود و هر بار که عصبانی می‌شد دخترمان را کتک می‌زد.‌»

متهم ادامه داد: «بدخلقی‌های همسرم باعث شد چند بار تصمیم بگیرم او را طلاق دهم، اما به خاطر دخترم منصرف شدم چون کسی را نداشتم که از او نگهداری کند، این گذشت تا شب حادثه، آن شب وقتی فهمیدم مهری بار دیگر دخترمان را کتک زده عصبانی شدم و از شدت خشم با چکش به سرش کوبیدم.‌»

پرونده متهم بعد از کامل شدن تحقیقات به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و در اولین جلسه رسیدگی به پرونده در حالیکه رئیس قوه قضائیه از طرف بچه صغیر مقتول درخواست پرداخت دیه را مطرح کرده بود، اما پدر و مادر مقتول درخواست اعدام کردند.

به این ترتیب هیئت قضایی متهم را به اعدام محکوم کرد و این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد و مورد تأیید قرار گرفت، اما متهم بعد از گذشت ۹‌سال به دلیل عدم پیگیری اولیای‌دم با نوشتن نامه‌ای درخواست تعیین تکلیف کرد.

بنابراین آن مرد روز گذشته بار دیگر در همان شعبه به ریاست قاضی زالی پای میز محاکمه ایستاد و در آخرین دفاعش گفت: «باور کنید به خاطر علاقه به دخترم بود که مرتکب قتل همسرم شدم. من همسر و زندگی‌ام را دوست داشتم، اما بدرفتاری‌های مقتول باعث شد که ناخواسته این حادثه اتفاق بیفتد. حالا ۹‌سال است که در زندان بلاتکلیفم و اولیای‌دم به خاطر عدم توانایی پرداخت تفاضل دیه پیگیر خواسته‌شان نشده‌اند. از طرفی دخترم ۱۱سال دارد و به سن قانونی رسیده و بدون قید و شرط اعلام رضایت کرده است. از قضات دادگاه تقاضا دارم تکلیفم را معلوم کنند تا بتوانم زندگی خوب و آرامی برای دخترم فراهم کنم و گذشته سخت را برای او جبران کنم.‌»

در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.

همسرم زخم زبان می‌زد

دومین پرونده مربوط به پرویز ۳۴‌ساله است که نهم فروردین‌ سال ‌۸۸ همسرش مینا را به خاطر زخم زبان‌هایش به قتل رسانده بود.

متهم خودش به اداره پلیس رفته و بعد از اقرار به جرمش، وقتی تحت بازجویی قرار گرفت در شرح ماجرا گفت: «همسرم از همان ابتدای زندگی همیشه مرا تحقیر می‌کرد و با حرف‌هایش مرا آزار می داد. بعد از به دنیا آمدن پسرمان نیز وضعیت تغییر نکرد و او مدام زخم زبان می‌زد. همین رفتار باعث درگیری بین ما می‌شد تا اینکه روز حادثه او حرف‌هایی به زبان آورد که باعث عصبانیتم شد. مینا همیشه به خاطر شرایط مالی به من زخم زبان می‌زد و می‌گفت مرد بی‌عرضه‌ای هستم. او حتی آخرین بار از من درخواست طلاق کرد، اما مخالفت کردم. آن روز در آن درگیری او دوباره حرف طلاق را زد و گفت از این زندگی خسته شده و بهتر است او را بکشم. من هم که کنترل اعصابم را از دست داده بودم با پارچه توری که روی زمین افتاده بود او را خفه کردم.‌»

مرد جوان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد و در حالیکه رئیس قوه قضائیه از سوی فرزند مقتول درخواست دیه را مطرح کرده بود، اما پدر و مادر مقتول درخواست اعدام کردند.

این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد و در حال رسیدگی بود که با فوت پدر و مادر مقتول، خواهر و برادرهای مقتول به عنوان اولیای‌دم جدید معرفی شدند، ولی هیچکدام از آنها پیگیر پرونده نشدند.

به این ترتیب متهم بعد از گذشت ۹‌سال درخواست تعیین تکلیف کرد و روز گذشته در همان شعبه به ریاست قاضی زالی پای میز محاکمه قرار گرفت.

او در آخرین دفاعش گفت: «قبول دارم اشتباه کردم و در این چند سال به اندازه کافی تنبیه شده‌ام. از قضات دادگاه تقاضا دارم مرا کمک کنند تا کنار فرزندم زندگی تازه‌ای را شروع کنم.‌»

در آخر هیئت قضایی وارد شور شد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید