خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > زنان, سایر گروهها  >  آسیب‌های اجتماعی در کمین زنان زباله‌گرد

آسیب‌های اجتماعی در کمین زنان زباله‌گرد

خبرگزاری هرانا ـ زنان زباله‌گرد به زحمت می‌توانند راهی به مراکز بازیافت رسمی پیدا کنند، آنها عمدتا جذب مراکز غیررسمی یا همان خانه‌های متروکه دپوی زباله می‌شوند. هیچ آمار رسمی و غیررسمی‌ای از تعداد آنها وجود ندارد. یک حقوقدان و فعال حوزه آسیب‌های اجتماعی، که مدت‌هاست از نزدیک با وضعیت زباله‌گردها و نوع زندگی آنها آشناست، در این رابطه می‌گوید: زنان به تازگی و به تدریج در سالیان اخیر به جمع زباله‌گردها اضافه شده‌اند. آنها در کنار کودکان، آسیب‌پذیرترین گروه‌هایی هستند که به کار زباله‌گردی مشغولند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از وقایع اتفاقیه، در جست‌وجوی زباله‌گردها که باشید گاه به جایی می‌رسید که آرزو می‌کنید کاش فقط جایی حوالی مراکز رسمی بازیافت پیدایشان کنید که حداقل رد و نشانشان از پس حصارهای آهنی پیداست اما وقتی رنج گشت‌و‌گذار در کوچه‌ پس کوچه‌های دروازه غار و دیدن این همه رخوت شما را به خانه‌های متروکه دپوی زباله می‌رساند، تازه متوجه عمق فاجعه می‌شوید. زنان زباله‌گردی که به زحمت می‌توانند راهی به مراکز بازیافت رسمی پیدا کنند، عمدتا جذب مراکز غیررسمی یا همان خانه‌های متروکه دپوی زباله می‌شوند. هیچ آمار رسمی و غیررسمی‌ای از تعداد آنها وجود ندارد. هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حوزه آسیب‌های اجتماعی، که مدت‌هاست از نزدیک با وضعیت زباله‌گردها و نوع زندگی آنها آشناست، در این رابطه می‌گوید: زنان به تازگی و به تدریج در سالیان اخیر به جمع زباله‌گردها اضافه شده‌اند. آنها در کنار کودکان، آسیب‌پذیرترین گروه‌هایی هستند که به کار زباله‌گردی مشغولند.

او درباره وضعیت زنانی که این شغل را برای گذران زندگی انتخاب می‌کنند، می‌گوید: “تیپ‌های مختلفی از زنان مناطق محروم به‌دلیل نیازهای مختلف مادی جذب کار زباله‌جمع‌کنی شده‌اند. طبق مشاهدات میدانی، در مناطق جنوب شهر مانند دروازه غار، شوش و همچنین غرب تهران مثل فرحزاد و مناطقی از این دست، زنان از راه‌های مختلفی کسب درآمد می‌کنند که گاهی بسیار سخت و مشقت‌بار است و هرکسی تن به این کارها نمی‌دهد. یکی از این کارها زباله‌گردی است. برخی از این زنان تنها برای تأمین مخارج زندگی تن به این کار می‌دهند و گاهی هم به صورت خانوادگی، یعنی در کنار همسر و فرزند به آن می‌پردازند. گروهی از اینها نیز کارتن‌خواب هستند و برای تأمین هزینه‌های مصرف موادشان به این کار روی آورده‌اند”.

شریعتی معتقد است در سال‌های اخیر تعداد زنان کارگر زباله‌گرد افزایش بیشتری داشته است. او در این رابطه می‌گوید: “تعداد زنان کارگری که به این شکل امرار‌معاش می‌کردند در گذشته بسیار کم بود. آنچه ما در تحقیقات و بازدیدهایمان متوجه شدیم این بود که بسیاری از این زنان به مراکز غیررسمی بازیافت زباله (ضایعاتی‌ها یا مراکز دپوی زباله) رجوع می‌کنند. در واقع مراکز رسمی کمتر با زنان زباله‌گرد سروکار دارند؛ به همین دلیل خطراتی که این زنان را تهدید می‌کند به مراتب بیشتر از سایرین است”.

مراکز غیررسمی، مقصد زنان زباله‌گرد

شریعتی درباره نظارت شهرداری بر این مراکز می‌گوید: “تقریبا بیشتر زنانی که کار زباله‌جمع‌کنی را انجام می‌دهند، برای فروش به مراکز غیررسمی مراجعه می‌کنند و اگر با مراکز رسمی کار کنند به‌هیچ‌وجه وارد مراکز رسمی نشده و دم در آشغال‌ها را تحویل می‌دهند و می‌روند. متأسفانه اطلاعاتی که تاکنون درباره وضعیت این گروه از زنان به‌دست‌آورده‌ایم، صرفا به مشاهدات محدود شده و ما به علت مقاومت پیمانکارها نتوانستیم وارد بسیاری از  این مراکز رسمی و غیررسمی شویم. ما از یک طرف مخالف کار این افراد هستیم اما از طرف دیگر شرایط کاریشان است که برایمان اهمیت دارد”.

به گفته او، مراکز غیرمجاز و غیررسمی در خانه‌های متروکه‌ای هستند که از سوی افرادی که به آنها سرکارگر می‌گویند، اداره می‌شوند. این مراکز در نقاط مختلف شهر به‌ویژه مناطق حاشیه‌ای وجود دارند. اینها بدون هیچ نشان و تابلویی در همان خانه‌های متروکه دپوی زباله را انجام می‌دهند. طبق مشاهداتی که داشته‌ایم خانم‌ها عمدتا جذب همان مراکز می‌شوند و اصلا در مراکز تابلودار و رسمی دیده نمی‌شدند. با این حال تمام این مراکز به واسطه‌های پیمانکاران بازیافت شهرداری متصل بوده و به طور کلی این فرایند در ارتباط با آنها صورت می‌گیرد، بنابراین نمی‌توان گفت اساسا شهرداری‌ها از وجود چنین مراکزی بی‌خبر هستند.

شریعتی درباره مسائل و مشکلات بهداشتی‌ای که زباله‌گردها عمدتا با آن مواجه هستند، می‌گوید: “به‌دلیل اینکه امکان دسترسی به مراکز بازیافت غیررسمی به‌دلیل مقاومت کارفرما یا پیمانکار مرکز به ندرت ممکن می‌شود و جز در مواردی که با این افراد به صورت اتفاقی برخورد می‌کنیم، نمی‌توانیم از حال‌و‌روزشان باخبر شویم، اما در مراکز بازیافت رسمی به هیچ‌وجه اوضاع بهداشت مناسب نیست. کودکان و مردانی که در این مراکز کار می‌کنند به شدت در معرض خطر انواع بیماری‌ها هستند؛ تاول، کبودی، زردزخم، قرمزی پوست و مشکلات ناخن‌ها. عمدتا در این شرایط سخت کار می‌کردند و همین موارد در بین زنان زباله‌گرد نیز شایع است”.

درآمد اندک زنان زباله‌گرد

این فعال مدنی همچنین به سطح درآمد پایین زنان زباله‌گرد در مقایسه با سایر گروه‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: “در حین بازدیدهایی که از مراکز بازیافت داشتیم با زنی آشنا شدیم که باردار بود. در صحبت با او متوجه شدم که برای همان مراکز غیرمجاز کار می‌کرد و مبلغ ناچیزی در ازای کاری که انجام می‌داد، دریافت کرده است. مثلا اگر مراکز مجاز بابت هر کیلو زباله ۷۰۰ تومان به افراد پرداخت می‌کردند، این افراد رقمی به مراتب کمتر یعنی حدود ۳۰۰ تومان دریافت می‌کردند. درآمد روزانه اینها بین ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان است، آن هم با رفت‌وآمدهای زیاد و چندباره که نشان‌دهنده سوءاستفاده پیمانکاران و سرکارگرها از کودکان و زنان زباله‌گرد است”.

به گفته این فعال مدنی، بعد از کودکان استفاده از زنان به‌عنوان نیروی کار ارزان‌تر بیشتر به نفع واسطه‌های بازیافت زباله است. او اضافه می‌کند: “استثمار زنان و کودکان آسان‌تر است. متأسفانه استثمار مدرن یا نوع دیگر آن یعنی استثمار پنهان به‌دلیل شرایط خاص اقتصادی ایران و فقری که دامنگیر برخی از اقشار می‌شود، روی کودکان و زنان کارگر بیش از پیش سایه افکنده و امکان استثمار این گروه‌ها را برای برخی کارفرماها که در شغل‌های خاصی فعالیت می‌کنند، فراهم کرده است. به عقیده این حقوقدان، در مناطق جنوب شهر تعداد زنانی که به هر دلیلی زندگی مناسبی ندارند، زیاد است و اصطلاحا به آنها بدسرپرست یا بی‌سرپرست می‌گویند. این زنان مجبورند برای گذران زندگی به مشاغلی روی بیاورند که کمتر کسی حتی به فکرش خطور می‌کند که از چنین راهی هم می‌توان امرارمعاش کرد. شغل‌هایی که به گفته او در مناطق بیشتر در معرض آسیب، مشتریان خاص خود را دارد و آنها نیز از طریق همین مشاغل کاذب درآمدزایی می‌کنند”.

شریعتی ادامه می‌دهد: “اینها به‌دلیل شرایطشان نمی‌توانند جذب کارهای مختلف شوند. گاهی این افراد را برای کار به منازل معرفی می‌کنیم اما به‌خاطر موقعیت و خاستگاه طبقاتی‌شان پذیرفته نمی‌شوند؛ یعنی صاحبخانه می‌گوید چون مال فلان محله است یا ظاهرش مورد پسند صاحبخانه نیست، نمی‌توانم به او اعتماد کنم یا در موارد دیگر به‌خاطر اینکه این افراد درگیر سوءمصرف مواد هستند، نمی‌توانند جذب کارهای خدماتی یا کارهای دیگر شوند چون پذیرفته نمی‌شوند. او به ضرورت توجه هرچه بیشتر به زنان و کودکان زباله‌گرد اشاره می‌کند و می‌گوید: به‌ویژه درباره گروه‌های آسیب‌پذیر باید سلامت بهداشتی افراد در اولویت برنامه‌های مراکز بازیافتی قرار گیرد. حالا که به هر دلیلی زنان و کودکان و اگر نخواهیم دسته‌بندی کنیم، مردان نیازمند، به این کارها روی آوردند، نباید آنها را به حال خود رها کرد. بیماری‌های مختلف در کمین این افراد است و باید جلوی بدترشدن قضیه را گرفت”.

«NGO»‌ها باید بحران زباله‌گردها را جدی بگیرند

شریعتی حساس‌سازی درباره وضعیت زنان و کودکان زباله‌گرد را در زمره وظایف سازمان‌های غیردولتی فعال در حوزه آسیب‌های اجتماعی می‌داند و می‌گوید: “متأسفانه  «NGO»هایی که در زمینه آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند درباره زباله‌گردها و نوع کار اینها کوتاهی کرده‌اند و یکی از دلایلش کمک‌گرفتن از امکانات شهرداری‌ها برای تأمین جا و مکان استقرار «NGO»هاست. بسیاری از این سازمان‌ها چون نیازمند کمک شهرداری هستند از اظهارنظر و تهیه گزارش درباره وضعیت کودکان و زنانی که به زباله‌جمع‌کنی روی آورده‌اند، خودداری می‌کنند اما باید متوجه باشند که وابسته‌شدن به امکانات اندکی که شهرداری در اختیار آنها قرار می‌دهد، نباید آنها را از رسالت اصلی‌شان که رسیدگی به وضعیت و شرایط کار زباله‌گردهاست، دور کند”.

شریعتی درباره احتمال زیادشدن تعداد زنان و کودکان زباله‌گرد در شهرها می‌گوید: “برای پیمانکارها و واسطه‌های بازیافت، زباله کالای سودآوری است و به همین خاطر است که اصطلاحا به آن طلای کثیف می‌گویند. هرچقدر که بتوانند به بهانه فروش بیشتر از کارگران بیشتری بیگاری بکشند به‌نفعشان است. در این میان کودکان و زنان آسیب‌پذیر در دسترس‌ترین نیروی کار ارزان برای آنها هستند اما نظارت بر شیوه کار این مراکز وظیفه شهرداری‌هاست. به‌هرحال، شهرداری طرف قرارداد پیمانکارها و واسطه‌های آنان است و نمی‌تواند از زیر بار این شرایط شانه خالی کند و بگوید به من مربوط نیست که در این کارگاه‌ها چه می‌گذرد. سرنخ هریک از مراکز رسمی و غیررسمی را که بگیرد، در نهایت به شهرداری می‌رسد.  او اضافه می‌کند: حل مشکلاتی که افراد زباله‌گرد دارند، در درجه اول وابسته به پذیرش وجود چنین آسیب‌هایی است. کودکان و کارگرانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم از سوی پیمانکاران شهرداری و واسطه‌های آنها در زمینه بازیافت استثمار می‌شوند در معرض بیماری‌ها و مشکلات متعددی قرار دارند و از آزار جنسی تا ایدز و هپاتیت و … جان این افراد را تهدید می‌کند. این قضیه اگر پذیرفته نشود، دیر یا زود دودش به چشم همه خواهد رفت”.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بسته است