خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵, 27th of May 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۰۳/۲۱ ساعت ۰:۲۹:۰۵

    خانه  > کارگران  >  غلطک آسفالت شهرداری سننندج جان راننده فداکار را گرفت

غلطک آسفالت شهرداری سننندج جان راننده فداکار را گرفت

خبرگزاری هرانا ـ راننده خودروی غلطک آسفالت شهرداری منطقه یک سنندج که برای جلوگیری از برخورد با کودکان از مسیر منحرف شده بود پس از برخورد با مانع جانش را از دست داد. رئیس شورای شهر شهر سنندج در قسمتی از پیام خود در این رابطه نوشت”کارگری که شاید تک تک ما بارها از کنارش بی تفاوت رد شده باشیم و شاید آسفالت جلوی خانه ما و یا آسفالت خیابانی که هر روز از روی آن رد می شویم آغشته با قطرات عرق پیشانی او و همکارانش باشد که در گرمای تابستان صادقانه رنج دشورا انسان بودن را به رخ همگان کشیده و می کشند و برای لقمه نانی که برای آنها همواره سنگ است تلاش می کنند”

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، به گفته شاهدان عینی این حادثه “مادح جانی”راننده این غلطک فلزی برای جلوگیری از برخورد با کودکان نزدیک میدان ظفریه سنندج مسیر خود را به سمت خانه ای مخروبه در آن نزدیکی منحرف می کند که شدت ضربه موجب واژگونی غلطک و زیر گرفته شدن راننده می شود.

سنگینی این غلطک آسفالت و نحوه برخورد به دیواره خانه مخروبه موجب شده است که این راننده ۲۲ ساله جان خود را از دست بدهد.

پس از فوت این کارگر، سید غریب سجادی رییس شورای اسلامی شهر سنندج، پیام تسلیتی به شرح ذیل منتشر کرده است،

متاسفانه امروز یکی از کارگران “شهرداری سنندج” هنگام کار دچار سانحه شد و به خاطر تصادف با غلطک جان خود را از دست داد.

کارگری که شاید تک تک ما بارها از کنارش بی تفاوت رد شده باشیم و شاید آسفالت جلوی خونه ما و یا آسفالت خیابانی که هر روز از روی آن رد می شویم آغشته با قطرات عرق پیشانی او و همکارانش باشد که در گرمای تابستان صادقانه رنج دشورا انسان بودن را به رخ همگان کشیده و می کشند و برای لقمه نانی که برای آنها همواره سنگ است تلاش می کنند و بعضا مرگی شهادت گونه نصیبشان می شود تا از دنیا و مصایبش آسوده شوند.

امروز هنگامی که مقابل “پزشک قانونی سنندج” با دستان پینه بسته و صورت چروکیده ی پدر کارگرش که زندگی حتی رمق آه و ناله کردن برایش باقی نگذاشته بود مواجه شدم انگار ویرانه ای بر سرم خراب شده، دیدن غم و اندوه بی پایان در چهره تک تک اعضای خانواده اش وصف ناپذیر است.

پدر پیری که از قضای روزگار خود و پسر دیگرش کارگر شهرداری هستند وقتی که از سر کار برگشت و مقابل پزشک قانونی حاضر شد، علی رغم تمامی غم عالمی که برایش نازل شده بود از خوردن آب امتناع می کرد تا روزه اش نشکند و عذابی بدتر را به جان نخرد، ایمانی که در وجود اوست کاش در وجدان خفته و نیمه خفته خیلی از ما مدیران عافیت طلب وجود داشت تا نسبت به آنچه که می گذرد بیشتر احساس مسولیت می کردیم.

هرچند تسلیت گفتن پایان این غم تاریخی نیست ولی وظیفه ی خود می دانم تا مرگ این جوان مظلوم را به خانواده ایشان، پرسنل و کارگران زحمت کش شهرداری و تمامی کارگران عزیز تسلیت عرض کنم. به امید رسیدن روزی که زندگی با لبخندهایش غم و خستگی را برایشان به شادی تبدیل کند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید