خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵, 13th of November 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۰۲/۱۵ ساعت ۱:۴۶:۳۳

    خانه  > اعدام  >  بخشش یک محکوم به اعدام در تهران

بخشش یک محکوم به اعدام در تهران

خبرگزاری هرانا ـ قاتل اجاره‌ای که سه سال قبل پسر جوانی را در حوالی اسلامشهر به قتل رسانده بود، موفق شد پای چوبه‌دار رضایت بگیرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین، صبح دیروز زن سالخورده‌ای به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران رفت و گفت که قاتل پسرش را به مبعث حضرت رسول بخشیده است.

وی گفت: “قاتل سه سال قبل پسرم را در اسلامشهر به قتل رساند. آن زمان تصمیم به قصاص قاتل گرفتم و در دادگاه هم درخواست قصاص دادم. چند روز قبل قاتل برای اجرای حکم پای چوبه‌دار حاضر شد. وقتی طناب دار را به گردنش انداختم، ناگهان دلم لرزید و از قصاصش پشیمان شدم. همان لحظه با میانجیگری قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی به او مهلت دادم تا در فرصت مناسب دوباره تصمیم بگیرم. الان تصمیم خودم را گرفته‌ام و قصد دارم متهم را به احترام مبعث حضرت رسول ببخشم”. وی با ارائه رضایتنامه کتبی‌اش به قاضی اجرای احکام گفت: “امیدوارم متهم در زندگی آینده‌اش بتواند گذشته‌اش را جبران کند”.

آغاز ماجرا

هفتم خردادماه سال ۹۲ بود که کارکنان بیمارستانی در شهرستان اسلامشهر، مرگ مشکوک پسر جوانی را به مأموران پلیس اطلاع دادند. وقتی مأموران در بیمارستان حاضر شدند، با جسد خونین پسر ۲۱ ساله‌ای به نام مهدی روبه‌رو شدند که با اصابت چاقو به گردنش به قتل رسیده بود. بررسی‌ها نشان داد ساعتی قبل مقتول همراه برادر بزرگش به نام ابوالفضل با دو پسر جوان دیگر به نام‌های مهیار و سروش درگیری مرگباری را در بیابان‌های اطراف شهر رقم زده‌اند که در جریان آن مهیار با قمه‌ای ابتدا چند ضربه سطحی به ابوالفضل می‌زند و یک ضربه کاری هم به گردن مهدی وارد می‌کند.

برادر بزرگ مقتول گفت: “مدتی است با مردی به نام حمید که از دوستان مهیار است، اختلاف دارم. چند روز قبل مهیار با من تماس گرفت و گفت قصد دارد بین من و حمید میانجیگری و اختلاف ما را حل کند. مهیار اصرار داشت مرا نزد حمید ببرد و موضوع را تمام کند. قبل از حادثه، مهیار همراه یکی از دوستانش مرا سوار خودروشان کردند و اصرار کردند مهدی را هم با خودمان ببریم. به دنبال مهدی رفتیم و او هم سوار خودرو شد. دوست قاتل ما را به کنار گلخانه‌ای در بیابان‌های اطرف شهریار برد و آنجا توقف کرد. وقتی پیاده شدیم از مهیار پرسیدم، حمید کجاست که ناگهان با قمه‌ای به من و برادرم حمله کرد. او چند ضربه به شکم من وارد کرد و یک ضربه هم به گردن برادرم زد. وقتی برادرم خونین نقش برزمین شد، آنها فرار کردند و من هم برادرم را به بیمارستان رساندم، اما متأسفانه فوت کرد. پس از این مأموران مهیار و سروش را دستگیر کردند. وی ابتدا در ادعایی گفت: من قصد داشتم آنها را آشتی دهم که دو برادر به من حمله کردند و من هم آنها را با قمه زدم. متهم در تحقیقات بعدی گفت: چند روز قبل حمید به سراغم آمد و از من خواست تا ابوالفضل و برادرش را به خاطر اختلافی که با آنها دارد، تنبیه کنم. ابتدا قبول نکردم، اما وقتی اصرار کرد قبول کردم. حمید به من گفت که به بهانه میانجیگری و آشتی دادن آنها را به بیابان‌های اطراف اسلامشهر بکشانم و مورد ضرب و جرح قرار دهم. او روز حادثه قمه‌ای در اختیار یکی از دوستانش قرار داد و همراه من فرستاد. من آن روز به شدت مشروب خورده بودم و حال خوبی نداشتم. وقتی آنها را سوار خودرو کردم، حمید پیامکی برای من فرستاد که نوشته بود آنها را بکشم و هزینه‌اش را او می‌پردازد. من حالت عادی نداشتم که موقع درگیری سروش قمه را به من داد و گفت از خودم دفاع کنم که این اتفاق رخ داد. سروش هم در بازجویی‌ها حرف‌های مهیار را تأیید کرد و گفت که حمید قمه را به او داده و خواسته هنگام دعوا به مهیار بدهم”.

پس از این، مأموران حمید را بازداشت کردند. حمید در باز جویی به اختلاف با ابوالفضل اعتراف کرد و گفت: “من به مهیار گفته بودم فقط او را بترساند. سه متهم پس از تحقیقات تکمیلی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری محاکمه شدند. هیئت قضایی مهیار، متهم ردیف اول را به قصاص و حمید را به معاونت در قتل و سروش را به مشارکت در درگیری محکوم کرد”.

رأی قصاص متهم پس از تأیید در شعبه ۶ دیوان عالی کشور برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد.

متهم پس از گرفتن استیذان حکمش چند روز قبل پای چوبه‌دار حاضر شد و در حالی که طناب دار به گردنش آویخته بود، موفق به گرفتن مهلت از اولیای دم مقتول شد تا اینکه صبح دیروز مادر مقتول به عنوان تنها اولیای دم مقتول به دادسرای جنایی رفت و متهم را بخشید.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید