خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵, 25th of February 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۰۲/۱۳ ساعت ۱۹:۲۳:۴۵

    خانه  > slide, اقلیت های ملی, اندیشه و بیان  >  لیوان‌چای پدرم روی میز مانده بود /روایتی از ناپدیدی یوسف سیلاوی شهروند عرب اهوازی

لیوان‌چای پدرم روی میز مانده بود /روایتی از ناپدیدی یوسف سیلاوی شهروند عرب اهوازی

خبرگزاری هرانا – یوسف سیلاوى شهروند عرب اهوازی از تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۸۸ اندکی پس از بازگشت از دیدار دخترانش از سوریه از منزل مسکونی‌اش ناپدید و علی‌رغم تمامی پیگیری‌های خانواده، خبری از وی حاصل نشده است. وی در سفارت ایران در دمشق همراه دخترش مونا مورد سئوال و جواب قرار گرفته بود و با وجود این‌که هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نداشت، بنا بر اعلام غیررسمی مسئولان امنیتی به‌جهت بازگرداندن دخترانش مونا و شیما که در سوریه به پناهندگان عرب خدمات ترجمه ارائه می‌دادند، به گروگان گرفته شد. اما تاکنون هیچ‌یک از نهادهای امنیتی ایران مسئولیت بازداشت و نگهداری وی را برعهده نگرفته و حتی پس از گذشت یک‌سال از ناپدیدی برخلاف روال قانونی از صدور گواهی فوت خودداری کرده و اعلام می‌کنند وی فوت نکرده‌است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یوسف سیلاوى  متولد ٣ اردیبهشت ١٣٣٨، فرزند عباس متولد اهواز از روز ١٧ آبان ١٣٨٨ ناپدید شده و جست‌وجوی خانواده‌اش برای پیدا کردن او بی نتیجه مانده است.

شیما سیلاوی، دختر آقای یوسف سیلاوی در گفتگو با خبرنگار هرانا در مورد چگونگی ناپدید شدن پدرش گفت: “در آن زمان من و خواهر بزرگترم در کشور سوریه درس می‌خواندیم و پدرم به تازه‌گی از پیش ما برگشته بود ایران و مادرم هم پیش ما مانده بود. یکی از دوستانش با ما تماس گرفت و گفت پدرمان در را باز نمی کند. ایشان به ظن این‌که اتفاقی افتاده در را می‌شکند، اما پدرم خانه نبوده. پول های نقد، مدارک شناسایی و هیچ چیز دست نخورده بود. لباس‌هایش آویزان بودند. حتی لیوان چای پدرم روی میز بود.”

خانم سیلاوی در ادامه افزود: “مادرم به ایران بازگشت و تمام بیمارستان‌ها، ترمینال‌ها و سردخانه‌های شهر را جستجو کرد اما اثری از وی نبود و از شهر هم خارج نشده بود. هیج یک از ارگان‌های دولتی و نهادهای امنیتی هم مسئولیت بازداشت او را به عهده نگرفتند.”

دختر این شهروند مفقود شده در جواب این سئوال که آیا پدرش فعالیت خاصی داشته یا خیر خاطرنشان کرد: “پدر من ابدا اهل فعالیت‌های سیاسی و غیره نبود. اما در میان بستگان ما از فعالین سرشناس عرب بود. از طرفی من و خواهر بزرگترم که در سوریه درس می خواندیم، به پناهندگان عرب که در دفتر سازمان ملل سوریه برای رفتن به یک کشور سوم درخواست داده بودند، خدمات ترجمه ارائه می دادیم. خواهرم بیشتر از من فعال بود و بارها سفارت ایران در دمشق وی را احضار، مورد تطمیع، بازخواست و تهدید قرار داده بود. زمان بازگشت پدرم به ایران خواهرم هم همراهش به سفارت ایران رفته بود و کارکنان سفارت بیرون از ساختمان از وی سئوال و جواب کردند.”

خانم سیلاوی در ادامه گفتگو با مطرح کردن سه نکته اصلی اعلام کرد ما به یقین رسیده ایم که پدرم را برای بازگرداندن ما به ایران بازداشت کردند. اما چون وی فعالیتی نمی‌کرد بازداشت او مثل صدها مورد دیگر در هیچ نهادی ثبت نشده است و مسئولیتش را به‌عهده نمی‌گیرند.

وی در توضیح این سه نکته تصریح کرد: “اول این‌که آن دوست پدرم که به ما اطلاع داده بود پدرم مفقود شده، توسط ماموران امنیتی سپاه بازداشت شد و تهدید شده بود که چرا این ماجرا را پیگیری می کنی، در غیر این‌صورت برای خودت نیز دردسر می شود. ایشان از آن پس حتی ارتباطش با ما را نیز قطع کرد. دوم این‌که یکی از مسئولین سپاه پاسداران به طور غیررسمی به مادرم گفته بود اگر می‌خواهی شوهرت را دوباره ببینی به دخترانت بگو به ایران بازگردند. نکته سوم این‌که مادرم بعد از یکسال از ناپدیدی در پروسه‌ی دنبال کردن کارهای بیمه و حقوق بازنشستگی پدرم که از کارکنان سابق اداره برق بود، در اداره مربوطه که بایستی گواهی فوت طبق روال قانونی بعد از یک‌سال از ناپدیدی صادر می‌شد، کارمند آن اداره تلفنی می‌زند و بعد به مادرم می‌گوید شوهر شما زنده‌است و ما از صدور چنین گواهی معذوریم.”

شیما سیلاوی در پایان تاکید کرد: “پدر من فعال نبود و قوانین را نمی‌دانست. اگر مانند بعضی از فعالان هنگام بازداشت سروصدا می‌کرد و اسمش را فریاد می‌زد و از رهگذران برای بازداشتش شاهد جمع می‌کرد، این‌گونه نمی‌شد. ما هم وسط جنگ سوریه گرفتار شدیم و نتوانستیم صدای‌مان را به جایی برسانیم، تا اینکه به اروپا آمدیم و با خواهرم از طریق نهادهای بین المللی حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین الملل پرونده مفقودی پدرم را دنبال کردیم. از تمامی خانواده‌های زندانیان و مفقودین می‌خواهم در مورد عزیزان‌شان اطلاع رسانی کنند تا همه بدانند چنین قربانیانی وجود خارجی دارند و حکومت جمهوری اسلامی باید در قبال آن‌ها پاسخگو باشد.”

شایان ذکر است، چندی پیش سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای در مورد آقای یوسف سیلاوی خواستار اقدام فوری در جهت مشخص شدن سرنوشت وی شد.

ویدئوی زیر آلبومی از عکس‌های این شهروند اهوازی از کودکی تا روزهای قبل از ناپدید شدن وی است که توسط دخترانش مونا و شیما تهیه شده است.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید