خبرگزاری هرانا
امروز سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۵, 22nd of February 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۵/۰۱/۱۷ ساعت ۱۷:۰۷:۲۵

    خانه  > اعدام  >  بخشش در پای چوبه دار در قزوین

بخشش در پای چوبه دار در قزوین

خبرگزاری هرانا ـ پسر کر و لال که به اتهام “قتل”، پای چوبه دار رفته بود، در آخرین لحظه از سوی اولیای دم با گذشت همزمان از قصاص و دیه بخشیده شد و نجات یافت.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آنا، پسر کر و لالی به نام کامران که متهم بود در سال ۹۰ همکلاسی ۱۸ ساله خود را طی یک نزاع به قتل رسانده بود با گذشت اولیای دم در آخرین لحظات پیش از اجرای حکم بخشیده شد و نجات یافت.

مادر مقتول تنها شرط این بخشش را حضور متهم در مسجد محله و اعلام اینکه وی برای این رضایت هیچ پوبی دریافت نکرده است، عنوان کرد.

قنبری، رئیس واحد صلح و سازش جنایی شورای حل اختلاف قزوین در این رابطه گفت: قبل از اجرای حکم، با چند نفر از همکاران وکیلم صحبت کردم، آنها گفتند از نظر مالی می توانید روی ما حساب کنید.

با این امید که از مادر مقتول رضایت بگیریم، روز اجرای حکم به سراغش رفتیم و خیلی صحبت کردیم. به طوری که حتی پسرهای او از مادرشان می خواستند رضایت دهد اما او تنها قصاص می خواست. با اصرار زن میانسال، ماموران کامران را درحالی که چشم هایش بسته بود، به طرف چوبه دار بردند. صحنه تکان دهندهای بود، دکتر گفته بود باتوجه به وضعیت روحی کامران ممکن است او با دیدن طناب دار دچار تشنج شود به همین دلیل به خاطر حفظ سلامت او چشم هایش را بسته بودیم. پسری که نه میتوانست حرف بزند و نه میشنید در اطرافش چه میگذرد و نه خواهشهای ما از مادر مقتول را می‌دید. با این حال قاتل با زبان بی زبانی تا محل اجرای حکم التماس می کرد و از مادر پیمان تقاضای بخشش میکرد.

قنبری، رئیس واحد صلح و سازش جنایی شورای حل اختلاف قزوین ادامه میدهد: او را به سمت پلههای سکوی اجرای حکم بردند، قرآن خوانده شد و همچنان با مادر پیمان صحبت میکردیم اما او می گفت که باید اعدام شود. همزمان با اینکه کامران بالای چهارپایه بود، از او خواستم حداقل یک ماه مهلت دهد.

درنهایت او با این پیشنهادم موافقت کرد و به ماموران اجرای حکم گفته شد که کامران را برگردانند. چون اجرا کنسل شده بود، چشم بند او برداشته شد. همین که اولین پله چهارپایه را پایین آمد، نمی دانم او با زبان بی زبانی به مادر پیمان چه گفت که زن میانسال از این رو به آن رو شد. در همین لحظه، کامران به سمت مادر مقتول آمد و خودش را زیر دست و پای او انداخت.

صحنه عجیبی بود، او بدون آنکه ما متوجه شویم که چه می گوید التماس می کرد تا مادر پیمان ببخشد و زن میانسال که این زبان را به خاطر پسرش به خوبی بلد بود، تنها کسی بود که می فهمید در التماسهای کامران چه نهفته است.

برای رضای خدا

قنبری می‌گوید: “هر دو خانواده وضع مالی خوبی نداشتند، با این حال به کمک همکاران وکلا مبلغی پول تهیه کردم و از خانواده متهم هم خواستم مبلغی را تهیه کنند و بعد از یک ماه به سراغ مادر پیمان رفتیم تا شاید بتوانیم رضایت بگیریم”.

اما زن میانسال گفت اگر صحبت از پول به میان بیاورید به هیچ وجه نمی بخشم، درست است که وضع مالی‌مان خوب نیست اما نیازی به این پول هم ندارم. من، کامران را می بخشم آن هم فقط به یک شرط، به مسجد محلمان بیاید و در مقابل همه بگویید که من برای این بخشش ریالی پول نگرفتم. دلم نمی خواهد دیگران فکر کنند که من به خاطر پول او را بخشیدم، در حالی که فقط به خاطر رضای خدا بوده است.

با درخواست زن میانسال، مسئولان شورای حل اختلاف قزوین به همراه خانواده متهم، راهی مسجد محل پیمان شدند. آنها در مقابل مردم با قدردانی و سپاس از خانواده او اعلام کردند، بخشش بدون هیچ چشم‌داشتی انجام شده و تنها هدف زن میانسال رضای خدا بوده است.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید