خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]
امروز سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴, 22nd of May 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۴/۰۳/۱۲ ساعت ۱۵:۱۶:۰۲

    خانه  > slide, اعدام  >  بخشش یک متهم پای چوبه دار

بخشش یک متهم پای چوبه دار

خبرگزاری هرانا ـ  یک نفر متهم به قتل در زندان سنندج، پای چوبه دار بخشیده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جام، شامگاه دهم اردیبهشت سال ۸۶ تلفن افسر نگهبان یکی از کلانتری های شهرستان نهاوند به صدا درآمد و مردی از درگیری خیابانی خبر داد، دقایقی بعد ماموران به محل حادثه اعزام و متوجه شدند جوانی با ضربه چاقو بشدت مجروح شده و ضارب نیز گریخته است.

این در حالی بود که مرد جوان بر اثر شدت خونریزی در بیمارستان فوت کرد، همزمان با شروع تحقیقات متهم به قتل که جوانی به نام رضا بود، شناسایی و دستگیر شد.

او به قتل دوستش علی اعتراف و دلایل نامعلومی را برای انگیزه اش بیان کرد، او روانه زندان شد و مدتی بعد در دادگاه کیفری استان همدان محاکمه و با توجه به درخواست خانواده مقتول به قصاص محکوم شد.

پرونده پس از تائید حکم توسط قضات دیوان عالی کشور، به واحد اجرای احکام دادگستری ارسال و شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص وی آغاز شد.

با گذشت هشت سال از وقوع حادثه، مرد اعدامی به زندان شهرستان سنندج منتقل شد تا حکم وی اجرا شود، مقدمات اجرای حکم قصاص عامل جنایت آماده شد. آن روز رضا از سلول انفرادی خارج شد و مقابل روحانی زندان قرار گرفت، وصیت نامه اش را نوشت، با دیدن مادر مقتول فقط از او می خواست حلالش کند، خانواده جوان اعدامی هم پشت دیوار بلند زندان ایستاده و با خواندن دعا و قرآن، امیدوار بودند مادر مقتول رضایت دهد.

ماموران دستبندی به دستان مرد اعدامی زده و چشمانش را بستند و او را آرام به سمت چوبه دار بردند، به سختی قدم برمی داشت و روی چهارپایه فلزی ایستاد.

وقتی سردی طناب را دور گردنش حس کرد همه چیز را تمام شده دید و خود را برای مرگ آماده کرد، دیگر امیدی برای نجات نداشت و برای بخشش تلاشی نمی کرد، سکوت بر فضای سرد محوطه زندان حاکم بود، همه منتظر بودند مادر مقتول حکم را اجرا کند که او یک ثانیه مانده به اجرای حکم، فریاد زد بخشیدمش، اعدامش نکنید. از حق خود گذشتم، برای رضای خدا قاتل پسرم را بخشیدم، نمی توانم شاهد این باشم که مادر دیگری مثل من داغدار شود، امیدوارم این مرد به درگاه خدا توبه و زندگی سالمی را پس از آزادی شروع کند، سپس برادر مقتول طناب را از گردن مرد اعدامی باز کرد.

ماموران، مرد اعدامی را که بشدت شوکه شده بود و قدرت حرکت نداشت از بالای چوبه دار پایین آوردند، آن سوی دیوار بلند زندان، خانواده مرد اعدامی پس از دقایقی که از زمان اجرای حکم گذشته بود دیگر امید خود را از دست داده و منتظر بودند تا جسد رضا را تحویل بگیرند که یکی از ماموران به آنها خبر داد، اعدامی بخشیده شده است.

معصومه ظفر با بخشش خود زندگی دوباره ای به قاتلی داد که از گذشته خود پشیمان و چشم انتظار بخششی بود تا بتواند این گذشته را جبران کند.

مادر مقتول درباره زمان اجرای حکم اظهار کرد: “زمانی که متهم را با دست و پای بسته به اتاق آوردند، با دیدن او دلم شکست.”

“حال و روزش را که دیدم، خیلی ناراحت شدم. سکوت کرده بود و فضای سنگینی بر اتاق حاکم بود. به او گفتم چرا پسرم را کشتی و او سکوت کرد و سرش را پایین انداخت، فقط به من گفت مادر مرا حلال کن، من به تو و خانواده ات بدی کردم، حق من مرگ است، حکم را اجرا کن، فقط مرا حلال کن.”

دیدن قاتل برای این مادر همچنان با یادآوری داغی تلخ همراه است، به همین دلیل شرط گذاشت او پس از آزادی از این شهر برود، پسران این زن در کارهای خیر فعالیت دارند و معصومه می گوید “اگر من قاتل را نمی بخشیدم، اجر کار پسرانم هم ضایع می شد و نمی دانستم چه جوابی به آنها بدهم.”

حالا معصومه طعم شیرین بخشش را چشیده و تصمیم گرفته برای جلب رضایت مادر داغدار دیگری تلاش کند و برای این کار به استان همدان رفته تا مادری را از اجرای قصاص منصرف کند، او در این باره می گوید: “برخی قاتلان انسان های مجرم یا خطرناکی نیستند و به خاطر یک لحظه عصبانیت دست به قتل زده و از کار خود پشیمان هستند، این قاتلان را باید بخشید و به آنها فرصتی برای زندگی داد.”

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید