خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۴, 20th of February 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۴/۰۶/۱۶ ساعت ۲:۴۰:۰۶

    خانه  > سایر گروهها  >  درخواست قصاص برای مردی که روی همکارش اسید ریخت

درخواست قصاص برای مردی که روی همکارش اسید ریخت

خبرگزاری هرانا ـ چهارده فروردین ماه سال ۹۱ بود که مردی به نام حسین که مورد حمله با اسید و ضربات چاقو قرار گرفته بود به بیمارستانی در مرکز تهران آورده شد، شدت سوختگی ها در ناحیه سر و گردن و دست و پای این مرد و هم چنین ضربات متعدد چاقو به حدی بود که این مرد به کما رفته بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خبرآنلاین، حسین پس از ۴ ماه به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات و یافت و پس از بهبودی نسبی در حالیکه نابینا و ناشنوا شده بود شکایتی را علیه مردی که بر او اسید ریخته بود مطرح کرد.

او در شکایت خود عنوان کرد : “فردی که بر من اسید پاشیده را می شناسم او رضا آبدارچی شرکتی بود که من هم در آنجا کار می کردم”.

من نمی دانم که چرا با من این کار را کرده است، آن روز رفته بودم در رختکن تا لباس هایم را عوض کنم که ناگهان دیدم با یک قابلمه وارد شد و محتویات قابلمه را به سمت من پاشید و بعد هم با چاقو به جانم افتاد بعد از آن هم دیگر چیزی نفهمیدم، حالا هم از او شکایت دارم.

با طرح این شکایت و شناسایی و دستگیری متهم، او نیز به اتهام خود اعتراف کرد و گفت: “حسین همیشه پشت سر من حرف می زد و آبروی مرا نزد بقیه همکارانم برده بود، دیگر تصمیم گرفتم که از او انتقام بگیرم، می خواستم او را بکشم این شد که اسید تهیه کردم و آن روز که فرصت را مناسب دیدم برروی او ریختم و بعد هم به او چاقو زدم”.

پس از اعترافات این مرد، پرونده برای رسیدگی در همان سال به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و قضات وقت رای به قصاص متهم و هم چنین پرداخت دیه دادند.

با این حال پرونده برای تایید حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد اما قضات دیوانعالی کشور ضمن تایید قصاص گوش، به دلیل ممکن نبودن کور کردن متهم با اسید، حکم صادره را نقض و پرونده بار دیگر برای رسیدگی به شعبه هم عرض فرستاده شد.

صبح امروز بار دیگر متهم و شاکی در برابر قضات شعبه ۴ قرار گرفتند.

پس از قرائت متن کیفرخواست توسط نماینده دادستان که خواستار تعیین مجازات قانونی برای متهم شد شاکی در جایگاه حضور یافت و گفت: “من وضعیت بسیار بدی دارم و خواسته ام قصاص این مرد است، من برای تامین هزینه‌‍ های درمانم مجبور شدم خانه ام را نیز بفروشم، تا به حال بیشتر از ۸۰ عمل جراحی بر روی بدنم انجام شده است، خواسته ام فقط قصاص است، می خواهم که این مرد نابینا شود تا بفهمد من چه دردی می کشم، حتی اگر با اسید هم کور نشود می خواهم که بینایی اش را مثل من از دست بدهد”.

پس از آن نوبت به متهم بود تا در جایگاه قرار بگیرد و از خودش دفاع کند.

او خطاب به قضات دادگاه گفت: “این مرد مدام پشت من حرف می زد و آبروی مرا برده بود، حتی به یکی از همکارانم گفته بود که ای آبدار چی باید ادب شود، از این حرف ها و کارهایش کینه شدیدی به دل داشتم، برای همین تصمیم به انتقام گرفتم”.

بعد از پایان جلسه رسیدگی به این پرونده برای اینکه معلوم شود آیا در خواست شاکی برای قصاص چشم متهم قابل اجرا هست یا نه، پرونده به پزشکی قانونی استان فرستاده شد.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید