خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳, 19th of August 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۳/۱۰/۰۱ ساعت ۱۷:۳۷:۵۰

    خانه  > زنان  >  سمیه یک قربانی اسیدپاشی: دولت یک ریال هم کمک نکرد

سمیه یک قربانی اسیدپاشی: دولت یک ریال هم کمک نکرد

خبرگزاری هرانا – اواخر اردیبهشت سه سال پیش روستای برات آباد شاهد حادثه‌ای تلخ بود. در شبی ظلمانی عباس و برادرش بر روی صورت سمیه و دخترش اسیدپاشیدند. عباس همسر سمیه است به گفته سمیه معتاد است و مواد فروش، او به قصد انتقام از سمیه که دیگر از زندگی با او خسته شده بود اسید پاشید. سمیه می‌خواست از او جدا شود و به همراه دو دختر کوچکش رعنا و نازنین زندگی تازه‌ای را در پیش گیرد.

به گزارش هرانا به نقل از ایسکانیوز؛ عباس اما با شقاوت صورت و بینایی او و حتی دخترش را به کمک برادرش گرفت تا در صورت طلاق هم زندگی‌اش تا ابد توام با درد و رنج باشد.

روستا صداهای فریاد زنی را شنید که می‌گفت سوختم سوختم واهالی فکر کردند که زن دچار برق گرفتگی شده است. حق هم داشتند چه کسی باور می‌کند این همه بی‌رحمی را؟ آن هم مردم روستا که زلالند مثل آب.

سمیه مهری و رعنا سوختند سمیه هر دو چشمش را از دست داد، رعنا یک چشم‌اش را. سمیه زیر بار غم سوختگی صورت دختر تکید و دیگر نتوانست بالیدن رعنایش را ببیند. رعنا و سمیه بار‌ها و بار‌ها تن به تیغ جراحان سپرده‌اند با امید به اندکی بهبودی.

سمیه تاکنون ۷۰ عمل داشته است و رعنا هنوز عمل‌های زیادی در پیش دارد. دکتر رعنا کمی تخفیف به او می‌دهد اما هزینه‌های جراحی کم نیست. و دخترک معلوم نیست کی بتواند توی آیینه نگاه کند و آهی در گلویش جا خوش نکند.

پدر سمیه زمین‌اش را فروخت تا بخشی از هزینه‌ها را تقبل کند اما یک قیمت یک زمین در روستا کجا و هزینه‌های تعداد نامعلوم عمل جراحی رعنا و سمیه کجا؟

رعنا چند هفته دیگر باید پوست سرش را عمل کند

سمیه مهری در گفتگو با خبرنگار ایسکانیوز در مورد وضعیت خودش و رعنا بیان کرد: سه تا چهار هفته دیگر رعنا باید پوست سرش را عمل کند موهای سر رعنا در اثر اسیدپاشی سوخته است. تاکنون هزینه‌های عمل را پدرم و خیرین تقبل کرده‌اند. وقتی خبرگزاری ایسنا و روزنامه ایران درباره ما نوشتند برخی به ما کمک کردند اما دولت هیچ کمکی به ما نکرده است و اگر کمک‌های مردم نبود ما تا همین جا هم نمی‌توانستیم به درمان ادامه دهیم.

او می‌گوید هم اکنون شوهر و برادر شوهرش در زندان هستند و او تنها به قصاص راضی می‌شود. او می‌گوید اگرآمنه، مجید را قصاص کرده بود دیگر شاهد اسیدپاشی نبودیم. من می‌خواهم انتقام بچه را بگیرم خودم مهم نیستم.

سمیه می‌گوید: من بینایی‌ام را از دست داده‌ام و خانه نشین شده‌ام و بچه‌ها را مادرم بزرگ می‌کند. هزینه‌های زندگی‌ام نیز بر عهده پدرم است.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید