خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱, 15th of August 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۱/۱۱/۰۹ ساعت ۱۱:۴۷:۱۰

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ سرکوب و محرومیت جنسی از موارد مهم نقض حقوق بشر/ائلچین حاتمی

هرانا؛ سرکوب و محرومیت جنسی از موارد مهم نقض حقوق بشر/ائلچین حاتمی

شادی، آرامش و تکامل روحی انسانها در زندگی خصوصی با ارضا و لذات جنسی آنها رابطه مستقیم دارد. لذات جنسی زمانی شادی و آرامش روحی را در زندگی انسانها تامین می کند که رابطه جنسی در یک محیط آزاد، بدون اعمال محدودیت و با رضایت طرفین همراه باشد. حکومت های توتالیتر مذهبی و فرهنگ سنتی جوامع محدودیت شدیدی بر روابط جنسی افراد اعمال می کنند و امیال جنسی آنان را بشدت سرکوب می کنند. ایران جز کشورهایی است روابط جنسی خارج از زناشویی در آن به رسمیت شناخته نشده و گناهی بزرگ محسوب می شود و مجازات شدیدی در پی دارد. قانون مجازات اسلامی تمامی روابط جنسی خارج از ازدواج سنتی را جرم می شمارد و در اکثر موارد مجازات مرگ را در پی دارد. پس از انقلاب بهمن ۱۹۷۹ تا حالا در ایران هزاران نفر از شهروندان با حکم محاکم شرع به دلیل داشتن روابط جنسی آزاد و همچنین داشتن تمایلات جنسی همجنس گرایانه به اعدام محکوم شده و در اکثر موارد حکم در مورد آنان به اجرا گذاشته شده است و عده کثیری هم در این باره به حبس های طویل المدت، مجازات شلاق و سنگسار محکوم شده اند.

آزادی و سلامت جنسی یک حق بنیادین بشر است. حقوق جنسی هم به آزادی و خودمختاری بشر در بکارگیری مسئولانه هویت و رفتار جنسی خود گفته می شود که شامل حق حرمت جنسی و امنیت بدنی جنسی، احترام به حریم جنسی افراد، حقوق برخورداری از لذات جنسی و ابراز احساسات ناشی از آن، حقوق مربوط به روابط جنسی آزاد و تصمیم گیری آزادانه، حق آموزش در باره روابط جنسی و مراقبت های بهداشتی جنسی و… می باشد. تامین این حقوق برای افراد بستگی به نوع حکومت، گرایش های مذهبی و سیاسی و شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع بستگی دارد. در ایران حاکمیت بنیادگرای مذهبی با قانون مجازات اسلامی و گرایشات مذهبی و سنتی افراد بویژه مردان خانه و اجتماع به عنوان عوامل اصلی در سرکوب جنسی و اعمال محدودیت شدید بر آن دخیل هستند و این عوامل مانع شکستن و از بین رفتن تابوها برای تامین آزادی جنسی در بین افراد جامعه می شوند. این مسئله بیشتر تابحال حقوق زنان را هدف گرفته است و مانع تحقق و توسعه حقوق و آزادی های آنان در ایران شده است.

روابط جنسی آزادانه و احترام به حقوق جنسی، به عنوان عناصر اصلی در رفع و کاهش خشونت علیه زنان نقش مهمی را بازی می کند. خشونتی که آزادی های اساسی زنان را سلب کرده و آنان را در مقابل آزار جنسی، سوءاستفاده، تجاوز، خشونت خانگی و اجتماعی، بردگی جنسی و… آسیب پذیر می سازد. به عنوان نمونه به دلیل نبود آزادی جنسی در ایران آمار تجاوز جنسی به مراتب بیشتر از کشورهای است که سیستم حاکم در آنها با وضع قوانین دموکراتیک، آموزش جنسی و سرمایه گذاری کلان در این زمینه، شرایط را برای تامین حقوق جنسی و روابط آزاد افراد در جامعه فراهم آورده است. حکومت ایران هم به جای ایجاد شرایط برای سلامت جنسی افراد احترام به حقوق جنسی شهروندان، متجاوزین را به عنوان محارب و مفسد روی زمین مجازات و یا اعدام می کند.

از اوایل تشکیل حکومت اسلامی در ایران با توجه به روش های مختلف سرکوب و محرومیت های جنسی که روی آحاد شهروندان جامعه اعمال شده است سلامت جسمی و روحی افراد به مخاطره افتاده است. اضطراب، افسردگی، اختلالات روحی و روانی و خودارضایی از علائم بارز فقدان آزادی جنسی افراد در رابطه با غیر همجنس خود می باشد. این مسئله هم بنوبه خود تا حالا تاثیر بسزایی در عقب ماندگی جامعه ایران داشته است.

تفکیک جنسیتی در مدارس و دانشگاهها به منظور جلوگیری از روابط عاشقانه و جنسی آزاد صورت می گیرد. این رفتار نهادها و ارگان های حاکمیت باعث سرکوب امیال غریزی، جنسی و عاطفی افراد شده و تاثیر منفی روی مهارت ها و قابلیت های تحصیلی افراد می گذارد. زیرا محدودیت های جنسی از ایجاد فضای پر انرژی و بدون دغدغه و همچنین از اندیشیدن آزادانه افراد جلوگیری می کنند.

حاکمیت اسلامی ایران با تکیه بر قوانین و مقررات دین محور آزادی های فطری شهروندان که مهمترین آنها حق داشتن روابط جنسی و عاطفی آزادانه می باشد سرکوب می کند و مانع رشد و شکوفایی روح و روان انسانها می شود. سیاست ها و برنامه های حاکمیت ایران در این باره مغایر با ماده ۱۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر که در آن به آزادی حریم خصوصی افراد تاکید شده است می باشد و نقض حقوق جنسی و محرومیت افراد از آن با اعمال زور قوه قهریه به مثابه محو آزادی ذاتی و حرمت و برابری همه انسان ها در جامعه است.

تا زمانی که حاکمیت جمهوری اسلامی و در راس آن ولایت مطلقه فقیه بر مسند قدرت در ایران نشسته است سخن گفتن از آزادی جنسی و تامین حقوق جنسی شهروندان بیهوده بنظر می رسد. زیرا عوامل حاکمیت بویژه روحانیون بنیادگرا و محافظه کار سنتی روابط جنسی خارج از ازدواج را مغایر و در تقابل با حکم و امر الهی قلمداد کرده و آن را حرام دانسته و به عنوان اعمال خلاف اخلاق و رسوایی عمومی بر جامعه ایران دیکته می کنند. از نظر آنان خانواده تنها نهادی است که روابط جنسی در آن مجاز شمرده می شود. حاکمیت اسلامی با قانونی کردن سرکوب غرایز و امیال فطری انسان ها ناشی از مطلق انگاری احکام و تعالیم مذهبی سد راه روابط عاطفی و جنسی آزاد افراد در جامعه ایران شده است. در حالی که در جوامع دموکراتیک امروزی آزادی و محترم شمردن حقوق جنسی، جز عناصر و پایه های اصلی حقوق بشر محسوب می شود و این دولت ها از لحاظ قانونی علاوه بر به رسمیت شناختن آزادی و خودمختاری جنسی شهروندان، آن را مورد حمایت قرار داده و ترویج می دهند. به خاطر اینکه با مشاهده تاثیرات مثبت آزادی جنسی در زندگی فردی و اجتماعی، آن را برای توسعه و پیشرفت جوامع خودشان ضروری می دانند.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید