خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱, 26th of April 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۱/۰۹/۲۶ ساعت ۱۸:۱۱:۵۱

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ آیت الله مقدس و دشمنی با حقوق بشر در ایران / ائلچین حاتمی

هرانا؛ آیت الله مقدس و دشمنی با حقوق بشر در ایران / ائلچین حاتمی

حکومت های توتالیتر مذهبی به حکومت هایی گفته می شود که با تکیه بر ایدئولوژی مذهبی و با اجرای قوانین آن در سطح جامعه، کلیه اشکال و قواعد دموکراتیک را در جامعه حذف کرده، در همه حوزه های زندگی اجتماعی دخالت می کنند و چنین حکومت هایی می خواهند قوانین و ایدئولوژی مذهبی را بر واقعیات موجود در جامعه تحمیل کنند. این نوع حکومت ها به منظور شکل دادن به جامعه بر اساس ایدئولوژی مذهبی خود دست به خشونت، ترور و اعدام افراد مخالف و منتقد می زنند. استقلال فردی افراد را به کلی از بین برده و شیوه های زندگی آنان را با توسل به زور قوه قهریه تعیین می کنند.

حکومت جمهوری اسلامی ایران نمونه بارز حکومت توتالیتر و خودکامه در جهان امروزی می باشد. این حکومت توسط گروههایی در ماه فوریه سال ۱۹۷۹ تشکیل شد که قبل از آن این گروهها به ظاهر برای آزادی، عدالت و احترام به حقوق انسانی مبارزه می کردند و استقلال، آزادی شعار اصلی آنان بود ولی پس از تثبیت پایه های قدرت خود، سیاسی کردن مذهب شیعه و گنجاندن قوانین بر گرفته از قوانین سنتی اسلام و اندیشه مذهبی گروه حاکم در جهت خشکانیدن آزادی، دموکراسی و حقوق بشر گام برداشت و این روند تا حالا مثل گذشته ادامه داشته است.
دولت جمهوری اسلامی تا حالا کوشیده است گروهها و افرادی که با کلیت ایدئولوژی حکومت اسلامی سازگار نباشند از میان بردارد و با روش های خشونت آمیز آنها را حذف کند. طبق اصول۲، ۴ و ۵ قانون اساسی کلیت ایدئولوژی حکومت ایران را دین اسلام و رهبری ولایت مطلقه امر، جانشین خدا بر روی زمین، نماینده امام زمان در جهان در زمان غیبت کبری تشکیل می دهد. شهروندانی که تا حالا از اصول ایدئولوژیک، عقاید و اوامر رهبر و گروه حاکم پیروی نکرده اند در برابر قوانین جمهوری اسلامی ایران گناه کار شناخته شده و مستوجب مجازات شده اند. در نظر حکومت و عوامل آن در واقع تمامی افراد جامعه باید به گونه ای عمل کنند، سخن بگویند، باندیشند که اقتدار رهبر و گروه حاکم تهدید نشود. کنترل و فشار حکومت بر مردم و نقض حقوق اساسی آنان باعث ایجاد فضایی آکنده از ترس و هراس در اجتماع شده که به تباهی و زوال کرامت انسانی، آزادی و امنیت فردی شهروندان منجر شده است.
حکومت ایران دارای چندین نهاد نظامی و امنیتی گسترده در کشور می باشد که مهمترین آنها تشکیلات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات می باشد. نهادها و ارگان های حکومت و افراد وابسته به آنها بویژه سپاه و اطلاعات با برقراری کیش شخصیت و مقدس کردن علی خامنه ای در راس حکومت به عنوان ولی امر مسلمین جهان، ممانعت از بحث و گردش آزاد اطلاعات در جامعه و نقد حاکمیت، عدم شفافیت در داخل نهادهای حکومتی و استفاده از فضای سانسور، بکارگیری تاکتیک های ایجاد رعب و وحشت و در کل با اعمال سرکوبی بر تمام جوانب و زوایای زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهروندان حکم می رانند.
هیچ رسانه ای مستقل و آزاد در کشور وجود ندارد. حکومت توتالیتر کنترل تمام وسایل ارتباط جمعی را در دست داشته و نظارت شدیدی بر کلیه دستگاه های آموزشی و فرهنگی اعمال می کند. حکومت اسلامی با از بین بردن تمامی نهادهای مدنی و مردمی برای تحکیم پایه های قدرت خود نهادهایی مثل نیروی مقاومت بسیج را از بالا بر مردم تحمیل کرده است.
افراد و گروه های سیاسی که یارای مقابله با قدرت نابرابر حاکمیت را ندارند و حکومت با توسل به قوه قهریه و با تقلب و جعل آرای مردم افراد مورد نظر خود را در کرسی های ادارات و نهادها نشانده است. افراد و گروههایی که همسو با اندیشه حزب حاکم نیستند، با زور اسلحه از صحنه سیاسی کشور طرد شده و از آنها نزد قدرت حاکم به عنوان ورشکستگان مبارزات سیاسی، جریان فتنه، کافر، منحرف در رسانه ها و ابزارهای ارتباطی جمعی یاد می شود که با چنین اتهامات بی اساس راه را برای سرکوب آنها هموار می سازند.
یکی دیگر از ویژگی های توتالیتریسم مذهبی در ایران تضعیف تمام نهادهای مدنی و از بین بردن آنهاست. این نهادها و تشکل ها در حال حاضر جای خود را به یک جامعه توده ای در ایران داده است. توده ای که از ترس سرکوب نهادهای نظامی و امنیتی کاملا مطیع و به عنوان ابزاری در جهت منافع و اهداف اقلیت حاکم بکار برده می شود. حاکمیت برای این کار تا حالا از ابزار غوغا سالاری یا پروپاگاندا استفاده کرده است. علی خامنه ای و طرفداران آن در حاکمیت با دادن وعده های دروغین در جهت قانع کردن و فرمانبرداری توده مردم ایران کوشیده اند و با بزرگنمایی دستاوردهای ایدئولوژیک حکومت فارغ از اینکه تا چه حد این دستاوردها بر حقایق و داده ها استوار است سعی کرده اند آن را قابل باور برای توده نامنظم و فریب خورده بکنند. هدف حکومت از این کار یکسان سازی تمام قلمرو های زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی و از بین بردن تمام تنوعات اجتماعی و سیاسی به منظور برخورداری از پشتیبانی و حمایت توده نا آگاه در جهت منافع خود و جمع کردن آنها حول محور ایدئولوژی حکومتی یعنی دین اسلام است. این جنون جمهوری اسلامی تنها به مرزهای کشور ایران محدود نشده بلکه در کشورهایی که از لحاظ ایدئولوژیک خویشاوند حکومت ایران محسوب می شوند و گروههای نزدیک به حکومت ایران در برخی از کشورهای دنیا بروز می کند. همه این برنامه ها و رویکرد ایدئولوژیک بمنظور حفظ و بقای رژیم حاکم است و رعایت حقوق و آزادی های شهروندان و امنیت جانی آنان برای حکومت اسلامی ایران هیچ اهمیت و ارزشی ندارد.
جلوگیری از برپایی تجمعات آزاد و تشکیل احزاب مستقل؛ زندانی کردن، شکنجه و اعدام وکلا، روزنامه نگاران، وب نگاران، منتقدین حکومت، دگراندیشان و فعالین مدنی و سیاسی؛ لغو نشر و مجوز روزنامه ها و نشریات منتقد دولت؛ اعمال سانسور شدید در نشر اخبار و مطالب، رسانه ها، مطبوعات و کتاب ها؛ سرکوب افراد و گروههای منسوب به قومیت ها و اقلیت های سیاسی و مذهبی و پایمال کردن حقوق و آزادی های آنان؛ تفتیش عقاید و محدودکردن آزادی بیان و اندیشه، انحصار قدرت در دست ولایت مطلقه فقیه و داشتن قدرت نامحدود برای اداره کشور؛ بکارگیری همه امکانات کشور در جهت منافع گروه اندک؛ مطلق انگاری و مقدس شمردن ایدئولوژی مذهبی رسمی حکومت و قیاس همه موارد و مسائل با آن؛ انحصار رسانه ها مثل رادیو و تلویزیون در دست حکومت؛ اعمال محدودیت شدید بر اینترنت و کاربران آن و دولتی بودن پست، تلفن و اینترنت و نظارت کامل ارگان های امنیتی دولت بر آنها؛ تبعیض و خشونت همه جانبه علیه زنان و کودکان؛ مجازات سنگین برای دگرباشان جنسی مانند همجنس بازان و لزبین ها و طرد مستقیم آنان از جامعه؛ دخالت در زندگی خصوصی افراد و اعمال محدودیت و مجازات شدید بر روابط جنسی افراد به بهانه دفاع از اخلاق اسلامی؛ ممنوعیت تدریس زبان قومیت ها در مدارس و دانشگاهها و اعمال محدودیت شدید بر فعالیت فرهنگی آنها؛ تبعیضات اقتصادی در مناطق مختلف کشور؛ اعمال تبعیض شدید بر اقلیت های مذهبی مانند بهائیان، یهودیان، مسیحیان، پیروان اهل حق، سنی ها و دراویش و جلوگیری از عبادات و اجرای مناسک دینی آنان؛ تطمیع طرفداران و پاداش دهی به آنان در برابر اکثریت افراد جامعه؛ عدم شفافیت و دادن آمار و ارقام دستکاری شده و نادرست در مورد وضعیت کشور و پنهان کاری در زمینه عملکرد ادارات، نهادها و مسئولین حکومت؛ بسط و گسترش مجازات اعدام و خشونت دولتی مانند شکنجه در بازداشت گاه های سپاه، اطلاعات، نیروی انتظامی و ارتش، مجازات سنگسار و شلاق؛ استفاده از ترور به عنوان تحکیم و بست قدرت حاکمیت و… از مصادیق نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی ایران می باشد که بدستور آیت الله مقدس یعنی رهبر حکومت توسط ارگان های نظامی و اطلاعاتی حاکمیت بر روی افراد جامعه در مقیاس وسیعی اعمال می شود.
علی خامنه ای و نزدیکان وی برای توجیه دشمنی با حقوق بشر و آزادی های افراد آن را عمل به احکام الهی قلمداد می کنند که مبنا و اصالت حکومت ایران را تشکیل می دهد. همه این موارد ریشه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد که بسیاری از اصول آن در تضاد و تقابل کامل با اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصول و قوانین مندرج در سازمان های بین المللی قرار دارد. در بین کشورهای عضو سازمان ملل متحد ایران تنها کشوری است که دین سالار بوده و توسط روحانیونی که مدعی نمایندگان خدا در روی زمین هستند اداره می شود.
توتالیتریسم به هر شکلی نفی کننده آزادی و دشمن حقوق بشر می باشد. زمانی که این توتالیتریسم با یک ایدئولوژی فراگیر و حکومتی ترکیب می شود این دشمنی شدت بیشتری به خود می گیرد. گزارشات و شاخص های نهادهای حقوق بشری بین المللی نشان می دهد که حکومت ایران یکی از ناقضین مهم حقوق بشر و جز حکومت های غیر دموکراتیک در جهان می باشد. در ۴ سال اخیر پی در پی ایران به عنوان دشمن اینترنت، مطبوعات و زندان روزنامه نگاران در جهان شناخته شده است. نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد اعدام را در بین کشورهای جهان دارد و حکومت ایران جز فاسدترین حکومت ها در بین کشورهای جهان می باشد که در بین ۱۷۵ کشور رتبه ۱۳۳ را در سال ۲۰۱۲ به خود اختصاص داده است. نقض گسترده حقوق بشر در ایران از مطلق انگاری ایدئولوژیک حاکمیت سرچشمه می گیرد که ایدئولوژی خود را الهی، پاک و برحق جلوه می دهد و اندیشه ها و مکاتب دیگر را ناحق و کفر می شمارد که همه افراد و گروهها باید تابع آن باشند. حکومت ایران با گنجاندن قوانین سنتی شریعت در قانون اساسی و حقوق و قوانین دولتی سد راه دموکراسی و تحقق حقوق بشر در جامعه ایران شده است. این حکومت خود را تنها نماینده واقعی مردم می داند، در حقیفت خود را قیم مردم به حساب می آورد. اصالت و تقدس دهی به رهبر خودکامه هم در این باره نقش مهمی بازی می کند و از فرمان او به مثابه حکم حکومتی و الهی تعبیر می شود و همه افراد جامعه مجبور هستند به زور از آن اطاعت کنند. مهمترین ابزار حکومت توتالیتر ایران ایدئولوژی مذهبی می باشد که اصل تنوع عقیده ها و شیوه های زندگی انسانها را زیر سئوال می برد و با مخدوش کردن رابطه انسان با واقعیات در جهت محو آزادی های طبیعی و حقوق انسانی عمل کرده است.
امروزه با گسترش جهانی شدن، انقلاب ارتباطات و پیشرفت تکنولوژی اطلاعات، بیداری ملت ها و حمایت جامعه بین الملل و نهادهای حقوق بشری از مبارزات دموکراتیک مردم در نقاط مختلف جهان، حکومت های توتالیتر یکی پس از دیگری در حال فروپاشی هستند. با ادامه روند کنونی در کشور، احتمالا در آینده رهایی حکومت ایران از این امواج با شرایط بحرانی موجود داخلی و خارجی غیر ممکن بنظر می رسد و سرنوشت این حکومت جدای از سرنوشت سایر حکومت های توتالیتر جهان که در گذشته فرآیند سقوط را تجربه کرده اند نخواهد بود.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید