خبرگزاری هرانا

    خانه  > سایر گروهها  >  سیاست تهاجمی/محمد رضا بندری

سیاست تهاجمی/محمد رضا بندری

گزارشی از خشونت کلامی در حوزه دستگاه­های کلان کشور

قریب به شش سال از غالب شدن تفکر سیاسی تهاجمی در کشور می‌گذرد. تفکری که به‌طور رسمی در حوزه سیاست خارجی و به‌طور غیر رسمی در تمام شئونات سیاسی تسری یافته‌است؛ تا آنجا که برخی تحلیل‌گران، تغییرات مسئولان سیاسی کشور را به‌ویژه در حوزه دیپلماسی بین‌الملل بر اساس همگرایی آنان با این سیاست تهاجمی ارزیابی می‌کنند. اما این سیاست در طول زمان استقرار خود و علی‌الخصوص در دوره فعالیت دولت دهم جلوه‌ای بیشتر اجتماعی نیز یافته است و آن کنش سیاسی تهاجمی و بعضا همراه با خشونت کلامی سیاست‌مداران و نخبگان سیاسی است. امری که در طول دو سال و نیم اخیر بارها به تیتر اصلی خبرگزاری‌های داخلی و خارجی مبدل شد، تنش‌های بسیاری را در جامعه ایجاد نمود و بارها و بارها محمل بحث و تبادل‌نظر کارشناسان و مسئولان گردید.

 

خشونت کلامی را در تعریفی ساده می‌توان نوعی از برخورد کلامی دانست که طی آن فرد یا گروهی در قبال فرد یا گروه دیگر از ابزارهایی مانند تمسخر، تحقیر، شایعه‌پراکنی، اتهام‌زنی و طرد بهره می‌گیرد و می‌کوشد تا بدین وسیله به طرف مقابل آسیب وارد کند و یا خود را در موقعیت فرادستی قرار دهد. قطعا می‌توان در تمامی تاریخ حیات سیاسی ایران و هر کشور دیگری، نمونه‌هایی از ابراز خشونت کلامی را مشاهده نمود؛ اما آن‌چه در دو ‌سال و نیم اخیر قابل مشاهده بوده است، روند روبه‌رشد و فزاینده‌ ابراز خشونت در اظهار نظرهای سیاسی و نیز تاثیرات قابل توجه آن بر بروز خشونت‌های فیزیکی و بروز تنش‌های اجتماعی و سیاسی است.

شاید بتوان نقطه شروع رسمی این روند را تا مناظرات تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری و حواشی آن به عقب برد. موج اتهام‌زنی و بداخلاقی‌های سیاسی که در این دوران از سوی کاندیداهای هر دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب دیده شد بی‌شک شرایط کم‌نظیر و حتی بی‌نظیری را در فعالیت‌های سیاسی چند ساله اخیر رقم زد. مباحثی که علاوه بر دولت و نامزدهای انتخاباتی، دامان بسیاری از شخصیت‌های نظام را نیز گرفت و تا جایی پیش رفت که حتی امروز نیز مباحث مطرح‌شده در آن ایام مورد تحلیل و بررسی دوباره و چندباره قرار می‌گیرد. شگفت آن‌که علی‌رغم هشدارها و ابراز نگرانی‌ها از این قبیل برخوردها از سوی برخی سیاسیون، این نحوه برخورد در روزهای نا آرام پس از انتخابات نیز ادامه یافت و یکی از کلام های نخستین در تحقیر مردم از سوی احمدی نژاد با خس و خاشاک خواندن معترضین شکل گرفت.

با نگاهی به روند برخوردها و ابراز نظرهای صورت‌گرفته از انتخابات ریاست‌جمهوری تا امروز، می‌توان ادعا کرد که التهابات و برخوردهای خشن کلامی در پهنه سیاست داخلی نه تنها رو به کاهش نرفته است؛ که بی‌تردید روندی صعودی نیز داشته است. گردآوری و ارائه ادله برای این ادعا نیز چندان دشوار به‌نظر نمی‌رسد. در قوه مجریه، علاوه بر نگاه تهاجمی مسئولان دستگاه دیپلماسی در حوزه سیاست بین‌الملل، خشونت کلامی پنهان و آشکاری را می‌توان در سیاست داخلی دولت نیز مشاهده نمود. سخنان احمدی نژاد چند روز پس از انتخابات و برداشت‌های مختلف صورت گرفته از آن را شاید بتوان از مهم‌ترین این برخوردها دانست. سخنانی که طی آن، محمود احمدی‌نژاد مخالفان را «خس و خاشاک» نامید و برداشت‌های صورت‌گرفته در خصوص مصادیق این حرف، مدت‌ها محل مناقشات سیاست‌مداران بود[i] سخنی که بعدتر و در موقعیت‌های دیگر، از سوی دیگر مسئولان دولتی نیز تکرار شد. علاوه بر این قبیل برخوردهای صورت گرفته از سوی دولت و در قبال مخالفان، چنین رفتاری در مناسبات دولت و مجلس نیز بارها دیده شده است. تنش میان این دو رکن نظام سیاسی ایران در ابلاغ قوانین، بررسی بودجه‌های سالیانه، طرح هدف‌مندی یارانه‌ها، طرح حجاب و عفاف و بسیاری اتفاقات دیگر بارها روابط میان این دو نهاد را به خشونت کلامی کشیده است. مشابه همین نگرش را در برخورد دولت با رسانه‌ها نیز می‌توان مشاهده نمود. شاید برخورد معاون مطبوعاتی سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در یکی از برنامه‌های زنده رادیویی تازه‌ترین و عجیب‌ترین مورد در این خصوص باشد.

مجلس نیز در این روند از دولت عقب نمانده است. حتی می‌توان مجلس را در این حوزه چندگامی جلوتر از دولت دانست. درگیری‌های کلامی میان علی مطهری، نماینده تهران با مهدی کوچک‌زاده، دیگر نماینده این حوزه انتخابی که در نهایت به درگیری فیزیکی مختصری نیز کشیده شد، از مهم‌ترین نمونه‌های خشونت در برخورد سیاسی در قوه مقننه بود[ii].  درگیری میان این دو نماینده مجلس که با رد و بدل شدن توهین‌هایی از سوی دو طرف همراه بود، نهایتا به پرتاب اشیائی از سوی مهدی کوچک‌زاده به سمت علی مطهری ختم شد و شاید اگر دخالت دیگر نمایندگان نمی‌بود درگیری فیزیکی میان این دو شدیدتر هم می‌شد. درگیری لفظی و فیزیکی میان کواکبیان و رسایی، دو تن دیگر از نمایندگان مجلس نمونه دیگری از برخوردهای خشونت‌آمیز در مجلس بود که در حوزه خشونت‌های کلامی باقی نماند و به درگیری‌ مستقیم انجامید. تنش‌های کلامی میان نمایندگان مجلس با دولت و نمایندگان آن نیز در جای خود اهمیت ویژه‌ای دارد که در این خصوص نمایندگانی چون توکلی، مطهری، علیخانی و کواکبیان بیش از دیگران فعال بوده‌اند. شاید مهم‌ترین برخورد صورت‌گرفته میان این دو نهاد را بتوان در درگیری‌های کلامی میان احمد توکلی و الیاس نادران با معاون اول رییس‌جمهور دانست. درگیری‌های کلامی که می‌رفت با شکایت نماینده دولت از الیاس نادران فاز جدیدی را در تنش میان این دو نهاد آغاز کند. نکته جالب توجه آن که خشونت کلامی میان نمایندگان مجلس به گروه یا جریان حزبی خاصی تعلق ندارد و نمونه‌هایی از آن را در رفتار و گفتار نمایندگان هر دو فراکسیون اصلی مجلس می‌توان دید.

این موارد تنها نمونه‌هایی از برخوردهای تهاجمی صورت‌گرفته در چند ماهه اخیر است؛ اما همین مشت نمونه خروار هم به‌خوبی می‌تواند نشان‌گر نفوذ و عمق فرهنگ و اخلاق تهاجمی در سیاست ایران باشد. هرچند شاید بتوان این برخوردها را در چارچوب تحزب و رقابت حزبی توجیه نمود، اما این تلقی از مجادلات حزبی و آزادی بیان را دشوار می‌توان به عنوان عاملی مثبت در رشد فرهنگ سیاسی منظور داشت. زیرا علاوه بر افزایش استهلاک و هزینه در رفتارهای سیاسی و حزبی، تاثیرات منفی بسیاری را نیز بر ساختارها و سرمایه اجتماعی برجای می‌گذارد. شاید نسبت منافع به هزینه‌های سیاست‌های تهاجمی در دیپلماسی خارجی کشور را بتوان موضوع بحث و بررسی‌های مختلفی قرار داد، اما این نسبت در رفتارهای سیاسی داخلی جای چندانی برای بحث باقی نمی‌گذارد. با تمام این تفاسیر، نکته عجیب اصرار و تکرار در امری است که دست‌کم در نظر، مورد تایید هیچ‌کس نیست.

 


[ii] http://www.shafaf.ir/fa/pages/?cid=22931 و http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=22183 و http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=105752

نویسنده : محمد رضا بندری

منبع : ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید