خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱, 19th of June 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۱/۰۴/۰۹ ساعت ۱۵:۲۸:۰۴

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ فقر، کودک، کار، خیابان / می‌نا ابراهیمی فیروز

هرانا؛ فقر، کودک، کار، خیابان / می‌نا ابراهیمی فیروز

خبرگزاری هرانا – کودکانی که هر روز در سرما و گرما در سطح خیابان‌ها یا کارگاههای صنعتی برای تامین معیشت، مجبور به کار هستند در معرض انواع آسیب‌ها و خطرات و تحقیر‌ها قرار دارند، کودکانی که فقر و مظلومیت و خستگی در چهره‌های آن‌ها نمایان هست این‌ها کودکانی هستند که ناخواسته و به دلیل شرایطه محیطی که درآن رشد کردند به کودکان خیابانی و کودکانه کار تبدیل شده‌اند.

براساس ماده ۱ پیمان نامه حقوق کودک و سازمان یونیسف کودک به فردی اطلاق می‌شود که کمتر از ۱۸ سال سن دارد و کودک خیابانی، به کودکی اطلاق می‌شود که در شهرهای بزرگ برای بقای خود مجبور به زندگی در خیابان است و فقیر کسی است که برای زیستن و ادامه بقا از هیچ کوششی دریغ نورزد حتی اگر این تلاش معنایش انداختن درخت بازمانده بر تپه‌ای باشد تا با آن یک روز را بگذراند، هر چند آینده مکتوم و نامعلوم باشد.

فقر بزرگ‌ترین خطری است که ثبات سیاسی، همبستگی اجتماعی و سلامت کره زمین را تهدید می‌کند و ما هر روز شاهد گسترش فقر و کودکان خیابانی در کشور هستیم این کودکان خیابانی را در سطح خیابان‌ها در حال فال و گل فروشی، دستفروشی و زباله گردی دسته‌ای دیگر را در قبرستان‌ها مشغول شستن قبر‌ها و یا انجام کارهای دشوار در کارگاههای صنعتی می‌بینیم.

هیچ یک از این کودکان بیش از ۱۵ سال سن ندارند، جدا از ممنوعیت کار کودکان، که روی کاغذ قانون کار کودکان نوشته شده و کار کردن کودکان زیر ۱۵ سال را غیر قانونی می‌داند ما شاهد عمق پیشرفتگی پدیده کار خیابانی در بین کودکان هستیم و این یکی از معضلات اجتماعی است که کشور هم اینک با آن روبرو است و در صورت عدم پیشگیری و مهار آن، این معضل اجتماعی به فاجعه ملی تبدیل خواهد شد.

فقر، تفاوت شدید طبقاتی و نبود عدالت اجتماعی، نرخ بالای بیکاری، طلاق، اعتیاد، فقر فرهنگی خانواده‌ها، همگی بستری را فراهم می‌کند برای ایجاد این معضل اجتماعی، و خیابان‌ها، برای این کودکان، به مانند دانشگاهی است که آزمون ورودی آن دله دزدی و سماجت است.

کودکان کار، به خودی خود بزهکار یا منحرف نیستند اما اگر وضعیت زندگی آن‌ها مورد توجه قرار نگیرد و تغییراتی در آن به وجود نیاید به دلیل شرایط محیطی که در آن زندگی می‌کنند به رفتار‌های ضد اجتماعی و بزهکارانه می‌پردازند و به مجرمانی تبدیل می‌شوند که سلامت خود و جامعه را به خطر می‌اندازند از جمله این خطراتی که آن‌ها را تهدید می‌کند: گرفتن انواع بیماری‌ها، محروم شدن از تحصیل، مورد سو استفاده جنسی و آزار و اذیت جسمی قرار گرفتن، دوچار از خود بیگانگی شدن، پرداختن به تکدی‌گری، محروم شدن از کسب مهارتهای زندگی و خطر پرداختن به اعمال مجرمانه و… می‌باشد.

فقر پدیده‌هایی مثل: کودکان خیابانی، اعتیاد، آدم کشی، خود کشی، فحشا، سرقت، سرخوردگی و…. را به وجود می‌آورد.

حدود یک میلیون و دویست کودک کار در ایران وجود دارد که بیشتر در استان‌های تهران، خراسان، لرستان و کردستان می‌باشند بیش از ۴ درصد این کودکان به ایدز مبتلا هستند و حدود ۶۰ درصد این کودکان تجربه استفاده از دخانیات و ۴۰ درصد تجربه نوشیدن مشروبات و ۲۰ درصد نیز تجربه مصرف مواد مخدر را دارند.

آگاهی جامعه نسبت به پدیدهٔ کودک خیابانی امری است لازم چرا که موج کودکان خیابانی بزودی از حالت کودکی خارج شده و تبدیل به جوان خیابانی شده و این مجرمان کوچک چون سن نوجوانی و جوانی رسیده‌اند توانایی پذیرش خیلی از آسیب‌های اجتماعی را دارند و اگر به آن‌ها توجهی نشود و در آینده نه چندان دور در صف مجرمان یا به عبارتی در صف باجبگیران قرار می‌گیرند و بهتر است هزینه‌ای که در آینده برای مقابله با جرم در نظر گرفته می‌شود امروز برای با سواد شدن و دیگر حمایت‌های اجتماعی کودکان یاد شده صرف شود.

اولین گام مبارزه با فقر آگاه ساختن مردم از شرایطی است که در آن بسر می‌برند. وجود فقر موجب نوعی فرهنگ فقر می‌شود که خروج از آن به مراتب دشوار‌تر از خروج ازخود فقر است.

در ایران در سال ۱۳۸۲ یک انجمن غیر دولتی برای حمایت از کودکان کار به وجود آمد که هدف او آشنا کردن جامعه با معضل کودکان کار و توانمند سازی کودکان کار و خیابان بود اما نیروهای پلیس امنیت در دوم آبان ۱۳۸۷ به دلیل برگزاری کلاس‌های آموزشی مختلط و برگزاری کلاس‌های آموزشی برای کودکان مهاجر، آن را پلمپ کردند.

و هم اکنون هیچ نهاد یا سازمانی برای حمایت از این کودکان در کشور وجود ندارد!!.

دولت‌ها وظیفه دارند که از اعضای اجتماع در برابر این آسیب‌ها حمایت کنند اما این امر محقق نخواهد شد تا زمانی که تک تک اعضای جامعه نسبت به مسئله کودکان کار و خیابان حساس شوند و این کودکان رابه عنوان افرادی با مسائل و نیازهای خاص نگاه کنند و نه افراد بدی که بایستی اصلاح شوند و در راستای حل مسئله آنان دست یکدیگر را بفشارند در ضمن باید کمک‌های خارجی و هزینه‌هایی که دولت در کشورهای دور و نزدیک انجام می‌دهد کاهش یابد برای نمونه بانک توسعه اسلامی اعلام کرد ایران مبلغی معادل ۱۰ میلیارد دلار برای مقابله با فقر در کشورهای اسلامی اختصاص داده این درحالی است که یک میلیون و دویست کودک خیابانی در ایران وجود دارد و هر روز به تعداد آن‌ها نیز افزوده می‌شود.!!

پدیده‌هایی مثل فقر یک ضایعهٔ ملی و ضد حقوق بشر می‌باشد با توجه به امکانات طبیعی و بالقوه غنی کشور ما، پدیده فقر و محرومیت، کودکان کار و خیابان را، باید محصول کارکردهای غلط و نامناسب اقتصادی و اجتماعی دولتمردان در نظر گرفت چرا که ایران سرشار از منابع طبیعی است و فقر در این کشور نباید جایگاهی داشته باشد. آیا کشوری که سرشار از منابغ غنی طبیعی، انسانی و فرهنگی است جایز است دغدغهٔ اصلی کودکانش حفظ بقا درخیابان‌ها باشد؟!!

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید