خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱, 20th of September 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۱/۰۱/۲۶ ساعت ۴:۱۸:۴۱

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ گزارشی درباره‌ی مهندس صادق الحسینی، زندانی امنیتی

هرانا؛ گزارشی درباره‌ی مهندس صادق الحسینی، زندانی امنیتی

خبرگزاری هرانا – جمشید صادق الحسینی، زندانی امنیتی که در بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر رجایی شهر کرج محبوس است، اخیراً از سوی شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، حبس ابد محکوم شده است.

وی در سال ۱۳۸۷ از سوی ماموران امنیتی به اتهام جاسوسی از طریق همکاری با دولت آمریکا بازداشت شد.

گزارشی در خصوص پیشه‌ی این زندانی امنیتی و هم‌چنین وضعیت وی طی دوران حبس به دست گزارشگران هرانا رسیده است:

مهندس جمشید صادق الحسینی، متولد اردی‌بهشت ماه ۱۳۵۹ است. او در خانواده‌ای فرهنگی در مشهد، بزرگ شده است و دانش آموز ممتاز و المپیادی دبیرستان‌های مشهد بوده است. وی در سال ۱۳۷۷ برای تحصیل در رشتهٔ مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک (امیرکبیر) به تهران آمد. او لیسانس خود را در گرایش تولید صنعتی به پایان رسانید و برای ادامهٔ تحصیل به دانشگاه علم و صنعت ایران رفت و موفق شد در سال ۱۳۸۴ مدرک کار‌شناسی ارشد مهندسی سیستم‌ها را از این دانشگاه بگیرد.

او در محیط‌های کاری، فردی منضبط و کوشا و عدالت خواه بود. حضور وی در سازمان انرژی اتمی، با درخشش در این محیط کاری همراه بود. جمشید در شرایطی کار می‌کرد که تناقضات و تعارضات بسیاری بین باور‌ها و اعتقاداتش با آنچه که در کارش می‌دید، وجود داشت و همین امر سبب بروز تنش‌ها و کش و قوس‌های فراوان اداری شد.

عدم باور وی به تبعیض‌های درخواستی مدیران میانی و رانت‌خواری در پروژه‌ها سبب شد تا مدیران میانی، به دنبال حذف وی از موقعیت اداری باشند. از طرفی تسلط در کار و توانایی‌اش در برنامه ریزی و تحلیل سیستم سبب شد تا مدیران میانی بالا‌تر از وی گمان کنند که او به زودی ترقی کرده لذا با تنگ نظری ویژهٔ محیط اداری و به قصد حفظ جایگاه خود، به دنبال تخریب نامبرده بودند.

این شرایط سخت باعث دلزدگی و آزردگی خاطر جوانی شد که می‌کوشید تا با بهره گیری از استعداد و دانش خود در محیط کاری، به کشورش خدمت کند. او تصمیم می‌گیرد تا شرایط و محیط کاری خود را عوض کند. مقالات علمی و پژوهشی او در زمینهٔ برنامه ریزی و کنترل پروژه، برنامه ریزی استراتژیک، برنامه ریزی و آنالیز سیستم‌ها، طراحی سیستم‌های کیفی و ارائهٔ متدولوژی طراحی محصول جدید در ساختاری کلان پروژه‌ها در کنار سوابق کاری او به عنوان مهندس مشاور در شرکت‌های معتبری چون ایران خودرو و مهندسی و ساخت تجهیزات نفت و نیز کار‌شناسی ارشد در شرکت برنامه ریزی مبنا و سازمان انرژی اتمی به همراه تسلطش به زبان انگلیسی (وی مدرک TOFEL و GRE دارد) سبب می‌شود تا کشورهای داخلی و خارجی زیادی به او پیشنهاد همکاری بدهند. از این روی او برای ادامهٔ کار به دبی می‌رود و شرکت معتبری چون نفت بریتانیا (BP) تمایل خود را برای استخدام او در پروژه‌های بین المللی اعلام می‌دارد.

متاسفانه وی در یکی از سفر‌هایش و در حین بازگشت به ایران در بهمن ماه ۱۳۸۷، به اتهام همکاری با دولت امریکا دستگیر می‌شود. وی را به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال و در سلول انفرادی در شرایطی تنش‌زا قرار می‌دهند. بازجویی‌های طولانی، پرفشار و کاملاً فریب کارانه با عدم اطلاع متهم جوان از حقوق قانونی‌اش صورت می‌گیرد تا بتوان از وی طعمه‌ای جهت تبلیغات سیاسی فراهم آورند. متاسفانه بازجویان وی روند پرونده را کاملاً شخصی می‌کنند و سرنوشت این جوان را به مراحل خطرناکی سوق می‌دهند.

کار به آنجا می‌رسد که وی بعد از دورانی طولانی حبس در بند ۲۰۹ و بعد از یکسال که حتی یکبار هم وکیل خود را ملاقات نکرده، به شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قلضی صلواتی فرستاده می‌شود. در این دادگاه، قاضی صلواتی بدون توجه و دقت نظر به دفاعیات وی، این جوان را درحالیکه در پرونده‌اش حتی یک کلمه اعتراف مبنی بر همکاری و ارتباط با دولت آمریکا وجود نداشت؛ به همین اتهام محکوم می‌کند. او بدون استناد به موارد موجود در پرونده و دقت به مفاد قانونی و بدون اثبات مسئله، محارب تشخیص داده می‌شود و با یک درجه تخفیف، به حبس ابد محکوم و به زندان مخوف رجایی شهر تبعید می‌گردد.

حکم وی در شعبهٔ ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران، به ریاست قاضی موحد بدون هیچ دقت نظری، عیناً تایید شده و حتی از ارسال حکم به دیوان عالی کشور هم جلوگیری می‌شود.
نکتهٔ جالب اینجاست که در تیرماه سال ۹۰ و بعد از مختومه شدن پرونده و مراحل دادرسی بازجویان بار دیگر به سراغ جمشید می‌آیند تا در پی ادعاهای وزیر اطلاعات مبنی بر کشف یک شبکهٔ جاسوسی آمریکایی با فریب و تهدید وی و پر کردن فیلم‌های اعتراف، تبلیغات و بهره برداری سیاسی کنند؛ مسئله‌ای که هیچ ارتباطی با جمشید نداشت…

لذا پس از تمکین وی به تقاضاهای آن‌ها مبنی بر اعترافات دروغین و نامرتبط، او را تهدید می‌کنند که از انجام هرگونه گشایش در پرونده و یا مرخصی و مواردی از این دست محروم خواهد شد. او که بیش از ۳ سال است در زندان به سر می‌برد و حتی گاهاً تهدید به اعدام هم می‌شود.

سوء مدیریت، تنگ نظری و عدم استفاده از نخبگان جامعه در کنار اعمال سلایق شخصی و لجبازی‌های کودکانهٔ بازجویان سبب شد جوانی که می‌توانست برای جامعه و مملکت فرد مفیدی باشد، اکنون می‌بایست در زندان روزگار سپری کند.

گفتنی ست پدر و مادر وی که از فرهنگیان بازنشستهٔ آموزش و پرورش هستند، هرهفته بایستی با طی مسافتی طولانی برای ملاقات با او، از مشهد به کرج بیایند تا از نزدیک شاهد از بین رفتن خود و سرمایهٔ مملکتشان باشند.

• نویسنده: همبندی تازه آزاد شده مهندس صادق الحسینی (نویسنده نزد هرانا محفوظ است)

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید