خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۰, 19th of February 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ ساعت ۶:۱۵:۳۴

    خانه  > سایر گروهها  >  زنان افغان در اسارت سنت های قبیله ای / محمد اسحاق فیاض

زنان افغان در اسارت سنت های قبیله ای / محمد اسحاق فیاض

تفکرات سلفی گری با ساختارهای قبیله ای به راحتی قابل ترکیب است و برای تداوم این باورها اسلام سفلی و سنت های قبیله ای در هم آمیخته و سبب اسارت زنان گردیده است. اما این که سنت های قبیله ای در مورد زنان حتی بر باورهای سلفی از اسلام هم در جامعه قبیله ای برتری دارد، به این دلیل است که سنت های قبیله ای در مورد زنان در متن دستورات اسلام نیست اما باورهای ارتجاعی از دین توجیه گر این سنت ها شده و آن را به اباحه تبدیل کرده است.

برخی ها بدین باورند که افغانستان سرزمین تضاد ها و پارادکس هاست، این سرزمین بهترین و آزاد ترین قانون اساسی را دارا می باشد، امادراطاعت و پیروی ازقانون اولین کشوری است که قانون را زیر پا می گذارد و دردامن فساد اداری غرقند. یکی از پارادکس های موجود در جامعه افغانی موقعیت و جایگاه اجتماعی زنان در نگرش های مدرن و سنتی آن است. قانون اساسی افغانستان، قانونی است که بیشترین سهم و جایگاه سیاسی و اجتماعی را به زنان قایل شده است، اما در همین جامعه بسیاری از زنان چنان غرق درسنت های قبیله ای هستند که موقعیت وجایگاه اجتماعی که درقانون برای آنان در نظر گرفته شده است؛ اصلا نمی توانند درک کنند.

قانون اساسی جدید افغانستان، با نگرش اومانیستی- اسلامی، بنیانگذار تهدابی است که می شود دموکراسی را در آن بنانهاد، درچنین نگرشی است که در ماده ۲۲ آن آمده است: «هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان، ممنوع است، اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق و وجایب مساوی می باشد.» این ماده صریح ترین ماده ای از قانون اساسی کشوراست که هرگونه تبعیض را میان زنان و مردان، مردود می شمارد و رسما حقوق زن و مرد را برابر قانون مساوی می داند، هرچند که در قانون اساسی داود خان و رژیم کمونیستی پیشین نیز اشاره ای به آن شده است؛ اما تااین اندازه از صراحت و روشنی برخوردار نبود و نیز زمینه اجرایی در جامعه پیدا نکرد، ولی اکنون با توجه به وضعیت مطلوب پیش آمده بعد از موافقت نامه بن (۱۵ دسامبر ۲۰۰۱) مردم کشورما زندگی سیاسی- اجتماعی جدیدی را در سایه دموکراسی آغاز کرده اند، به همین دلیل قانون اساسی جدید سعی کرده است خود را به تمامی معاهدات بین المللی حقوق بشر، پایبند نشان دهد و در ماده هفتم تاکید دارد که: «دولت، منشور ملل متحد، معاهدات بین الدول، میثاق های بین المللی که افغانستان به آن ملحق شده است و اعلامیه حقوق بشر را رعایت می کند».

در کنار این تعهدات دولت موقت افغانستان با حمایت های بین المللی، کمیسیون مستقل حقوق بشر را در افغانستان بنا نهاد تا از هر نوع تبعیض قومی، مذهبی، جنسی و… در کشور جلو گیری کرده و در برابر نقض آن ایستادگی نماید. قانون اساسی جدید در ماده ۵۸ آن رسما برتشکیل این کمیسیون صحه گذاشته است: «دولت به منظور نظارت بر رعایت حقوق بشردرافغانستان و بهبود وحمایت ازآن، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را تاسیس می نماید، هر شخص می تواند در صورت نقض حقوق بشری خود، به این کمیسیون شکایت نماید، کمیسیون می تواند موارد نقض حقوق بشری افراد را به مراجع قانونی راجع سازد و در دفاع از حقوق آنها مساعدت نماید».

پیوستن افغانستان به «کنوانسیون رفع هرنوع تبعیض علیه زنان» نشان دهنده این حقیقت است که زنان افغانستان باید از دام اسارت رها شوند و به حقوق انسانی خود نایل آیند. دوران سیاه طالبان تلخ ترین و دهشتناک ترین تجربه ای بود که زنان افغانستان پشت سر گذاشتند ولی همین تجربه تلخ زمینه ای شد برای اعاده بسیاری از حقوقی که زنان افغانستان در گذشته از آن محروم بودند، نفس پیوستن افغانستان به این کنوانسیون، گام بزرگی در راستای اعاده حقوق زنان افغانستان استهر چند تاکنون از سوی پارلمان افغانستان به تایید و تصویب نرسیده است.

با توجه به پای بندی افغانستان به این معاهدات، قانون اساسی جدید راه را برای مشارکت سیاسی زنان در جامعه افغانی، باز گذاشته و ماده ۶۲ قانون اساسی فقط ازشرایطی نام می برد که یک رییس جمهور باید دارا باشد و هیچ قیدی وجود ندارد که مانع کاندید شدن زن در مقام ریاست جمهوری در افغانستان شود. یکی دیگر از کار های نیکی که در مورد زنان صورت گرفته سهمیه بندی حضور آنان در قدرت سیاسی افغانستان است، زیرا در جامعه مرد سالار افغانی اگر سهمیه ای برای زنان درنظر گرفته نشود، به مرور زمان بار دیگر حقوق آنان پایمال خواهد شد، در نظرگرفتن ۲۵% سهمیه برای زنان در مجلس نمایندگان، سنا و شوراهای ولایتی نشان میدهد که قانون اساسی و قانون مدنی افغانستان تمامی راههای مشارکت زنان را در قدرت تضمین می نماید. طبیعی است که حضور زنان در اجتماع و سیاست، به عنوان نیمی از پیکره جامعه، زمینه رشد و آگاهی و توانمندی اجتماعی را در تمامی زمینه ها به بار خواهد آورد و درخت علم و دانش و تخصص های گوناگون در میان زنان و مردان افغان، به بار خواهد نشست.

اماآیا وضعیت زنان درافغانستان همطراز با همان جایگاهی است که در قانون برای آ‌نان در نظر گرفته شده است؟ برای این پاسخ کافی است که به گزارش های سازمان ملل که در باره زنان افغان انتشار یافته توجه شود و یا به گزارش های دهشتناکی که از کشتن و شکنجه زنان افغان در خانه ها و نگاهی که مردان قبیله نسبت به زنان دارند توجه گردد.

معاون صندوق وجهی سازمان ملل متحد برای زنان در افغانستان آقای ضیا شیخ می گوید: نقش زنان در پروسه صلح و ثبات در افغانستان کمتر از آن است که انتظار می رفت. به باور ضیا شیخ، ازدواج های اجباری و ضعف اقتصادی فامیل ها باعث ازدیاد خشونت علیه زنان در افغانستان می گردد. بر اساس گفته مسئول کمیسیون حقوق بشر تنها در ولایت هرات درسال جاری ۷۸ مورد شکایت زنان، ازنقض حقوق شان به ثبت رسیده و دراین مدت، ۱۴ مورد قتل زنان براثرخشونت های خانواده گی به وقوع پیوسته است. براساس آمار وزارت امورزنان طی سال جاری، حدود ۲۱۷۶ مورد خشونت علیه زنان رخداده است این خشونت ها عبارت بوده است از: ازدواج اجباری، لت وکوب، خودسوزی وقتل. متاسفانه این نشان می دهد که درافغانستان بجای آن که آمار های خشونت علیه زنان پایین بیاید هرسال افزایش پیدا می کند.

به راستی چرا علی رغم چنین قانون اساسی باز چنین وضعیتی برای زنان در جامعه حاکم است؟ مشکل اساسی همان پارادوکسی است که در جامعه افغانی وجود دارد و به آن اشاره گردید. نگرش سنتی و قبیله ای که رفتارها و باورهای سنتی شان را به نام اسلام نیز توجیه می کنند. اگربه رفتاری که مردان قبیله ای نسبت به زنان دارند دقت شود، به سادگی روشن می گردد که آنان هیچ گونه احترام انسانی نسبت به آنان قایل نیستند، زیرا اگر آنان را به عنوان یک انسان احترام می کردند هرگز گوش و بینی و نوک انگشتان زنان را نمی بریدند، حتی چنین رفتاری از نظر اسلام نسبت به حیوانات هم روا نیست چه رسد به انسان. اما انچه که مردان را وادار به این رفتار ضد انسانی می کند، باورها و برداشت های قبیله ای است، اخلاق و رفتاری های قبیله ای چنین بینشی را برای آنان داده است که زن را موجود بدنام و عاجزی بدانند که فقط باید در خانه وسیله ای برای دفع شهوت مرد و برده ای برای کار درخانه باشند.

هر در چند دنیای مدرن امروز برخی از احکام فقهی که در اسلام نسبت به زنان دارند، انتقاداتی صورت می گیرد، از قبیل ممنوعیت مشارکت سیاسی زنان در هرم قدرت، بیرون رفتن زنان بدون اجازه شوهر از خانه، عدم تساوی ارث میان زن و مرد، انحصار حق طلاق در دست مردان، تعدد زوجات و… اما در افغانستان قبل از آن که این اینگونه احکام فقهی سدی در برابر فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان ایجاد کند، سنت های اجتماعی و باور های قبیله ای است که آنان را به دام انداخته اند. البته در کنار باورهای سنتی تفسیر بنیادگرایانه در قالب باورهای سلفی از اسلام سبب توجیه و تحکیم سنت های قبیله ای در افغانستان گردیده است. در واقع تفسیر سنتی از دین و باورهای قبیله ای و حضور ملاهای سنت اندیش و روسای قبایل در راس هرم اجتماعی جامعه افغانی بخصوص در جنوب کشور، به مثلث شوم اسارت زنان در جامعه افغانی تبدیل گردیده است. ممکن است گفته شود که همین که سنت های قبیله ای با دستورات دینی در قالب تفسیر ارتجاعی از دین توجیه می شود بازهم این دین است که زنان را در جامعه افغانی به اسارت برده است، باید گفت که دستورات اسلام تمام آن چیزی نیست که طالبان و یا مولوی ها و ملاهای سنت اندیش از دین ارایه می دهند، هرچند از دین و بخصوص دین اسلام تفسیرها و قرائت مختلفی ارایه گردیده است، اما تفسیربنیاد گرایانه افراطی از نادر ترین تفسیرهایی است که سلفی ها به آن باور دارند و تفکرات سلفی گری بیشتر در جوامعی از کشورهای مسلمان رواج دارد که گرفتار ساختارهای اجتماعی قبیله ای است، یعنی تفکرات سلفی گری با ساختارهای قبیله ای به راحتی قابل ترکیب است و برای تداوم این باورها اسلام سفلی و سنت های قبیله ای در هم آمیخته و سبب اسارت زنان گردیده است. اما این که سنت های قبیله ای در مورد زنان حتی بر باورهای سلفی از اسلام هم در جامعه قبیله ای برتری دارد، به این دلیل است که سنت های قبیله ای در مورد زنان در متن دستورات اسلام نیست اما باورهای ارتجاعی از دین توجیه گر این سنت ها شده و آن را به اباحه تبدیل کرده است.

چندی پیش در رسانه ها این خبر به نشر رسید که مردی انگشتان زنش را بریده است. این زن که به بیمارستان انتقال داده شده بود گفت، شوهرش او را لت و کوب کرده، آب جوش بر سرش ریخته و انگشتان پاى چپش را با کارد قطع نموده است. او که یک طفل شیر خوار پنج ماهه دارد در حالى که اشک میریخت گفت: «شوهرم بهانه گیرى میکرد، هفته پیشتر با مرمى (گلوله) به پایم زد و حالا انگشتان پایم را بریده است». قطعا چنین برخوردی نسبت به زنان در اسلام وجود ندارد و اسلام تاکید های زیادی نسبت به خوشرفتاری به زنان دارد، اما مسئله ننگ ناموسی که برخواسته از سنت های قبیله است، سبب بروز چنین خشونت هایی می شود و ملاهای سنتی که امور دینی جامعه قبیله ای را در اختیار دارند، در برابر چنین جنایاتی سکوت اختیار می کنند و با عدم تمکین زن در برابر شوهر آن را توجیه می کنند. اگربه رفتاری که مردان قبیله نسبت به زنان دارند دقت شود، به سادگی روشن می گردد که آنان هیچ گونه احترام انسانی نسبت به آنان قایل نیستند.

در قرآن زن و شوهر را نسبت یه یک دیگر، لباس هم دیگر می دانند «هن لباس لکم و انتم لباس لهن… آنان لباس برای شما و شما لباس برای آنها هستید» و نیز می گوید:

«… ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها… برای شما از جنس خودتان جفتی آفرید تا در کنار او آسایش داشته باشید». ازجمله حقوق آدمیان، برخورداری از آرامش در طول حیات است و ازدواج زمینه ساز آرامش روحی و روانی برای زن و مرد خانواده است، اما آیا با چنین رفتاری که مردان قبیله ای بازنان دارند، این مردان لباسی برای زنان شان هستند و یا این زنان در کنار شوهران شان در آرامش هستند؟ در حالی که براساس گفته دکتران تعداد زیادی از زنان درافغانستان گرفتار مشکلات زیاد روحی و روانی هستند که ناشی از رفتار بد مردان در خانواده شان است. در حالی که اسلام خانواده را مایه آرامش و قرار می داند و ازدواج را مایه آرامش روحی و روانی مرد و زن می داند، اما آیا خانه مردانی که تفکر قبیله ای دارند برای زنان مایه آرامش است؟

در حالی که ازنظر اسلام زن و مرد به عنوان یک انسان از یک آفرینش برخوردارند و در اسلام هیچ تفاوتی میان زن و مرد از ناحیه خلقت و آفرینش وجود ندارد، هر دو از یک ماهیت انسانی برخوردارند و در ویژگیهای انسانی با هم مشترکند.

قرآن در آیه ۱۳ سوره حجرات یادآور می‌شود که انسانها از یک مرد و زن آفریده شده‌اند؛ یعنی همان طوری که آفرینش اولیه انسان اعم از زن و مرد یکی است، تداوم بقای انسانها نیز به طور مساوی از یک زن و مردند، اگر تمایزات قومی و قبیله ی میان انسان‌هاست به خاطر آن است تا همدیگر را بشناسند وگرنه رنگ، پوست، نژاد و نیز جنسیت هیچ کدام عامل برتری نیست. قرآن به دنبال این بیان فوراً عامل برتری را بیان می‌کند. از نظر قرآن تنها عاملی که می تواند انسانی را بر انسانی دیگر برتری دهد، پرهیزگاری و کمال جویی است: «ای انسانها شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و گروه گروه و شعبه شعبه قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید، همانا گرامیترین شما پرهیزگارترین شماست.» به راستی جرم زنانی که قربانی خشونت های سنت قبیله ای می گردند در کدام یک از دستورات اسلام قابل تطبیق است؟

درحالی که این مردان خود را مسلمان می دانند و حتی بیشتر از دیگران تظاهر به دین می کنند.

با توجه به وضعیت موجود در مقاله هایی که در این مورد داشته ام مهم ترین راهکاری که برای برون رفت از این چالش در قدم اول می توان ارایه داد، این است که دولت افغانستان و نیز نهادهای همسو با حقوق بشر و نهادهایی که برای ازادی و حقوق زنان در کشور کار می کنند، این است که نهضت علمی و حرکت تبلیغاتی گسترده را برای از بین بردن سنت های قبیله ای آغاز نمایند و باورهای مردان قبیله را نسبت به زنان تغییر دهند و در سایه این تغییرات است که می توان امید وار بود خشونت علیه زنان درافغانستان کاهش پیدا می کند. در غیر این صورت اگر نهاد های طرفدار حقوق زنان بارها و بارها اظهار تاسف نمایند و آمار های بلند بالایی از میزان جرم و جنایت و خشونت علیه زنان منتشر کنند و هیچ راه حل عملی برای رفع این گونه خشونت ها در دست نداشته باشند، چه کاری از انها ساخته است؟ درحالی که آنان حتی در روستاها رفته نمی توانند چه رسد به این که مسایل حقوق زنان را میان زنان تبلیغ نمایند. در جامعه قبیلوی بهترین راه حل برای تغییر باورهای قبیله ای روحانیون بیدار و هوشیار هستند که از راه تبلیغ دینی به مردان قبیله بفهمانند که زنان نیز انسانند و ازحقوق و کرامت انسانی برخوردارند و انسان حتی حیوان را نیز انگشتان و گوش و بینی نمی برند چه رسد به انسان بی گناهی که فقط جرمش زن بودن است و بس. اما در مقابل این راهکار، این سئوالات مطرح‌‌ است که آیا در جامعه قبیله ای روحانی روشنفکر و بی باور در برابر سنت ها قبیله ای یافت می شود؟ و ایا چنین افرادی قدرت حضور و تبلیغ در چنین جامعه ای را دارد؟ آیا این روحانیون قدرت نفوذ پذیری در میان توده های سنت گرا دارند؟ سئوالی است که این قلم هم از پاسخ آن عاجز مانده است و با توجه به این بن ها است که زن افغان باید در دایره تکراری سنت های قبیله ای و تراژدی های جاهلی قربانی گردد.

نویسنده: محمد اسحاق فیاض

منبع: ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید